بایگانی دسته‌ها: کیمیا خواجه‌پور

روایت‌ها و عکس‌هایی از دخترم تا وقتی بزرگ شود

عکس دختر: شقايق شامحمدی

این دختر شقایق خانم است و بدون هیچ قصد و نیت سیاسی روز 22 خرداد به دنیا آمده است. ابوی ایشان جناب آقای محمدعلی شامحمدی دامت برکاته در مورد تاریخ تولد ایشان قصد و نیت خاصی نداشته و خانم مذکور … به خواندن ادامه دهید

5 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور

زامبی چهارده ماهه

کیمیا راه افتاده است. طبیعی است که بچه 14 ماهگی شروع به راه رفتن کند. مثل زامبی‌ها راه می‌رود و البته به نظر می‌رسد دختر شیطانی باشد. گذشته از راه رفتن مثل زامبی‌ها به دنبال فرصتی برای گاز گرفتن است … به خواندن ادامه دهید

4 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور

چند عکس از کيميا

باز هم نوبت صفحه‌آرایی رسید و کمتر فرصت نوشتن برای وبلاگ فراهم می‌شود. موقتاً با چند عکس از کیمیا که دم دست است و البته جلوی دست و پا سرگرم باشید تا چند روز بعد که بشود مفصل‌تر نوشت.

17 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور

گزارش رشد دراکولا

  دندان‌های کیمیا در حال در آمدن است. هر چند از دو ماه پیش شروع کرده است برای به نیش کشیدن چیزها اما حالا با آن دندان‌های تیزش راحت‌تر می‌تواند ببرد. اول یک دندان روی فک پایین‌اش سر زد و … به خواندن ادامه دهید

17 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور

دو زبانگی

ملیکا خودش می‌گوید که چهار سال و نیم دارد. جمعه با او و کیمیا رفتیم پارک. ملیکا از اول و تا آخر حرف می‌زد. از دوست‌هایش، از این که چند بار به این پارک آمده و شیراز به چه پارک‌هایی … به خواندن ادامه دهید

12 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور

نقش کامپیوتر در رشد کودکان

کم‌کم کیمیا دارد دست و پا دار می‌شود و دردسرهای تازه در راه است. مادرش معتقد است که کیمیا تنبل‌تر از بچه‌های دیگر است و تا حالا که در ماه نهم است باید حداقل چهاردست و پا حرکت می‌کرد و … به خواندن ادامه دهید

7 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور

میمون بازی

آدم مجبور است بچه را سرگرم کند هر چقدر از این میمون‌بازی‌ها خوشش نیاید. آخر سر باید هرکس میمون بازی اختصاصی بچه خودش را داشته باشد. نه این کیمیا بچه خاصی باشد بلکه از برای ثبت تجربه می‌نویسم. اولش که … به خواندن ادامه دهید

14 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور

فوکو شما را درمان می‌کند

رابطه من با بیماری این طوری است که از مریض شدن نمی‌ترسم. گاهی وقت‌ها که مریض می‌شوم هم می‌زنم توی خط ریاضت هیچی نمی‌خورم تا یکی دو روز تا بهتر شوم. بعد اگر افاقه نکرد شاید بروم دکتر. این طوری … به خواندن ادامه دهید

12 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور

مجاورت و دوست‌داشتن

برای من دوست داشتن ایجاد می‌شود. یعنی چیزی نیست که یک باره شکل بگیرد و در یک نگاه عاشق شوم و این جور چیزها. دوست داشتن برایم حاصل مجاورت است ذره ذره جمع می‌شود و محکم می‌شود. این مجاورت هم … به خواندن ادامه دهید

13 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور

در يک سفر کوتاه

برای تهرانی‌ها، شمال جایی در همین نزدیکی است. تا یکی دو روز تعطیلی جور شود سر خر را کج می‌کنند به طرف شمال. ما گفتیم شمال ندیده از دنیا نریم به خاطر همین مصطفی به عنوان صاحب خر پیش‌نهاد داد … به خواندن ادامه دهید

7 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور