محتوای ژوئن 2008

ژوئن 26, 2008

امیرحسین خورشیدفر، کمی سلینجر-کمی کارور

زندگی مطابق خواسته‌ی تو پیش می‌رود/ امیرحسین‌خورشیدفر/ نشرمرکز/ چاپ اول 1385/ 2400 تومان
امیرحسین خورشیدفر هنوز جوان است یا شاید وقتی خودم را جوان بدانم او هم جوان باشد. متولد 1359 و یا شاید 52  در تهران است و بعد از چند کتاب کوچک که در انتشارات ماهریز چاپ کرده، رسیده است به مجموعه «زندگی مطابق [...]

ژوئن 25, 2008

فردا دوباره به ملاقات مرگ می‌روم

هیچ وقت از مرگ نترسیده‌ام. ولی دست و دلم را از آن دور نگه داشته‌ام. مرگ بخشی از زندگی بوده که گاه گذرمان به آن می‌افتد. گاه جان‌مان را خراش می‌دهد و گاهی شادمان می‌کند که این مرده ما نیستیم.
نمی‌دانم این جمله از کیست« در هر مراسم تشیع جنازه، ما مرگ خود را تمرین می‌کنیم.» [...]

ژوئن 23, 2008

قصه‌های محمود3- کارشناس فوتبال

بازار جام ملت‌های اروپا داغ است و با وجود این که مثل سگ سرم شلوغ است بعضی بازی‌ها را نمی‌شود از خیرش گذشت. خود جام ملت‌ها مهم نیست.
یکی از انواع محمود در یکی از فرم‌های اینترنتی لطف کرده بود نوشته بود «یا هلند یا اسپانیا، زیادی زور نزنید، حدس‌های من همیشه درست از آب دراومده» [...]

ژوئن 22, 2008

این گزارش عکس ندارد

گزارشی از انجمن معتادان گمنام NA گراش
به آدم‌ها که نگاه می‌کنم مثل من هستند. بعضی‌های‌شان را در جامعه با برچسب سیاه معتاد شناخته‌ام و حالا خوشحالم که اینجا می‌بینم‌شان. با هم هستند و گوشه‌ای قایم نشده‌اند. ایستاده‌اند دم در خوش آمد می‌گویند و قدم که داخل می‌گذارم هیچ‌کس غریبه نیست. هیچ‌کس برچسب ندارد. می‌نشینم گوشه‌ای [...]

ژوئن 21, 2008

از کوی نکونامی، ما را گذر ندادند

های نسیم سحری منگل*                       بیا با ما بگذر از این کوچه‌ها
* در واحد دوبله صدا و سیما شکل اخلاقی پیدا کرده است.
پانوشت:
صبح به خیر روز مزخرف هر روزه

ژوئن 21, 2008

امسال خاموشی برق بهانه نمی‌خواهد

در حالی سال‌های گذشته در تابستان گاه  بی‌گاه برق در منطقه جنوب فارس قطع می‌شد. به نظر می‌رسد با کمبود سراسری برق در کل کشور امسال خاموشی‌ها نیازی به بهانه اضافه نداشته باشد. ادارات برق توجیه مناسبی برای پاسخگویی دارند و مردم چاره‌ای به جز زیر لب غرولند کردن در مقابل خود نمی‌بییند.
براساس اعلام فرمانداری [...]

ژوئن 19, 2008

یک آدم‌ربایی دیگر

به نظر می‌رسد آدم‌ربایی دیگری در گراش به وقوع پیوسته است.
امروز صبح رضا مظفرزادگان در مسیر رفتن به کارگاه خود ربوده شده است. کارگر کارگاه بعد از مشاهده خودرو پراید سفید رنگ وی را مشاهده می‌کند که  با درهای باز بوده و وسایل آن رها شده است. ماشینی نیز دیده شده است که با سرعت [...]

ژوئن 18, 2008

یادداشتی برای یک آرمان‌گرا

یادداشت‌هایی از روزهای رفته-4
شاید این را بعد از دادگاه ابراهیم نبوی نوشته باشم. روزی از روزهای خدمت بسیار مکدس! سربازی
وقتی که یک آدم به این نتیجه رسید که دیگر آرزویی ندارد باید بمیرد آرزوها برای این است که ما را به پیش ببرد. در ادبیات کلاسیک ما هم عشق با وصال جور در نمی‌آمد اما [...]

ژوئن 17, 2008

در ستایش معمولی بودن

از دفتر خاطرات روزهای رفته-3
یادداشتی برای کسی که قرار بود بیشتر فکر کند و نمی‌دانم هنوز فکر می‌کند یا نه. روزی از روزهای سال 1381
از این اصطلاح نسل سومی خوشم نمی‌آید. جوری شخصیت می‌دهد که از بقیه جدا می‌کندم. من هیچ فرقی با بقیه ندارم حال چون جوان هستم نباید برایم احترام قائل شوند تا [...]

ژوئن 17, 2008

فارسی زبانی عقیم، مقاله ای از دکتر باطنی

این مقاله از سای بی‌بی‌سی کپی شده است. مقاله‌ای مهمی است که انگار در سال‌های پیش منتشر شده ولی فضایی برای گفتگو درباره آن نبوده است. چون بنگاه سخن‌پرانی انگلیس فــــیلــتر است آن را کپی کرده‌ام اصل  مقاله در بی‌بی سی هم می‌توانید بخوانید. هر چند مقاله طولانی است اما خواندن آن را شدیداً توصیه [...]