گل‌های معرفت: ما از نگاه دیگران

گلهای معرفتپیش درآمد: شاید بعد از ماه‌ها که نشده بود کتابی را یک سره بخوانم. امروز روز خوبی بود.
گل‌های معرفت (مجموعه سه داستان) /اریک امانوئل اشمیت/ سروش حبیبی/ نشر چشمه/ چاپ اول 1383/ چاپ چهارم قیمت 2200 تومان
گل‌های معرفت بخشی ار نگاه به شرق در دنیای امروز است. جستجوی معرفت و زیباشناختی بشری در اقلیم‌های دیگر همواره مورد توجه آدمیان جستجوگر بوده است. این سنت گاه به فلفل و قهوه رسیده است و گاه به ماشین و عرفان است. این گونه آدمی توانسته‌اند عطش سیری‌ناپذیر خود به حرکت را التیام بخشد.
سه داستان اریک امانوئل اشمیت در فضاهای متفاوت روایت می‌شود اما به راحتی می‌توان شباهت‌هایی را در آن یافت. در هرسه از دیدگاه متداول مدرن اول شخص استفاده شده است. سیمون، مومو، اسکار هر یک به گونه‌ای تحول اندیشگی خود را بیان می‌کنند در حالی که در سنت‌های شرقی کمتر راوی خود به حدیث می‌پردازد و توان بیان آنچه بر او رفته است را دارد. عرفان ارائه شده در این داستان‌ها عرفانی کاربردی برای زندگی (یا مرگ) است. عرفانی که با آن بشود در میان هنجارهای نامتقارن زندگی امروز تدوام آورد. از داستان اول که مرگی حضور ندارد تا داستان دوم که مرگ راحت است و تا داستان سوم که مرگ مساله اصلی است، زندگی و مرگ و البته چگونه زندگی کردن در چالش قرار دارند. مرگ شرق دور وافع نمی‌شود بلکه زایشی برای زندگی زمینی دیگر است. مرگ ابراهیم یک مرگ طبیعی و در ادامه زیستن است و مرگ مسیحی چون مسیح همراه با دردی است که باید درک کرد.
داستان نخست: میلارپا، حکایت یک افسانه شرقی است. شاید برای من از جنبه افسانگی چندان خواندنی نبود و کمتر نسبت به دیگر داستان‌ها با آن احساس نزدیکی کردم.
ابراهیم آقا و گل‌های قرآن: با توجه به زیستن ما در این سنت، درک داستان ابراهیم آقا چندان سخت نیست. ابراهیم‌آقا می‌تواند پدر من باشد یا پدر تو که در سرزمینی دور همچنان بر پایه‌های سنت خود زندگی می‌کند و می‌تواند دوام بیاورد. با این وجود نگاه از دور نویسنده به آنچه ما در آن زندگی می‌کنیم خواندنی و دوست‌داشتنی است. داستان ابراهیم اقا و گل‌های قرآن در این روزهای اسلام وحشت دنیا ست، شاید مرهمی بر این فوبیا باشد. ابراهیم آقا زندگی می‌کند اما زندگی‌اش را به دیگران تحمیل نمی‌کند.
اسکار و بانوی گلی‌پوش: داستان‌ترین بخش این کتاب بود. فرم مورد استفاده فرم متداول نامه‌نویسی است که با افسانه‌سازی آمیخته شده است. در این قسمت سنت عرفان مسیحی شکل می‌گیرد جایی که درد و مرگ مساله اصلی است. اسکار کودکی است که در روزهای آینده خواهد مرد و بانوی گلی‌پوش مرشد اوست. شاید جالب باشد که در اینجا مرشد یک زن است در حالی که در داستان‌های پیشین و کلاً سنت‌های شرقی مردان یکه‌تاز میدان عرفان هستند. «مامی‌رز» هر چند مریم عذرا نیست اما مادری است که می‌تواند فرزندان را غسل پاکی دهد. شاید با توجه به این پیشینه‌های فکری است که زنان غربی راه حضور در اجتماع مدرن را سریع‌تر می‌پیمایند.
«گل‌های معرفت» نامی نبود که من را به خواندن یک ترغیب کند. بیشتر به کتاب‌های سهل‌الوصول مذهبی و عرفانی می‌خورد تا یک کتاب داستان از نویسنده مطرح و معاصر فرانسوی با این وجود نام ناشر و مترجم و یک معرفی در وبلاگی اینترنتی من را به خواندن این کتاب در این روزگاری که کمتر می‌خوانم، راهنمایی کرد. از خواندن‌اش پشیمان نیستم شما هم امتحان کنید.

پس‌نوشت‌ها: در این سایت می‌توانید کتاب‌هایی را که خوانده‌اید ردیف کنید: گودریدز

در ضمن این هم داستان از خودم که اگر خواستید بخوانید: موج

Advertisements

2 دیدگاه

دسته کتاب

2 پاسخ به “گل‌های معرفت: ما از نگاه دیگران

  1. سلام. واقعا خسته نباسی.
    از ارسال شماره های اخیر صحبت نو یک دنیا ممنونم. یکی دو باری رفتم سراغ گیشه نداشتن!! به امید دیدار.

  2. سلام
    به یه بازی وبلاگی دعوتت کردم، بازی آرزوهای محال. خوشحال میشم شرکت کنی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s