سعید توکلی از دوستان من است که که روزگاری قلماش آنقدر پرکار بود که میشد حدس زد روزگاری میتواند با آن قلم تیز و برنده گردن هر که را بخواهد بزند. حالا کمتر مینویسید و هر چه بخواهد مینویسید. اما هنوز افتخار میکنم که دوست من است. وبلاگی ندارد یا شاید دارد و من خبر ندارم اما گاهی در انجمنی جایی شروع میکند به همین طور نوشتن و نوشتن. یکی از پراکنده نوشتههای او را اینجا میگذارم که شما هم حظ کنید.
حکایات شیخ ما
شیخ را پرسیدند کدام فیلمها و برنامهها را بیشتر به تماشا مینشینید؟ شیخ گفت:«فیلم هندی و ایرانی، سریالها و جواد خیابانی را». و شیخ بسیار اهل ریاضت بود.
2
مریدی به محضر شیخ شتافت، جویای جوابی به مسئلهای. و شیخ را در خواب همی یافت. در گوش وی زمزمه کرد «یا شیخ خوابید؟» شیخ آرام گفت «خَفَه!»
و اینچنین بود شیخ ما.
3
شیخ و یاران به مباحثه و تخمه شکاندن همی مشغول بودند که به ناگاه شیخ فرمود:«آدمی را دو نوع باشد. یا اندرون تلویزیون باشد یا روبروی». مریدان پرسیدند «و دیگران؟» شیخ گفت:« آنان نیز به این وادی وارد شوند.»
4
شیخ را گفتند «چه خبر؟»
و شیخ فرمود «به همان قافیه.»
و این هم یک حکایت غیر شیخ مایی
شرکت کننده محترم: دو تومان را انتخاب میکنم.
مجری خردمند: آفرین بر شما. لازم به ذکر است در این مرحله نیز شما جایزه اخلاق و قناعت را بردید. جعبه شما حاوی دو میلیون تومان است. حال که در جعبه دیگر یک سکه پنج تومانی وجود داشت.
«تهیه شده در گروه معارف شبکه فلان»



6 دیدگاه
آوریل 26, 2008 در t 8:47 ق.ظ
این سعید توکلی آبروی ادبیاتو برده
می 8, 2008 در t 5:40 ق.ظ
سلام
نمیخواین به روز شین؟
یه ما سر بزنین
یا علی
می 11, 2008 در t 8:18 ب.ظ
يك شعر آقاي توكلي را خوانده ام .همان كه برنده ي جشنواره شد.با مطلبي در مورد غزل امروز آپ كردم
می 14, 2008 در t 4:01 ب.ظ
سلام.با کاری جدید بروزم.خوشحال میشم نظر بدین.
می 25, 2008 در t 12:15 ب.ظ
شيخ! نظرات حاج درويش كو پس؟
می 27, 2008 در t 7:07 ق.ظ
سلام
خيلي لذت بردم
دوست دارم در جمع باشم ولي افسوس كه بي وقتم
همين وقتم شده جمعم ولي افسوس كه باز هم بي جمعم