گویی مام میهن ایرانی گریزی از این ندارد که هر ده سال شاهد یک پریود یک زایمان ناقص یا تولد یک انقلاب باشد. امروز هم یکی از پریودهای ایران بود. پریودی که کاش زودتر و بدون خون به پایان برسد. خیابان چیزی شبیه به 18 تیر 1378 و یا روزهای بهمن 57 که در عکسها دیده بودم. گفتم بودم که از جامعه بوهایی بیش از انتخابات به مشام میرسد.
عصر شنبه 23 خرداد از روی کنجکاوی سری به شهر زدم. به ویژه که از گراش زنگ میزدند چه خبر و باید خود مشاهدهگر بودم و گزارشگر. متروی مفتح بسته بود و هفت تیر پیاده شدم. از هفت تیر به سمت ولی عصر که رسیدم ولی عصر خالی شده بود. در مسیر جا به جا سطلهای زباله زباله میکشید. میدان ولی عصر باید پیاده میشدم و کل بلوار کشاورز را پیاده طی میکردم. مغازهها بسته بود و نمیشد به سمت چهارراه ولیعصر رفت. از تقاطع جویبار که گذشتم یک ردیف پلیس ضد شورش ایستاده بودند و کاری به عابرینی مثل من نداشتند. گذشتم و 50 متر جلوتر 100 یا 200 نفر ایستاده بودند و سنگ پرتاب میکردند. شیشه چند بانک شکسته شده بودو سطل آشغالی نمانده بود که خالی نشده باشد. و در تقاطعها با کندن تابلوهای راهنمایی و رانندگی مسیر بسته شده بود. جمعیت شعار خاصی نمیدانند و گاهی کسی فریادی میکشید. جمعیت به یک باره به سمتی میدوید. عدهای هم تماشاگر بودند و یا رهگذر، زنی میانسالی با دخترش را دیدم که چیپس میخورند خیابان را نگاه میکردند مثل یک سینما. قدم زنان از میان آنها گذشتم و در تقاطع حجاب همه چیز تمام شده بودو خبری نبود. در انتهای کشاورز ستاد کروبی سوت و کور و بسته بود. دوربین را برای انتخابات فرستادهام گراش و عکس نگرفتم.
قبل از این پیشبینی کرده بودم که فضای انتخابات آنچنان سنگین است که هیچ کدام از دو طرف ظرفیت پذیرش شکست نامزد خود را ندارند و در مطلب بعدی به فقدان مرجعیت اجتماعی برای داوری پرداختم. این برخوردها در واقع نتیجه آن دو نکتهای است که گفته شد. تقابل فضای آرمانگرایی اصولگرایان با رمانتیسیسم اصلاحطلبان کار را به اینجا رسانده است. فکر نمیکنم این پریود چندان طولانی شود. اما شکاف اجتماعی به وجود آمده ایران ما را بیش از گذشته نامتوازن خواهد کرد. حتی اگر مخالفان احمدینژاد را 30 درصد نیز بدانیم وقتی این مخالفت با عدم پذیرش جایگاه قانونی همراه باشد در واقع شکاف اجتماعی را تشدید خواهد کرد. امیدوارم و تنها امیدوارم به این شکاف توجه شود. شکافهایی که هر ده سال از میان آن، جامعه پریود میشود و خون میچکد.
پانوشت: این یک نوشته تحلیلی- گزارشی است اگر میخواهید کری بخوانید ایمیل بزنید.



تا کنون 5 نظر داده شده
ژوئن 14, 2009 در t 12:48 ق.ظ
جریان های اجتماعی بايد هدايت شوند وگرنه به بيراهه میروند. بدبختی هم اين است که کسی خواهان هدايت اين جريانها نیست. جامعهی ما درگير يک عقدهی اوديپ عمومی است.
ژوئن 14, 2009 در t 8:31 ق.ظ
تحقق کامل شعار زنده باد مخالف من از سوی 2 خردادیها
ژوئن 15, 2009 در t 11:27 ق.ظ
oخيلي دلم گرفته
ژوئن 28, 2009 در t 12:33 ب.ظ
قابل فضای آرمانگرایی اصولگرایان با رمانتیسیسم اصلاحطلبان
تعبیر بسیار عالمانه ایست .
ای کاش آرمان گرایان تفاوت احمدی نژاد با انسان کامل را می فهمیدند
و ای کاش رمانتیسم ها بین دو جمله احمدی نژاد نمی خواهیم با موسوی می خواهیم تفاوت می گذاشتند
آگوست 11, 2009 در t 9:29 ب.ظ
با عرض سلام و احترام بايد بگم اونچه كه اين روزها با آن مواجه ايم آغاز جنبش آزادي طلبانه ملت ايرانه نه پريود والبته بايد بگم پريود هم نشهنه آمادگي براي حاملگيه. درسته؟