Entries Tagged as ‘دم نوشت’

اکتبر 21, 2009

اوج

1

رسیدن به قله لذت‌بخش‌ترین لحظه نیست. وقتی که می‌دانی قله در دسترس است و یک قدم تا آن مانده در اوج لذتی. همیشه پنجشنبه‌ها بهتر از جمعه‌ها بوده است.

2

خيلي سخت است آدم دليلي براي نااميد بودن نداشته باشد. دلش بخواهد دلش بگيرد. اما هيچ دليلي براي متنفر بودن نداشته باشد. باور كنيد سخت است.

شب پره- [...]

سپتامبر 28, 2009

پرسش

وقتی سوال‌های اساسی و مبنایی پرسیده می‌شود یعنی اوضاع اصلاً خوب نیست.

این که از حکومت بپرسی عدالت چیست؟ یا حق چیست؟

و یا از خودت بپرسی من چرا دارم زندگی می‌کنم؟

این جور وقت‌ها باید بفهمی که وضع بی‌ریخت است.

می 28, 2009

فینال رویایی

یک چیزی بگم ولی داد و هوار نکنید. من بازی بارسلون – منچستر را ندیدم. یعنی رسماً قبل از بازی خوابم برد و حالا ساعت چهار بیدار شده‌ام. حس یک نفر را دارم که برای کنکور خوابش برده است. شاید حس کروبی که صبح 28 خرداد بیدار شده است.

می 23, 2009

بودریار و ایران باستان

فردا برای درس نظریه‌های انتقادی ارائه دارم و موضوع من هم بودریار است. خلاصه دردسری است بودریار خواندن. همسر گرانقدر علاقه‌مند به همدلی است.

همسر: بودیار که چیزی نیست من امتحان زبان تخصصی دارم. اصلاً بودریار چه گفته؟

من: خیلی چیزها از جمله این که جنگ اول خلیج فارس اتفاق نیافتاده است.

همسر : خوب جنگ خلیج فارس [...]

ژانویه 18, 2009

روزنامه‌خوانی

آدم‌ها هر چقدر هم روشن‌فکر باشند وقتی روزنامه  می‌خرند یا صفحه ورزشی را اول می‌خوانند یا صفحه‌ی حوادث

ژانویه 18, 2009

خبر

گفت: صیادان زیر خروارها آب می‌روند. هزاران صدف را باز می‌کنند و بعد یک مروارید درشت پیدا می‌کنند و ده‌ها مروارید ریز و سال‌ها به همان یک مروارید درشت افتخار خواهند کرد حتی وقتی که دارند جان می‌دهند. خبرنگاری جان کندن برای این است که شاید آن مروارید را صید کنی و یا به احتمال [...]

ژانویه 8, 2009

آلبوم‌های خاک گرفته

امشب کار داشتم و فردا هم کارگاه روزنامه‌نگاری است. باید خبر تحرکات علیه صوفی‌ها در گراش و گزارش روز عاشورا را هم می‌نوشتم. اما تمام شب به ورق زدن آلبوم‌های گذشته، گذشت. به لبخند و لبخندها نمی‌شد آن را به اشتراک نگذاشت. حالا صبح است. حالی داشتید خاطراتم را در پیکاسا ورق بزنید

دسامبر 31, 2008

طنز

وبلاگ بدون طنز مثل جراحی بدون بی حسی است. خیلی درد دارد. (مثال نمک خیلی لوس بود تا بزنم)