دکتر گفته سه رگاش گرفته است و این خیلی غریب است که مریضی سه رگ قلباش همزمان گرفته باشد. این را باید به لیست افتخارات و رکوردهایمان اضافه کنیم که پدرمان سه رگ قلباش همزمان گرفته است! اینها فکر میکنند همزمان بوده اما همزمان نبود قطعاً یک رگاش گرفته و آخ نگفته بعد دومی هم گرفته و آخ نگفته بعد سومی هم گرفته و ده یا شاید پانزده بعد شرمگینانه گفته است که سینهاش کمی درد میکند.
مگر آدم چقدر رگ قلب دارد. شاید قلبی که بزرگ باشد نیازی به رگ نداشته باشد. مگر همه آدم مثل هم هستند. همینطور که خیلیها میتوانند بدون محبت کردن سالها زنده بمانند چرا پدر من نتواند قلب بیرگی داشته باشد. یک قلب بیرگ بیرگ که بیکلمه دوست دارد.
امشب یک ساعت دیگر که اذان بگویند صدای آرام در خانه را نمیشوم که دارد میرود مسجد. من بیدارم بودم همچنان تا برگردد. اول صبح (صبح واقعی نه صبح ما که ساعت ده شروع میشود) صدای دمپاییاش را میشنوم که روی پشت بام آمده است ببیند همه چیز سر جای خودش است و نکند سطل آشغال ما پر است و فراموش کردهایم خالی کنیم. بعد میرود روی موتور من و محسن پارچه میکشد که نکند صندلیشان داغ باشد. بعد میرود باغچه نیم متری توی پیادهرو را آب میدهد و تا وقتی صبح ما شروع میشود او کارهایش تمام شده است.
عجیب بود بیماری قلبی برای مردی که سالهاست گوشت نخورده است. لذیذترین غذایش کدو باشد و دوغ تنها نوشیدنیاش. گویی همه سختی دادن به بدن روحاش را صیقل داده بود که نگوید آخ. چرا فریاد نکرد؟ برای این که با نان و مهوه زندگی را میگذراند و هیچ وقت نماز صبحاش قضا نشد؛ جانمازی آب نکشید. برای آن همه ظرفی که برای امام حسیناش شست آویزان کسی نشد. اگر به ایمانی ایمان داشته باشد نه در مسجدهای مجلل آنان است و نه در خطابههای ناراستشان. ایمان همین بود که منتی نداشته برای آنچه کردهای.
توی بیمارستان گریه کرده است. نه از درد قلب و کمر و این جور چیزها. از این شرمناک بوده که باعث دردسر دیگران شده است. این گونه پدری دارم و دلم میخواهد همچنان داشته باشم. هم برای خودم و بیش از آن برای دخترم تا بازمانده آدمهای مومن و نازنین را ببنید. معیاری داشته باشد برای سنجیدن راستی آدمها. مردی که توی قصهها نیست مردی که خود زندگی است.
مطلب مرتبط: پدرم را دوست دارم



سلام
همه با هم برای سلامتی کامل پدر بزرگوارتان دست به دعا بر می داریم
اللهم اشف کل مریض
لایک اینجا یعنی با تو همدردیم. نه اینکه خوشمان آمد از پست!
salam,man hamishe pedaramo dost dashtam va khaham dasht va behesh eftekhar mikonam,omidvaram harche zoodtar hale pedareton khob beshe ta bahese khoshali shoma va khanevadaton beshe.
یاد عمل قلب بابا افتادم… خدا شفاش بده.
یاد پدر وقتی که روز پدر نیست یعنی اینکه هر روز پدرمان را دوست داریم.
آرزوی سلامتی برای ایشون.
انشالا که خدا شفای کامل بهشون عنایت کنه.
نام پدر و یاد پدر دیوانه می کند مرا…
آری:
شاید داستان همسایه صادق ما برای همیشه و همیشه الگویی باشید جهت مثال زدن صداقت و ایمان راسخ به زندگی کردن و داشتن آن گنجی است در شهر ….
و چه قدر سخت است نگهش داشتن برای همیشه
یادها به لایک بودن و مذهبی بودن نیست به ایمان به زندگی و راست کردار بودن …
مدتی است زولبیا می نوازد چقدر لذت بخش است نوازش زندگی و حس آرام بودن درآن
باور ندارید یه تیکه از سر کوچه از سوپر شمس بچشید
خدا همیشه سالم و شاد نگهش دارد
برایش صادقانه به صداقت نگاهش دعا می کنم
من این پست رو الان دیدم!!!
نمی شناسم شون، اما نمی دونم چه جوری تاسف خودمو بیان کنم.
خدا شفاشون بده.
بیاد پدرم که مهربانترین بود اشک هایم سرازیر شد
من هم گریه کردم برای پدر شما و به یاد مادر خودم که بسیار جوان بود ولی از دستش دادم وحتی نگفت آخ… تو خودش ریخت که غصه نخورم.و برای پدرم که تنها سرمایه زندگی منه و هیچوقت هیچ زحمتی به من نداده.الهی قربون دل مهربون همه پدر و مادر های آسمونی برم.
درود بر پدری چنین شایسته که سزاوار درودهاست
با آرزوی تندرستی و روزگاری شیرین در کنار عزیزان خود….