این گزارش عکس ندارد

گزارشی از انجمن معتادان گمنام NA گراش

به آدم‌ها که نگاه می‌کنم مثل من هستند. بعضی‌های‌شان را در جامعه با برچسب سیاه معتاد شناخته‌ام و حالا خوشحالم که اینجا می‌بینم‌شان. با هم هستند و گوشه‌ای قایم نشده‌اند. ایستاده‌اند دم در خوش آمد می‌گویند و قدم که داخل می‌گذارم هیچ‌کس غریبه نیست. هیچ‌کس برچسب ندارد. می‌نشینم گوشه‌ای و تک‌تک‌چهره‌ها را ورق می‌زنم که انگار روزگاری خاکستر بر سر و روی‌شان پاشیده شده بود ولی حالا دوباره چهره‌های‌شان گل انداخته است و شعله‌های زندگی از زیر آن خاکستر رخ می‌نماید و فردا زباله خواهد کشید.
پنجشنبه 2 خرداد 1387 جشن سومین سالگرد تاسیس انجمن معتادان گمنام در شهر گراش برگزار شد. معتادان گمنام انجمن خود را با نام NA می‌شناسند. گاهی پنجشنبه‌ شب‌ها یا همان شب جمعه خودمان به پارک شهر می‌روم می‌بینم در مسجد پارک گروهی جمع شده‌اند و وقتی بیرون می‌آیند می‌بینم با هم حرف می‌زنند و چهره‌های خندانی دارند. پیش از آن درباره NAچیزهایی خوانده بودم اما فکر نمی‌کردم که در گراش هم از این خبرها باشد. اجازه می‌خواهم که گزارشی از آن‌ها بگیرم تا شاید کمی باشد برای کسانی که در دام اعتیاد افتاده‌اند. حواله می‌کنند به فرصتی مناسب و من که نمی‌خواهم بیگانه‌ای در جمع کوچک‌شان باشم، صبرم می‌کنم تا ساعت 5 و نیم پنجشنبه 2 خرداد که جلسه شروع می‌شود.
باقر هستم یک معتاد، ریحانه هستم یک معتاد، رضا هستم یک معتاد، پیمان هستم یک معتاد، همه خود را این گونه معرفی می‌کنند و جمع یک صدا می‌گویند: سلام باقر، سلام ریحانه، سلام رضا، سلام پیمان. این سلام به زندگی است.
پیمان می‌گوید: «یکبار مصرف زیاد و هزاربار کافی نیست.» حرف‌های معتادان گمنام شنیدنی است اما برای کسی مثل من که از این دنیا دور بوده، غریب و دور از ذهن است. می‌نشینم و گوش می‌کنم شعارهای زیبا و آموختنی. نوبت به محمد می‌رسد که یک همشهری است. محمد می‌گوید: «در جمع صحبت نکرده‌ام و استرس دارم. در آغاز اعتیاد تا چند سال لذت می‌بردم و حتی به آن افتخار می‌کردم. اما کم کم وضع عوض شد. دنبال روزنه‌ای می‌گشتم که خود را نجات دهم. راه‌های مختلف را امتحان می‌کردم. شهرم را عوض کردم و حتی کشورم را عوض کردم، اما هیچ اثری نداشت. امروز چند ماهی است که مصرف ندارم.» محمد کم‌کم احساساتی می‌شود: «دوست داشتم پسر خوبی برای بابام باشم. بیماری اعتیاد حتی اجازه نمی‌داد خدمتی به خودم بکنم. از وقتی که دستم را بالا کردم و گفتم، محمد معتاد بهبودی من شروع شد. خوشحالم که زنده‌ام. وقتی شب جمعه به قبرستان می‌روم فکر می‌کنم که من هم باید اینجا خوابیده بودم ولی حالا خوشحالم که می‌توانم اینجا کنار شما باشم.»
محمد حرف‌هایش که تمام می‌شود همه او را تشویق می‌کنند. روی صندلی می‌نشیند و کودک چهار پنج‌ ساله‌اش از عقب سالن می‌دود و در آغوش پدر می‌پرد. در ته سالن زن‌ها نشسته‌اند بیشترشان آمده‌اند که سلامتی همسران خود را تضمین کنند و عده‌ای هم معتاد بوده‌اند. «شیرین» از جمع زنان تجربه اعتیاد و بهبودی خود را برای جمع می‌گوید از روزهای سختی که مجبور بود برای خانواده خود مواد تهیه کند تا روزهایی که کسی بوده و او را کمک کرده است.
حمید از اعضای قدیمی NA است که سنت‌ها دوازده‌گانه می‌گوید. معتادان گمنام بیش از هر چیزی به استقلال خود تکیه دارند. به هیچ موسسه‌ای وابسته نیستند. از هیچ‌جا کمک نمی‌گیرند و حق عضویتی هم دریافت نمی‌کنند. انجمن معتادان گمنام هیچ نظر یا فعالیتی در رابطه با ترک فیزیکی و سم‌زدایی ندارد. به نظر می‌رسد می‌رسد که معتادان گمنام گراش تا اینجا خوب پیش رفته‌اند حداقل توانسته‌اند که اعتماد مسئولین و شهروندان را جلب کنند. از ابتدای برنامه دکتر فتحی رییس شورای شهر حضور دارد. بعد امام جمعه سری به معتادان گمنام می‌زند و البته از همه جالب‌تر حضور رییس پاسگاه است.
از دیدنی‌ترین بخش‌های برنامه اعلام پاکی است. مدیر جلسه می‌خواهد کسانی که یک روز تا سه روز پاک هستند و یا یک سال پاک هستند بلند شوند و دیگران آن‌ها را تشویق می‌کنند. مثل ماشین حساب وجدان این جمع باعث می‌شود که معتادان سابق به یک روز پاکی خود نیز افتخار کنند.
معتادان گمنام به جز گراش که جلسات خود را در پارک‌شهر برگزار می‌کنند در شهرهای اهل، وراوی، مهر، چاه‌ورز، فیشور، علاءمرودشت، لامرد، دهکویه، کورده، خنج، اوز و لار فعال هستند.
آب میوه‌ام را خورده‌ام و از در خارج می‌شوم و برای یادگاری خودکاری می‌گیرم. از در که بیرون می‌روم نام‌ها و چهره‌ها را فراموش خواهم کرد. اعتیاد وسوسه‌ای است که ممکن هر کسی به آن گرفتار شود. معتادان را شماتت نکنیم آن‌ها را بیمارانی ببینم که محتاج کمک هستند و این کمک البته مالی نیست. به حرف‌های قشنگی فکر می‌کنم که زده است و گوش‌هایی که مطمئن نیستم چقدر شنوا باشد.

Advertisements

۱ دیدگاه

دسته گراش, صحبت نو

1 پاسخ به “این گزارش عکس ندارد

  1. ارش

    NA تنها منجی من از چنگال بیماری کثیف اعتیاد با تمام وجودم دوستت دارم ( به امید روزی که حتی یک نفر هم روی کره زمین از این بیماری کثیف رنج نبرد ) دوستدار همه معتادان در حال بهبودی ارش

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s