در دفاع از پوچی
ژوئن 15, 2008 at 6:45 ب.ظ | In خودنوشت |Tags: پوچی
از دفتر خاطرات روزهای رفته-2
روزی از روزهای سال 1381
تمام نوشتهها شده یک جور تک نگاری عیبی هم ندارد. جهان فقط در جایی معنا دارد که رابطهاش ما تعریف میکنیم، حالا چه این رابطه اختیاری باشد و چه جبری، ولی خوب دنیا خارج از آن چیزی که ما به آن اهمیت میدهیم بودن و نبودناش چه فرقی میکند. وقتی که خودت عمدی این رابطههای جبری و اختیاری را دانه دانه ببری، دیگر هیچ چیز نماند به جز یک دنیای ذهنی که توی ان هر کاری میتوانی بکنی این غیر ممکن است توی هر کاری که میخواهی را بکنی ولی دو راه دارد یا شاید هم بیشتر اصلا چقدر مهم است که تو و دنیا در چه وضعیتی قرار دارید . اهمیت این رابطهها که کم رنگ بشود. اصلا حالت جبری آن هم از بین میرود. این لباس را نپوش! خوب پوشیدن این لباس چقدر مهم است نمیپوشم یا نه اصلا میپوشم حتی اگر از خانه بیرونم کنند. هر دو اینها یک انتخاب است و هیچ فرقی با هم ندارد فقط یک انتخاب است اما مهم آنجاست که شما تا کجا حوصله تحمل دنبالهی انتخابتان را دارید. در هر صورت شما چیزی را از دست میدهید. این هم مهم نیست. اصلا این لباس چقدر مهم است خود شما چقدر مهم هستید که حالا به خاطر حفظ شخصیت فردیتان بجنگید. گاهی حتی از کوچکترین جنگها هم حوصلهام سر میرود. جنگها بیشتر به خاطر این است که شما یا دیگران برای شما مرزهایی را تعیین کردهاند(عجب تطابق فعل و فاعلی) که وقتی یکی وارد آن میشود شما دفاع میکنید. وقتی خود شما هیچ معنی نداشته باشید. پوچ باشید خالی باشید. نه جنگی پیش میاید نه چیزی مهم است نه اصلا لباسی وجود دارد. شما هستید و خودتان که وجود ندارید. هیچ چیز نیست چون هیچ چیز رابطه با هیچ ندارد شما نیستید مرگ نیست و فقط یکی هست که همان هم نمیدانی چطور است.
هنوز نظری داده نشده »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.