در ستایش معمولی بودن
ژوئن 17, 2008 at 10:50 ق.ظ | In خودنوشت |Tags: نسل سوم, آدم معمولی
از دفتر خاطرات روزهای رفته-3
یادداشتی برای کسی که قرار بود بیشتر فکر کند و نمیدانم هنوز فکر میکند یا نه. روزی از روزهای سال 1381
از این اصطلاح نسل سومی خوشم نمیآید. جوری شخصیت میدهد که از بقیه جدا میکندم. من هیچ فرقی با بقیه ندارم حال چون جوان هستم نباید برایم احترام قائل شوند تا شخصیتم خرد نشود یا چون دارم مینویسم از بقال سر کوچه بیشتر نمیدانم. حتی اگر بیشتر هم بدانم دلیلی ندارد که از او باارزشتر هستم. این سنگینی و سبکی نقشها تا وقتی جاذبهای نباشد معنی نمیدهد. اما این جاذبه هم مال زمین است یک شرایط خاص مثل شرایط نوشتار، وگرنه در یک حالت خلا یا یک شرایط خاص دیگر مثل شرایط اقتصادی. وزنها و مکانها تغییر میکند پس توقع نداشته باش یکی دیگر تو را درک کند چون شرایط اولیه او با تو فرق میکند ولی تو که فکر میکنی میدانی شرایط اولیه او فرق میکند باید بدانی هر دو تا اینها فقط یک قرارداد است. تمام این قراردادها را می شود به هم ریخت ولی خوب چرا؟ دوباره باید یک قراردادهای جدیدی نوشت و داد به آدمها که اجرا کنند. قراردادها را قبول نکن ولی اصلا لزوم به رد آنها هم نداری چون مجبوری یک چیز جدیدی بیاوری و بگویی این منم. تو هیچی نیستی تو مالی نیستی که برایت ارزش قائل بشوند. تو فقط خودتی خیلی هم آدم مهمی هستی اما برای خودت. هر کسی فقط برای خودش یک آدم مهمه. این را قبول کنی دیگر مهم نیست کلی متلک بارت کنند چون خیلی معمولی است که تو برای آدمهای دیگر مهم نباشی.
هنوز نظری داده نشده »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.