بچهها، گراش دات تی وی را راهانداختهاند. کار شرکت هرمز کامپیوتر است علی مدرسی زحمتاش را کشیده و حسن درخشنده قرار است وب سایت آن سرپا کند. پولش هم مال مهندس هرمزی صاحب شرکت است. امشب گاه به گاه که حوصلهام سر میرفت و گاه به گاه که کار و کار مثل کلاغی درونم را میخورد به خیابان خیره میشدم.
گاه ماشینی که میگذرد و تمام میشود و لحظهای خیابان خلوت با نور زرد رنگ یک لامپ هزار، گاهی سه جوان که قدمزنان بدون آن که در خیالِ نگاهی در دور دست باشند که آنها را میپاید عرض و طول خیابان را طی میکنند. بیشتر اوقات موتورها اگر تکی باشد به سرعت رد میشوند و گاهی چند موتور کنار هم یا پشت سرهم آرام وقت را در خیابان میکشند. مقاله مسعود را باید بگذارم. «پرسهزنان که به شهر هویت میدهند.»
روزی دور خواهم بود. از دریچه بسته مرورگرم به فایل فلش خیره میشوم. روزی که دور باشم دلتنگتر خواهم نوشت. باد را در بید کنار خیابان حس خواهم کرد. ویراژ موتورها موسیقی راک روحم خواهد بود. ماشینها را کمتر دوست دارم. ولی خیابان و شهر بودن مرا به نفس کشیدن وا میدارد. روزی دور خواهم بود و چون امشب غمگین از دریچه خسته فایرفاکس شهرم را نظاره میکنم.
شهر مرا از این دریچه کوچک نظاره کنید. www.gerash.tv



۱ دیدگاه
فوریه 7, 2009 در t 5:46 ب.ظ
salam man yke az ham shahrvandane gerashe hastam ke kharej az keshvar .zendege mekonam .az rah andaze gerashtv be shoma khaste nabashed megyyam en game moheme dar shenasandane gerash be degaran khahad bod.motashakeram e