قلبم

قلبم مثل یک ساعت دیوانه کار می‌کند. مثل پرنده‌ای که آماده پریدن است دارد بال بال می‌زند. مثل زنده‌ای دفن شده به دنبال روزنه‌ای کوچک، می‌خواهم فرار کنم از آسمان بالای سرم که می‌دانم هر جا باشم احتمالاً همین رنگی ست.

Advertisements

5 دیدگاه

دسته خودنوشت

5 پاسخ به “قلبم

  1. با سلام
    اگر براي نخستين با ر از وب ما ديدن فرماييد موجبات مباهات ما را فراهم اورده ايد.

  2. با دورودي دوباره
    دگر بار لحظه اي مصدع شديم كه بگوييم برخي از مطالب و اشعار را به ايميلتان ارسال داشتيم اگر نيم نگاهي بدان داشته باشيد لطف را به سر حد كمال رسانيده ايد.- به ايميل gerash@gmail.com
    بدرود

  3. سلام اقای خواجه پور
    از خودت بنویس و از شعرهایت تا حال کنیم

  4. سلام محمد عزیز. قلب ما هم شاید دیوانه است.

  5. فاطمه حاجی زاده

    بویی که از این نوشته هاتون میاد با توجه به تاریخش مال زمانیه که داشتین پخته می شدید. چیزی وسط خام بودن و پخته شدن، تا سوختن هنوز راه هست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s