بایگانی دسته‌ها: ادبیات

یک داستان: روانشناس

همین روبه‌رو بنشین و قصه‌ات را بگو. هر چه بوده و هرچه نبوده و می‌خواستی باشی. آدم‌ها بیش از آن که حاصل کارهایی که کرده‌اند باشند، حاصل کارهایی‌اند که آرزوی کردن‌شان را داشته‌اند. مثلاً همین که آن روز به تو … به خواندن ادامه دهید

2 دیدگاه

دسته ادبیات

در ه م ه م ه

این داستان شش سال پیش نوشته شده است. زمستان 83 اما همچنان از دوست‌داشتنی‌ترین نوشته‌هایم برای خودم است. در هیمه شماره 5 هم منتشر شد با این مقدمه: « هر داستان پا در واقعیت دارد و تمام قد در خیال … به خواندن ادامه دهید

9 دیدگاه

دسته گراش, ادبیات

عکس‌های یادگاری با کلمات

«تابی برای بیتا» 92 نوشته‌ی خیلی کوتاه است که در 100 صفحه تنظیم شده است. این مجموعه را حلاجی به صورت اینترنتی منتشر کرده است. داستانک‌هایی که به روانی و سرعت می‌شود آن را خواند.
با وجود این مجموعه‌ی «تابی برای بیتا» از این نظر که نویسنده به خوبی به مرزهای «مینی‌مالیسم»‌ نزدیک شده است، قابل توجه است. من کتاب را از این نظر دوست داشتم که در آن شور کسی را می‌دیدم که می‌خواهد شلعه‌های ادبیات و نوشتن را از شر بادهای روزمرگی زندگی حفظ کند و این البته قابل ستایش است.

کتاب را در گوگل داک گذاشته‌ام هم می‌توانید ببینید و هم دانلود کنید. شاید بعد از بحث در انجمن شاعران و نویسندگان گراش نکات دیگری هم به این یادداشت افزوده شد. به خواندن ادامه دهید

3 دیدگاه

دسته کتاب, گراش, ادبیات

ماشین

گفت: مست نیستم. ذهنم پنچر شده. به خاطر همین نمی‌تونم راس راه برم. هی تلو تلو می‌خورم. بسوزه پدر اون نامردی که سوزن فکر و خیال رو کرد تو سرم. سوزنه افتاد روی خطای مغزم و مثل یک گرامافون خراب … به خواندن ادامه دهید

4 دیدگاه

دسته ادبیات, دم نوشت

ايدئولوژی يا روايت

زمانی که لاست یا بسیاری از فیلم‌های هالیوودی که از فلسفه و اندیشه کمک می‌گیرند به انتها می‌رسد این سوال را از خودمان می‌پرسیم: «هدف سازندگان چه بود؟» و همین کاری است که منتقدها می‌کنند سعی می‌کنند لایه‌های پنهان داستان … به خواندن ادامه دهید

8 دیدگاه

دسته فیلم, ادبیات

دفتر شعر جوان عضو می‌پذيرد

از ما که گذشت. اما شما می‌توانید عضو دفتر شعر جوان بشوید. فکر می‌کنم از کل اعضای انجمن فقط جناب آقای شامحمدی فرم عضویت را پر کرده بود و گاه گاهی جزوه‌ای دریافت می‌کرد. به هر حال امروز خبر پذیرش … به خواندن ادامه دهید

3 دیدگاه

دسته ادبیات

درباره گذار و گزار

به دلایل مختلف حساسیت روی املا و نگارش کلمات در فضای وب کمتر است. اما چه اشکالی دارد که از کلمات صحیح استفاده کنیم. درباره دلایل این سهل‌انگاری شاید بشود از سرعت یافتن نوشتن، نوشته شدن مطالب توسط افراد در … به خواندن ادامه دهید

9 دیدگاه

دسته پرسش‌های با پاسخ, ادبیات

شعرها

گراش بودن یعنی پنجشنبه‌های عصر و انجمن ادبی، هر چند گرفتاری این هفته‌ها باعث شد نتوانم کتاب‌های دوره کتابخوانی را بخوانم اما روزهای قبل از آمدنم نوشته‌های پراکنده‌ام را جمع و جور کردم تا بشود شعرهایی برای نقد در جلسات … به خواندن ادامه دهید

5 دیدگاه

دسته ادبیات

در امیرآباد

… زیر چکمه‌های زمستان دهان تو سیگار خاموشی‌ است می‌خواهی چون بادکنکی از زمین کنده شوی فراتر از چراغ قرمز، فراتر از تابلوی شیرین عسل باشی و از تمام آدم‌های امیرآباد برای روزهای کسالت‌بار بهشت عکس بگیری … . . … به خواندن ادامه دهید

9 دیدگاه

دسته ادبیات

Come on فرهنگستان

یکی از اصطلاحات یا همان Slang پر کاربرد در انگلیسی Come on است. اگر اهل فیلم دیدن باشید هم زیاد آن را می‌شنوید. Come on در معنی زودباش، بیا تو بغل عمو، بی‌خیال، واقعاً و هزار و دویست معنی دیگر … به خواندن ادامه دهید

دیدگاه‌ها خاموش

دسته گراش, ادبیات