بایگانی دسته‌ها: تصویرهایی از تهران

گاهی به شهر نگاه می‌کنیم

هلو

گفتم: میوه‌فروشی دم در خانه‌تان هست چرا این همه راه می‌روی تا میدان میوه و تره‌بار؟ گفت: توی میدان اسم میوه‌ها را روی‌شان می‌نویسند.

۱ دیدگاه

دسته تصویرهایی از تهران

قاب خانه‌ی پلاک 206

روزهایی که حال داشته باشم از دانشکده در پل گیشا تا خانه در انتهای خیابان جمالزاده را پیاده می‌روم. می‌توانم به آدم‌ها نگاه کنم. مثلاً فکر کنم یا این که برای خودم ترانه بسازم. اما بعضی روزها به امید دیدن … به خواندن ادامه دهید

3 دیدگاه

دسته تصویرهایی از تهران

Endless

آداپتور لب‌تاپم را در موسسه رسانه ول کرده‌ام. می‌روم میدان ولی عصر تا آداپتور دیگری بخرم. گذرم به نمایشگاه‌ خوراکی‌ها می‌افتد و کمی پاستیل و پسته و شمع هم می‌خرم. برگشتن از میدان ولی عصر سوار اتوبوس‌های صادقیه می‌شوم. ردیف … به خواندن ادامه دهید

10 دیدگاه

دسته تصویرهایی از تهران

برای استخدام شدن باید آیت‌الله باشی

از سینما بیرون می‌آییم. نم‌نم‌ باران می‌زند با DNA می‌رویم در ایستگاه اتوبوس می‌نشینیم به انتظار اتوبوس‌های بیمارستان امام خمینی. وانتی می‌ایستد و مردی میان‌سال با ته ریش پیاده می‌شود. می‌پرسد که خیابان فاطمی سر کارگر کجاست. یک لحظه فکر … به خواندن ادامه دهید

8 دیدگاه

دسته تصویرهایی از تهران

تنها گزارش‌های تلویزیون است که می‌ماند

ساعت چهار کارم در دانشکده تمام می‌شود و می‌زنم بیرون. جلو دانشکده ترافیک است. جلوتر که می‌روم می‌بینم کارگر شمالی را بسته‌اند و ردیف تا سر فاطمی از آن اتوبوس‌های قدیمی ایستاده است. اتوبوس‌های سوپر دولوکس از کارگر به سمت … به خواندن ادامه دهید

16 دیدگاه

دسته تصویرهایی از تهران

پاسداری شده: زندگی شخصی

هیچ چکیده‌ای موجود نمی‌باشد زیرا‌این یک نوشتهٔ پاسداری شده است.

برای نمایش دیدگاه‌ها گذرواژه را وارد کنید.

دسته تصویرهایی از تهران

شهری تسخیر شده

تابستان و زمستان ندارد این خیابان‌ها هیچ وقت خالی از چکمه‌ها نیست. پلیس‌ها و زنان همیشه سرزمینی برای حکومت کردن دارند.

5 دیدگاه

دسته تصویرهایی از تهران

نگفت من هم دوست‌ات دارم

در سایت لپ‌تاپ‌های کتابخانه نشسته‌ام خوبی سایت این است که فضای کتابخانه را دارد و همه در آن تنها با زمزمه و پچ‌پچ حرف می‌زنند. پسری بغل دستم نشسته است و یک ساعتی است دارد سعی می‌کند وارد فیس بوک … به خواندن ادامه دهید

10 دیدگاه

دسته تصویرهایی از تهران

16 آذر88: گزارش دوم

ساعت سه: جلو دانشکده فنی، همان‌جایی که 16 آذر معروف اتفاق افتاده است، همه جمع شده‌اند کم‌کم سبزها و تماشاگران، بسیجی‌ها را احاطه کرده‌اند. اما هر دو طرف زور می‌زنند که بلندتر شعار بدهند. شعارها همان شعارهای روزگار انتخابات است. … به خواندن ادامه دهید

2 دیدگاه

دسته تصویرهایی از تهران

شانزده آذر88: دانشگاه تهران

ساعت ده و چهل دقیقه از خواب بیدار می‌شوم. همکلاسی‌ها به میمنت و مبارکی روز دانشجو کلاس را تعطیل کرده‌اند. باید کتاب‌های کتابخانه را پس ببرم و البته بهانه‌ای می‌شود که سرکی به پردیس مرکزی یا همان ساختمانی پنجاه تومانی … به خواندن ادامه دهید

۱ دیدگاه

دسته تصویرهایی از تهران