بایگانی برچسب‌ها: جنگ

در جنگ فقط می‌شود بد بود

امروز با همسرم فیلم تلفات جنگی از برایان دی‌پالما را نگاه می‌کردیم. چیزی بود در مایه‌های جوخه و غلاف تمام فلزی و اینک آخرالزمان زنم پرسید: مگر این یک فیلم آمریکایی نیست؟ پس چرا آمریکایی‌ها در این فیلم بد هستند؟ باید جوابش را می‌دادم.

پرونده این شماره صحبت نو هم درباره جنگ است و دفاع مقدس. می‌دانم نمی‌توانم چیزی در آن بنویسم. درکی از جنگ ندارم آنچه از جنگ می‌دانم از تصویرهای تلویزیونی و سینمایی است و گاهی اگر در کتابی مثل کتاب‌های سلین چیزی از آن خوانده باشم. حتی در خدمت هم خبری از آن فضا سنگین نبود. همیشه از خودم می‌پرسم اگر جنگی در کار باشد چه کار خواهم کرد؟ اگر جنگی در کار باشد می‌روم و شاید بعد دنبال دلیل آن هم خواهم گشت. جنگ برای انسان‌ها مهمترین میدان انتخاب و امتحان است این را در جنگ را دوست دارم نه کشتن شدن نه حتی کشتن را. ترسی از جنگ ندارم اما جنگ کثافتی که یک بی‌شعوری کودکانه من را ترغیب می‌کند در آن دست و پا بزنم.

باید به زنم می‌گفتم در جنگ همه بد هستند و کمتر کسی می‌خواهد این را باور کند. هر چند می‌دانستم سوال زنم این بود که نقش این فیلم‌ها در پایداری و ناپایداری سیستم زندگی اجتماعی آمریکایی چیست؟ اما من به چیز دیگری فکر می‌کردم به موقعیت گریز ناپذیری به نام جنگ

8 دیدگاه

دسته فیلم, خودنوشت