روزنامه نگار شهر خاكستری
خانه
من
پیدا نشد
نوشتههای تازه
خوابهایی که برای دانشگاه دیدهام
مهندس کشاورزی
سایهای که منم
زلزله
نظریه پنجرهي شکسته
بوق
دانلود کنید تا شاید رستگار شوید
دستهها
فیلم
(54)
مقاله
(27)
میهمان وبلاگ
(8)
ماندنیها
(3)
وبلاگیها
(51)
وبگردی
(10)
یادداشتهای 3:21
(14)
کتاب
(23)
گراش
(39)
پرسشهای با پاسخ
(7)
انتخابات لارستان
(5)
ادبیات
(14)
تئاتر
(4)
تصویرهایی از تهران
(7)
جکهای فلسفی
(8)
خودنوشت
(58)
دم نوشت
(8)
شخم زدن خاطرات
(19)
صحبت نو
(20)
بایگانی
گزینش ماه
نوامبر 2009 (17)
اکتبر 2009 (41)
سپتامبر 2009 (28)
آگوست 2009 (10)
جولای 2009 (1)
ژوئن 2009 (8)
می 2009 (7)
آوریل 2009 (6)
مارس 2009 (9)
فوریه 2009 (9)
ژانویه 2009 (23)
دسامبر 2008 (30)
نوامبر 2008 (22)
اکتبر 2008 (11)
سپتامبر 2008 (8)
آگوست 2008 (11)
جولای 2008 (10)
ژوئن 2008 (25)
آوریل 2008 (5)
مارس 2008 (6)
فوریه 2008 (5)
دسامبر 2007 (5)
نوامبر 2007 (1)
سپتامبر 2007 (1)
جولای 2007 (1)
مارس 2007 (1)
فوریه 2007 (1)
دسامبر 2006 (1)
نوامبر 2006 (1)
اکتبر 2006 (3)
آگوست 2006 (1)
ژوئن 2006 (3)
می 2006 (3)
آوریل 2006 (1)
ژانویه 2006 (1)
اکتبر 2005 (2)
آگوست 2005 (1)
ژوئن 2005 (3)
می 2005 (1)
آوریل 2005 (1)
فوریه 2005 (1)
ژانویه 2005 (1)
دسامبر 2004 (1)
نوامبر 2004 (5)
اکتبر 2004 (3)
سپتامبر 2004 (3)
آگوست 2004 (4)
جولای 2004 (3)
خودم
مدیریت رسانه دانشگاه تهران
کوته نوشت- انگاره
گراش و خودم
الف
از روزگار شاعری
روزنامه نگار شهر خاكستري
صحبت نو (سایت)
عکس در فلیکر
انگاره
مقصر
وقتی ما به خاطر اشتباه خودمان به راه اشتباهی میرویم نباید یقه راه را بگیریم که چرا من را به اینجا بردی.
مدرن
این آخر وقاحت است که کسی بگوید نور شمع از مهتابی شاعرانهتر است. این جور آدمها حتی به اندازه یک پشه هم نمیدانند باید جذب چه چیزی شد.
دشمن
گاهی تنها یک دشمن است که میتواند به تو انگیزهي زنده ماندن بدهد.
بافتنی
فلسفه بافتنی است. بعضیها خودشان را با آن گرم میکنند و بعضیها برای دیگران میبافند.
فراموشی
مزیت فراموش کردن پسورد وبلاگ این است که آدم وسوسهی پاک کردن آن را ندارد.
دیدگاههای اخیر
ندا
on
خوابهایی که برای دانشگاه دیدهام
محمد خواجهپور
on
مهندس کشاورزی
محمد خواجهپور
on
خوابهایی که برای دانشگاه دیدهام
فاطمه حاجی زاده on
مهندس کشاورزی
کاکال گراش
on
مهندس کشاورزی
نویسندگان صحبت نو
قصه سکوت
راضیه یوسفی
لحظهای از من
الهام زاهدی
نارسیس
نرگس اسدی
ژاندارک امروز
فرزانه استوار
کومونگ
ابوالحسن حسینی
پرفسور بعد از این
فاطمه حاجیزاده
آرتادخت
محدثه بصیری
ایزوپ
مسعود غفوری
با نام جعلی
سعید توکلی
تصویری از سایه
فاطمه یوسفی
روزهای زشت همیشگی
اسماعیل فقیهی
شعر گراش
مصطفی کارگر
صدای دل
حبیبه بخشی
گراشیها
مانیفست نیمهکاره
هرمز کامپیوتر
یک گراشی بیکار
یک شاخه گل
کاکال
گراش شهر من
پخش زنده از گراش
الف
حوا…
خاطرات یک معلم
راپورتچی
صحبت نو (وبلاگ)
صحبت نو (سایت)
اطلاعات
ورود
پیگیری نوشتهها با
RSS
پیگیری دیدگاهها با
RSS
WordPress.com
عکس
More Photos
آنها که فاتحه خواندهاند
35,404 hits
توئیتها
کارگاه خبرنویسی:
http://wp.me/pJCV-ka
17 minutes ago
خوابهایی که برای دانشگاه دیدهام: یکی بود یکی نبود زیر پر و بال شکسته و بیبخار آموزش و پرورش گراش یه عالمه..
http://bit.ly/3OB2pr
5 hours ago
مهندس کشاورزی: اخطار: 18+ یک برادر زحمتکش مهندس کشاورزی برای ترویج میرود روستا. بعد کارش طول میکشد و با خود..
http://bit.ly/91WHQ
1 day ago
سایهای که منم: حاج ممد کریم قناد بود. اما از قنادی او چیزی به یاد ندارم وقتی که من یادم است او دیگر یک دعانویس..
http://bit.ly/2125dR
2 days ago
روز خوب و روز بد وجود ندارد همه روزها به اندازه کافی مزخرف است
3 days ago