Entries Tagged as ‘کتاب’

اکتبر 11, 2009

ماهی سیاه کوچولو

تکه‌ای از کتاب:

مرگ خیلی آسان می‌تواند به سراغ من بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدن- که می‌شوم- مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.

نویسنده

صمد بهرنگی متولد 1318 است [...]

اکتبر 5, 2009

کتابخوانی و کتابخری در اینترنت

دیگر بهانه‌ای برای کتاب نخواندن ندارید. در سال‌های گذشته کتابخوان شدن یک کار پردردسر بود به ویژه گیر آوردن کتاب‌های به دردبخور شانسی در حد لوک خوش‌شانس می‌خواست. باید سالی یک بار آدمی پیدا می‌شد و می‌رفت سفر تا بتوانی لیست کتاب‌ات را به او قالب کنی و تازه شانس بیاوری طرف فرصت داشته باشد [...]

اکتبر 4, 2009

چشم‌هایش

اسم‌اش سید مجتبی است اما همه او را به نام «بزرگ علوی» می شناسند. در کنار جمالزاده و صادق هدایت شده است یکی از مهمترین داستان‌نویسان نسل اول داستان‌نویسی ایران. در زمانه‌ای که کم‌کم امواج ادبیات مدرن به سرزمین ایران می‌رسید آنان سطح تازه‌ای از ادبیات را نمایندگی می‌کردند. جالب این که بزرگ تا همین [...]

سپتامبر 27, 2009

چنین کردند بزرگان

برای آغاز ماندنی‌ها می‌شود از خیلی چیزها نام برد. قرار است اینجا از کتاب‌ها و فیلم‌هایی بنویسم که هر کسی باید بخواند و ببنید. آدم کلی کتاب می‌خواند ولی تعداد کمی از آن‌ها تا مدت‌ها در ذهن‌اش می‌ماند و یا مسیر زندگی او را عوض می‌کند. چنین کنند بزرگان را هم فکر کنم صادق پیش‌نهاد [...]

سپتامبر 4, 2009

داستان آدم‌ها و رابطه‌های‌شان

چهار چهارشنبه و یک کلاه‌گیس/ بهاره رهنما/ نشر چشمه/ چاپ اول تابستان 88/ 86 صفحه/ 2200 تومان

خوب فصل امتحانات فرصت کتاب خواندن، جمعه هم کتاب دیگری از داستان‌های نشر چشمه را خواندم.

چهار چهارشنبه، محموعه 11 داستان کوتاه نوشته بهاره رهنما است. بهاره رهنما را کمابیش در سینما دیده‌ایم و گاهی هم یادداشتی از او در [...]

سپتامبر 3, 2009

درد خیال کردن خیانت

اگر بپذیریم که نام‌ها کلید ورود به داستان هستند. فصل «بهار 63» در واقع کلید درک داستان است. این فصل نشانی از خیانت ندارد بلکه درباره‌ي داستان‌گویی و داستان‌سازی درباره عشق است. روای با دیدن فروشگاه «بهار 63» حکایت عاشق شدن صاحب مغازه را با آب و تاب تعریف می‌کند و بعد آخر سر دختر می‌پرسد این داستان واقعی‌ است؟ و راوی می‌گوید آن را از کسی نشینده و خودش ساخته است اما می‌تواند واقعی باشد.«چرا نمی‌توانست واقعیت داشته باشد؟ بالاخره الکی که اسم آن را بهار 63 نگذاشته‌اند» در واقع داستان عشق‌های روای نیز می‌تواند واقعی باشد هر چند واقعی بودن آن اهمیتی ندارد.

آگوست 30, 2009

معجزه ایرانی بودن

فیلسوفی را اسیر گرفتند و در دیار غریبش بفروختند.خریدار از او پرسید: فیلسوف به چه دردی می‌خورد؟ گفت: به درد آزادی!

آگوست 27, 2009

کتاب‌های که من را بزرگ کردند

قصه کتاب‌خوانی با خواهرم شروع شد و این که قبل از مدرسه رفتن و البته کودکستان نرفتن خواندن حروف و کلمات را به من یاد می‌داد. هنوز مدرسه نمی‌رفتم و بعد که ابتدایی شروع شد پاتوق من مغازه آقای ایزدی بود که البته اسم با کلاس‌اش می‌شود نوردانش. سال‌ها بعد فهیمدم که عمویم هم از [...]

می 3, 2009

راهنمای نمایشگاه‌نوردی

بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از 16 تا 26 اردیبهشت برگزار می‌شود. این راهنما را برای ستون منوی فرهنگی صحبت‌نو نوشتم البته هنوز باید یک شخم زدن خاطرات هم داشته باشم. آمدید تهران خبری بدهید من احتمالاً آن روزها پلاس نمایشگاه باشم.

نمایشگاه کتاب مهمترین جشن فرهنگی سالانه در ایران است. هر چند در [...]

آوریل 12, 2009

راشد انصاری- طنز برای همه

 

طنزینه= طنز اینه!!

مجموعه طنز راشد انصاری، انتشارات سنبله مشهد و جی‌بل بندرعباس، چاپ اول 1387، 2200 تومان

راشد انصاری در پنجمین کتاب خود نیز همچنان پایندی‌اش را به طنز مطبوعاتی حفظ کرده است. هر چند او در این کتاب بیش از آن که به اخبار روز توجه کند و آن‌ها را دست‌مایه کار قرار دهد، در [...]