هر خودكشي يك قصه دارد

هر خودكشي يك قصه دارد كه بايد بخواني تا عمق واقعه را احساس كني. بفهمي تني كه بر طناب تاب مي‌خورد مشمئز كننده ولي قصه‌هاي خواندني است. حتي قصه‌ها ممكن است قصه‌ها يك پند باشد.

قصه را مي‌شود از نگاه دو كودكي نوشت كه تا سال‌ها جسد مادري آويخته از پنكه را به دنبال خواهند كشيد. قصه را مي‌شود از نگاهي مردي ديد كه ديگران او را مقصر اين مرگ مي‌دانند. قصه مي‌تواند يك عشق باشد كه به اوج سقف رسيده است و در فرود خود جسدي را به دنبال دارد. قصه مي‌تواند قصه‌ي يك جامعه باشد كه تني را به جرم انتخاب مرگ به حال خود رها مي‌كند چون اين تن به فرديت خود آري گفته است.

هر خودكشي يك قصه دارد كه بايد نوشته شود. در هر جامعه حتي اگر مرگي نباشد تا ديگران متوجه شوند داستان‌ها از كنار تو عبور مي‌كنند. تو از داستان‌هاي مي‌گذري و چون هميشه بي‌داستان مي‌مانيم. دوباره بايد روزگار ورق بخورد تا تلخي يك خبر قصه‌اي را در ذهن تو بسازد.

دنبال قصه اين خودكشي بودم. نمي‌شد نزديك شد و نجوايش كرد. بايد زاويه‌ديدي از دور را انتخاب كرد و به نام و بي‌نشان از مرگي كه انتخاب شده نوشت.

Advertisements

5 comments

  1. اشتباه محض
    گناهی که خداوند هیچوقت آنرا نمی بخشد.
    ولی دلیل اصلی این همه نابسامانیها تنها وتنها ناشی از کمبود یک فرد است

  2. چند روز پیش نگاه معصومانه و پر از ترس و تنفر و بچه گی و سادگی دخترش را دیدم… از من هم می ترسید. مادربزرگش می گوید تحمل هیچ چیز را ندارد..بچه مادر می خواهدف ندارد… مادرش همانی که دیگر تنها یادش درمانگر است ..خیلی مهربان بود، کوچک تر که بودمف هوای مرا از دور داشت….دخترش زیبا ست…پسرش زیبا ست… زندگی کدرشان کرد..ان روز..همان چند روز پیش را می گویم…چشم دختر، اشکم را فروریخت، بی اختیار…کاش…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s