محمود بودن
ژوئن 13, 2008 at 12:49 ب.ظ | In خودنوشت, مقاله, گراش |Tags: محمود, محمودها
شناسنامه
محمود بودن یک ژانر است. یک خصوصیت که در کلمه دیگری خلاصه نمیشود. مثل جوات بودن مثل غضنفر بودن. محمود یک نفر نیست. ممکن است اسم یک نفر که محمود است. حسن، جعفر، سیاوش، مانا، عبدالرضا، اصغر، تینا، زهرا و یا هر چیز دیگری باشد.
یک محمود موجودی متناقض است. ممکن است بیست و چهارساعت کار کند اما در ایکی ثانیه همه چیز را به هم بریزد. محمود معمولاً دوست داشتنی است حتی اگر او به زندگی شما گند بزند نمیتوانید ازش متنفر باشید. چون یک جورهایی او مقصر نیست. او تلاش خودش را کرده است اما خوب…
محمود بودن در کلمه نمیگنجد شاید بشود گفت محمود یعنی سوتی، محمود یعنی گند زدن، محمود یعنی عشق، محمود یکی از ماست، محمود یعنی من، یعنی تو
اداره
روزی یکی از انواع محمود از قضای روزگار فیلمساز بود. اتفاقاً صحنههایی از فیلم محمود در آسایشگاه سالمندان فیلمبرداری میشد. محمود کت و شلوارش را پوشید و یک نامه رسمی نوشت و با یاران خود با خانه سالمندان مراجعه کرد( دقیقاً مراجعه کرد، «رفت» کلمه صحیحی نیست) بعد از تحویل نامه مشاهده کرد که سرکار خانم تحویل گیرنده نامه نگاهی با تعجب به محمودیت او نگاه میکند. خانم محترم منشی گفت شما برای کجا نامه نوشتهاید. محمود گفت: «خوب برای اداره شما دیگه اداره حفاظت محیط زیست» منشی مظلومانه نگاهی کرد و جوری که به روحیه لطیف محمود برنخورد گفت: «البته ما زیر نظر اداره بهزیستی هستیم.» البته با این وجود فیلم محمود ساخته شد. چون او یکی از انواع محمود بود.
کتاب
یک محمود تنها برای این کتاب میخرد که آن را پشت پنجرهی پشتی ماشین خود بگذارد روزگاری که کتاب را برای زیبایی توی کتابخانه میگذاشتند گذشته است.
2 دیدگاه »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.
rastesh avval fekr kardam manzooret mahmood ghafoory hast!!!!
دیدگاه با sb — ژوئن 14, 2008 #
[...] سوم سیما برخی از دوستان پرسیده بودند آیا جواد خیابانی یک محمود [...]
پینگ با المپیک « روزنامه نگار شهر خاكستري — آگوست 8, 2008 #