از دفتر خاطرات روزهای رفته-1
ژوئن 15, 2008 at 12:09 ق.ظ | In خودنوشت | 1 CommentTags: خودم
روزی از روزهای سال 1382
مگر هر چیزی باید دلیل داشته باشد، گاهی وقتها ما کاری را انجام میدهیم چون کار دیگری نیست که انجام بدهیم. اصلا فقط برای همین که یک کاری را انتخاب کرده باشیم انجام میدهیم. من رفتم دانشگاه، سه سال هم رفتم. بد نبود؛ نه درسها سخت بود، نه استادها بد بودن و نه توی دانشگاه غذا میخوردم. اما بعد گفتم دیگه بسه و ولش کردم. همه از من دلیل میخواستند باید چه میگفتم؟ برای همه دلیل آوردم. دلیلهایی که درست بود، خیلیها را هم راضی کردم چون خوب بلد بودم دلیل بیاورم ولی خودم میدانستم هیچ کدام همان دلیلی نیست که باید باشد به مادرم گفتم: دانشگاه اون چیزی نبود که من میخواستم. ولی من اصلا از دانشگاه هیچی نمیخواستم که آن چیز نباشد. همانطور هم بود که فکر میکردم یک مدرسه یک کم گنده که آدمهایش کمی بیشتر دغدغه دارند ولی من دغدغهای نداشتم نه این که فردا امتحان استاتیک دارم خللی در خواندن روزنامه ایجاد میکرد و نه پروژه مصالح ساختمانی میتوانست رویای قشنگ مهندس شدن را برایم بسازد.
می رفتم سر کلاس به حرف استاد دقیق گوش میکردم و هر چه را کمی به درد میخورد یاد هم میگرفتم ولی خوب دلیلی نداشت آن چیزهایی را که بلدم دوباره بخوانم چون خیلی چیزهای دیگر هم برای یاد گرفتن بود و هست و هنوز دنبالش هستم. مثلا همین الان خواستم اینها را بنویسم و نوشتم و چند سطر بعد که تمام میشود بخواهم دنبال دلیل نوشتنشان بروم هزار دلیل مستدل و قابل قبول به درد نخور دارم. یکی که خیلی کلیست این است که آینده انگار مرده، شاید خیام در من حلول کرده ولی هر ثانیهای شده فقط همان ثانیه شاید این برای خیلیها سخت باشه که این طوری کاری را انجام بدهند اما وقتی میخواهی کاری را بکنی زیاد دنبال این نباشی که چی میشه؟، زندگیات را میکنی مگر هر چیزی باید دلیل داشته باشد.
۱ دیدگاه »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.



اول سلام
خوب این هم دلیل مستدل و البته به درد بخور ، شاید یکی هست که نوشته هاتونو میخونه و میپسنده !!
شاد باشید.
Comment با روح الله جعفری — ژوئن 15, 2008 #