روزهای پس از هشت آذر
مارس 22, 2008 at 12:49 ق.ظ | In انتخابات لارستان, صحبت نو |Tags: مجلس هشتم, انتخابات لارستان, علیاصغر حسنی
محمد خواجهپور بیست و چهار اسفند، هشت آذر گراشیها بود. آن مسابقه فوتبال با نتیجه رویاییاش را گراش در نیمه شب آخرین جمعه سال تجربه کردند. لذت یک خاطره جمعی. این شور و شادیها برای جامعه لازم است تا موتوری برای حرکت به آینده باشد. اما این حرکت تنها وقتی میتواند مفید باشد که با تکچرخ و ویراژ همراه نشود.
روزهای پس از انتخابات چهره تازه گراش رونمایی شد ولی نباید فراموش کرد این چهره تازه و شاداب موقتی است و تنها در صورتی این روزها به یاد ماندنی میشود که این فرصت تاریخی از دست نرود. جامعهای میتواند به رشد برسد که از این فرصتهای تاریخی حتی اگر در اثر اشتباه تماشاگرنمای حریف باشد، استفاده کند.
1. هر چند انتخاب حسنی باعث تقویت روحیه جمعی گراشیها شده است. اما این همدلی نباید همراه با تخریب دیگران و توهم قدرت باشد. یک نماینده مجلس اختیارات و توانایی محدودی دارد. خواستههای تلنبار شده اجتماعی و سیاسی در گراش بر روی دوشهای حسنی سنگینی خواهد کرد. وقتی این جو شور به پایان برسد روی تلخ سیاست رخ خواهد نمود. این ویژگی پدیدهها است. احمدینژاد را به یاد بیاورید و یا خاتمی را، استراتژی دستیابی به قدرت یک چیز است و توانای ایجاد فرصتهای تازه چیز دیگری، سکه سیاست خیلی زود وارونه میشود و باید برای آن روز نه چندان دور آماده بود.
2. با انتخاب حسنی جابجایی کوچکی در ساختار سیاسی منطقه انجام شده است. نباید این واقعه را به سطح معجزهای ارتقا داد و از طریق آن سعی کرد مشکلات دیرینه تاریخی را حل کرد. یا به قولی به دنبال تلافی بود. باید پذیرفت لار همچنان مرکز شهرستان و بزرگترین شهر منطقه جنوب فارس است. متلک انداختن به هم و بازو نشان دادن به مقصدی به جز هدر رفتن فرصت و توان تمام منطقه نمیرسد.
3. حسنی شخصیت خاصی دارد که در جایگاه حساس نمایندگی رخ مینمایاند. او مرد پیگیری است همانگونه که در مرحله تبلیغات گروهی قوی او را همراهی کردند. ضروری است اکنون این حلقه گستردهتر شده و کل شهرستانهای لارستان و خنج را در برگیرد. اما به نظر میرسد برای گستردهتر شدن این حلقه باید تنگنظری را کنار گذاشت و با خطکشیهای مرسوم آدمها را حذف نکرد. اگر حسنی از نظر برنامهریزی پشتیبانی شود او میتواند با توان کامل به جنگ مشکلات کاغذبازی و روند کند اداری برود. توقعات ما از نماینده باید با توجه به توان او سنجیده شود.
4. فرصت نمایندگی تنها فرصت یک فرد نیست. از مشکلات اصلی نظام اجتماعی شهر گراش، اکراه عمومی از ورود به سیستم اداری است. گراشیها ترجیح میدهند آزاد باشند و کار خود را انجام دهند و یا با ورود به نظام اداری از شهر و دیار خود دل نمیکنند. این مساله باعث شده است که حتی در صورت فراهم بودن امکانات سختافزاری نیز نیروی انسانی مفید برای پیشرفت شهر وجود نداشته باشد. قابل پیشبینی است که اولین گامهای حسنی همانند همان رفتاری که او در مدیریت خود در شهر گراش داشت، کمک به گسترش اداری گراش و شهرهای همجوار است. اما آیا ما تاکنون نیروهای موردنیاز را آماده کردهایم؟
5. نباید فراموش کرد که نمایندگی مجلس، نمایندگی ملت ایران نیز است. از سوی دیگر سرنوشت اجتماعی و اقتصادی منطقه ما وابستگی شدیدی به کشورهای حوزه خلیجفارس دارد. حضور حسنی به عنوان کسی که از نظر خانوادگی پیوندهای نزدیکی با لارستانیهای مقیم آنسوی آبها دارد یک فرصت تاریخی است. او نباید به مرزهای کوچک لارستان اکتفا کند. کلید بسیاری از مشکلات ما در آمپلیفایر مسجد و حتی رسیدن آب نیست. نگاه ملی به مشکلات شهرستان میتواند راه برونرفت لارستان از مشکلات فعلی باشد. باید از ظرفیتهای تاریخی و جغرافیایی موجود بیش از اینها استفاده کرد.
6. فرصت بیست و چهار اسفند، فرصت همدلی است. پیام فرستادن یک جانبه از مرکز به بیرون به پایان رسیده است و حالا باید حرف یکدیگر را بشنویم. برای همدلی نباید به آرای ریخته شده به صندوق نگاه کرد. اگر پیروز انتخابات مشخص بود بیشتر افراد ترجیح میدهند که در سمت برنده قرار بگیرند. در این گفتگوی دو سویه که امید داریم شکل بگیرد نباید تخواستههای بیش از حد داشت نباید بازی را به هم زد. بازی تازه شروع شده است.
7. آن ته دلم هنوز نگرانم که از این فرصت تاریخی به خوبی استفاده نکنیم.
2 دیدگاه »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
نگران توقعات گراشيها هم بايد بود.
البته بيشتر از اينكه به راهيابي حسني به مجلس اميدوار باشم به باز شدن پاي اين شخصيت به بالاها اميدوارم.
اگر پايش را گذاشتيم جاي حداد خيلي خواهيم خنديد:دي
دیدگاه با GHasedak — مارس 23, 2008 #
فقط اميدوارم اشتباه محبي را تكرار نكند و گول نامه هاي فرماليته خود و پاسخ هاي سر خرمن مسولان اجرايي را نخورد .وقتي محبي گفت (آب آمد )و ميلاد لارستان شيطنت كرد وآن را تيتر كرد كار محبي تمام شد.بايد حسني متوجه فاصله ي حرف هاي روي كاغذبا اقدامات واقعي باشد.نمي دانم خود يا اطرافيانش چنين كياستي دارند كه تبديل به يك تيتر خنده دار نشوند؟شرمنده ام كه بايد توضيح دهم اين حرف من فقط از سر هشدار بود و ربطي به دعواي لاري و گراشي نداشت
دیدگاه با كاظم رحيمي نژاد — مارس 27, 2008 #