بایگانی دستهها: جکهای فلسفی
روم به ديوار
بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید… خیلی خیلی عذر میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاكی میشه، میگه: ایجو كه تو پرسیدی، اسمم انه!!!
به خواندن ادامه دهید
دسته جکهای فلسفی
شیخ ما گوزید
از باب جستجوگران طریقت این حکایتها در کتب هدایت مضبوط است. گفتیم روایت شود تا مومنی را لبخند به لب آید و خانهای در این جهان نصیب نشد در عقبی کوشکی برآید. 1 شیخ به نماز بود در حس و … به خواندن ادامه دهید
دسته جکهای فلسفی
جک مذهبی
شخصى كه قصد ازدواج داشت رفت پيش علامه مجلسى و گفت براى من استخارهاى بكن، علامه مجلسى براى او استخاره كرد و گفت: بسيار خوب است. آن فرد رفت و بعد از مدتى آمد پيش علامه و گفت اين چه … به خواندن ادامه دهید
دسته جکهای فلسفی
واسه 200 تومن؟
از یک عدد مرغ متاهل میپرسند: چرا تخم نمیذاری؟ میگه: واسه چی واسه 200 تومن این همه زور و ضرب بزنم؟! میشه رفت از بقالی تخم مرغ خرید. یکی از کارهایی که ما به شکل خودکار در ذهن مرتباً انجام … به خواندن ادامه دهید
دسته جکهای فلسفی
مهندس کشاورزی
اخطار: 18+ یک برادر زحمتکش مهندس کشاورزی برای ترویج میرود روستا. بعد کارش طول میکشد و با خودش میگوید این وقت شب ماشین گیرم نمیآید این روستاییان عزیر هم مهماننواز هستند. خلاصه میرود در یک خانه را میزند و خانمی … به خواندن ادامه دهید
دسته جکهای فلسفی
میخ دارید؟
جک فسفی این شماره را همایون خیری در وبلاگاش آزادنویس و «جمعه برای زندگی» است هم منتشر کرده است. طرف میره داروخانه میگه: ببخشید میخ دارید؟ داروخانهدار شاکی میشه که: «آقا اینجا داروخانه است. میخمان کجا بود.» طرف بر میگرده … به خواندن ادامه دهید
دسته جکهای فلسفی
مجبور بودم. میفهمی؟ مجبور بودم
یک برادر آبادانی داشته تعریف میکرده: «ولک پیرمرد و دریا رو خوندی یه بار همچی چیزی برای خود مو اتفاق افتاد. آغا رفتیم دریا یه نهنگ شکار کردیم این هوا. بعد داشتیم بر میگشتیم که یک کوسه افتاد دنبالمون. آغا … به خواندن ادامه دهید
دسته جکهای فلسفی
گوزپیچ
یک نفر با قومیت معلوم سفر میکنه به شهر شیطان -تهران مدظله العالی- بعد داشته تو خیابون میرفته میبینه یک جایی تصادف شده. سرک میکشه ببینم چی شده. سر در نمیآره از یک آدم نه چندان متشخص که ایستاده بوده … به خواندن ادامه دهید
دسته جکهای فلسفی
تو خوبی. من چطورم؟
طرف در ادامه بازدیدهای مردمی خودش میره از یک تیمارستان بازدید میکنه. خلاصه بعد از دریافت نامهها سعی میکنه از طریق رابطه فیس تو فیس هم ارتباط برقرار کنه یکی از افراد بستری رو بهش معرفی میکنن. از بیمار موردنظر … به خواندن ادامه دهید
دسته جکهای فلسفی
من کجام؟ اینجا کجاست؟
طرف توی توالت غش می کنه.بعد از نیم ساعت به هوش می آد میگه: من کجام؟ اینجا کجاست؟ کی منو ریده؟ اینجا قرار نیست. جک تازهای بگویم. بلکه بیشتر یک تجدید خاطره با جکهای قدیمی است. در راستای پست سه … به خواندن ادامه دهید
دسته جکهای فلسفی


