چند نکته درباره سلسله صوفیه گنابادی

در روزهای اخیر بحث تصوف و جنبه‌های آن در گراش بیش از حد داغ شده است. بد ندیدم آنچه را که به نظرم مورد سوال است از دیدگاه خودم بنویسم. هر چند دوستتر داشتم از جنبه‌های اجتماعی و سیاسی به این قضیه نگاه کنم ولی اوضاع حساس‌تر از آن است که بشود دیدگاه متفاوتی را عرضه کرد.

تفاوت اصلی در طریقت و شریعت است:

برای با ایمان بودن دو دیدگاه تقریباً متشابه وجود دارد دارندگان این دو دیدگاه در یک طیف قرار می‌گیرند که یک سر آن طریقت و سر دیگر آن شریعت است.

معتقدان به شریعت راه رسیدن به خدا را انجام اعمالی و احکام دینی می‌دانند. معمولاً معتقدان به شریعت دارای مذهب خاص و مشخصی هستند مثل مذهب شیعه یا مذهب سنی شافعی یا حنفی ما چون خود در یک بافت متشرع رشد کرده‌ایم با شریعت و احکام آن همانند مرجع تقلید و … آشنا هستیم. فرد متشرع معمولاً‌ احکام خود را از مرجع تقلید دریافت می‌کند و با انجام آن می‌تواند فرد مومنی باشد

طریقت:‌ در طریقت راه رسیدن به خدا از طریق اتصال به یک مرشد، مراد، شیخ، قطب و… است و البته توجه به درون خود به جای تاکید بر ظاهر احکام است. در طریقت نیز همانند شریعت زیادی و کمی در میزان سختگیری برای انجام دستورالعمل‌های دینی وجود دارد.

صوفیان گراش:

صوفیان گراش یکی از شاخه‌های صوفیان شاه نعمت‌اللهی معروف به شاه نعمت‌اللهی سلطانعلی شاهی گنابادی هستند. سر سلسه این صوفیان شاه نعمت‌الله ولی از شاعران و صوفیان قرن هشتم است که منسوب به کرمان است. در ویکی‌پدیا می‌توانید زندگی او را بخوانید. برخی معتقد بودند که او اهل سنت بوده و عده‌ای معتقدند که او شیعه بوده است. در هر صورت شاه نعمت‌اللهی تاکید زیادی بر نوع مذهب نمی‌کند اما فرزندان و پیروان او شیعه را به عنوان مذهب می‌پذیرند. در طی سال‌ها این فرقه دارای شاخه‌هایی شد سلطانعلی شاه گنابادی که در دوره قاجار می‌زیست قطلب شاخه سلطانعلی شاهی است و در حال حاضر فردی به نام دکتر نورعلی تابنده معروف به مجذوب‌علیشاه بزرگ این گروه است. میر مطلب میرزاده که در دبی و حاجی‌بابا خواجه‌گراشی در گراش از مشایخ و بزرگان نعمت‌اللهی هستند. دکتر نورعلی تابنده پیش از رسیدن مقام قطب وکیل بوده و نزدیکی فکری او با برخی نیروهای سیاسی ملی مذهبی ممکن است در برخوردهای فعلی با او موثر باشد.

 

چند سوال:

آیا صوفی گری مختص مسلمانان است؟

تمام ادیان و حتی مذاهب دارای این دو گرایش هستند برخی همانند بودایی گرایشات طریقتی دارند و برخی همانند ارتودکس‌های مسیحی بیشتر گرایش شریعتی دارند. در میان یهودیان و مسیحیان نیز این دوگانگی وجود دارد.

آیا صوفی‌ها شیعه هستند؟

شعیه فقط شیعه اثنی عشری نیست. شیعه‌های اسماعیلی ، شیعه دروزی نیز وجود دارد. در واقع صوفی‌های گراش نزدیک‌ترین فرقه به شیعه اثنی عشری هستند. آن‌ها دوازده امامی بوده و از نظر احکام تفاوتی با شیعیان ندارند. هر چند که تصوف اسلامی از اهل سنت آغاز شد اما کسانی همانند «هانري كربن فرانسوي» معتقد است: «تشيع واقعي همان تصوف است و به نحو متقابل تصوف اصيل و راستين چيزي به جز تشيع نتواند بود» (هانري كرين، سه گفتار در باب تاريخ معنويات ايران، مجله دانشكده ادبيات تهران، ج 5، ص 51) هر چند بسیاری این نظر کربن را قبول ندارند.

چرا صوفی‌ها این قدر دارای فرقه‌های متفاوت هستند؟

طریقت بر اساس سازمان مراد و مریدی بنا شده است. یعنی رسیدن به خدا و درک ایمان از طریق مراد که یک شخص است انجام می‌شود. به همین دلیل ممکن است دو فرقه که دارای تفکر یک سان هستند دارای مراد متفاوت باشند و دو فرقه را تشکیل دهند. (برای روشن‌تر شدن مثلاً‌ دو نفر شیعه که دارای مراجع تقلید متفاوت هستند) به خاطر همین صوفیه دارای شاخه‌های بسیار متمایز و حتی متضادی است. صوفیه گراش به شاه نعمت الله ولی به عنوان مراد اصلی معتقد هستند و البته شاه نعمت‌اللهی‌ها در طی این ششصد سال که از مرگ او می‌گذرد بسیار شاخه شاخه شده‌اند. و شاخه فعلی شاخه گنابادی شاه نعمت‌اللهی است (می‌توانید با یک سرچ قطب‌های این شاخه را بیابید)

آیا صوفی گری با شیعه در تضاد است؟

هم بله و هم خیر این سوال سختی است و بیش از آن که یک سوال اعتقادی باشد یک سوال اجتماعی است. همیشه برای به دست گرفتن قدرت مذهبی و تاثیر بر مردم بین طریقت و شریعت رقابت بوده است. هر زمان که یکی از این دو به قدرت رسید سعی در از میان بردن رقیب داشت.

صوفی‌های گراشی به احکام پای‌بند هستند؟

همان طور که گفته شد صوفیه از نظر اعتقاد به ظاهر احکام یک طیف هستند از گروهی که احکام را حجاب دانسته شروع شده و به کسانی که کامل به احکام عمل می‌کنند منتهی می‌شود. صوفی‌های گنابادی بر اساس باور شاه نعمت‌الله از این دسته هستند که احکام را حجاب نمی‌دانند و کاملاً به آن پای‌بند هستند. یعنی مسائلی محرم و نامحرم را رعایت کرده، نماز می‌خوانند و …

پس تفاوت صوفی‌ها با شیعه‌ها در گراش چیست؟

تفاوت زیادی در ظاهر اعمال وجود ندارد اگر به تعریف طریقت و شریعت دقت کنید این تفاوت مشخص می‌شود. صوفیه معتقدند که رسیدن به خدا از طریق مکاشفه در درون و عمل به راهنمایی‌ها و ارشادات پیر و شیخ و مراد ممکن است. البته نباید از یاد برد که چون این گروه در اقلیت هستند همانند دیگر اقلیت‌ها بیشتر با افراد گروه خود در ارتباطند. البته صوفی‌های گراش فرقه بسته‌ای نیستند و در مراسم آن‌ها حضور افرادی که دارای کنجکاوی هستند دیده می‌شود. تفاوت در میان اکثریت شیعیان و صوفیان نعمت‌اللهی (که خود را فقرا می‌نامند) آنقدر ناچیز است که برخی از کسانی که پدر و مادر آنان نعمت‌اللهی هستند مشرف نشده و مشکلی نیز در این زمینه وجود ندارد.

دیدگاه شخصی:

به نظر من صوفیه در این روزگار را باید در واقع در برابر دغدغه‌های مدرنیسیم سنجید گرایش‌های عرفانی در بسیاری از جوامع به ویژه جوامع غربی رشد کرده است. بخشی از تمایلات به این گرایش‌ها در ایران نیز باید در یک بافت جهانی دیده شود. تنها امیداوری من این است که این تحرکات همانند برخی شهرهای دیگر مثل قم یا گناباد به برخورد منتهی نشود و مردم گراش بتوانند چون گذشته در کنار هم زندگی کنند.

در ضمن هیچ‌گاه این بحث‌ها هر چند هم منطقی باشد به جایی نمی‌رسد. ایمان چیزی متمایز از منطق است.

 

(درباره صوفیه پیش‌نهاد می‌کنم به جای کتاب‌هایی که از جنبه مذهبی نوشته شده اند به کتاب‌های تاریخی و ادبی مراجعه کنید دیدگاه بهتر و بی‌طرفانه‌تری در اختیار شما قرار می‌دهد و می‌بینید که این هر دو جنبه دین یعنی طریقت و شریعت بر هم اثر گذاشته و در بسیاری موارد غیر قابل تفکیک هستند. همچنین بخش‌هایی زیادی از ادبیات و فرهنگ ایرانی-اسلامی از منابع صوفیه رشد کرده است.)

Advertisements

23 دیدگاه

دسته مقاله, گراش

23 پاسخ به “چند نکته درباره سلسله صوفیه گنابادی

  1. yousef

    مقاله‌ت کامل نبود، باید از آزادی بیان بیشتر دفاع کنی. با اون شایعاتی که من هم شنیده ام (آخه الان گراش نیستم) واقعا متاسفم که چرا بعد از این همه مدت تازه مردم یادشون اومده همسایه‌شون صوفی هستش و باهاش رفت و آمد نمی‌کنند. خدا مردم ما رو از شر عادت آخوند پرستی هرچه زودتر نجات بده که نمی‌بینن همونا در خلوت آن کار دگر می‌کنند.

  2. بیشتر جنبه معرفی داشت. جنبه‌ خبری را در وبلاگ صحبت نو نوشتم یک مقاله تحلیلی هم طلب‌ات باشد.

  3. .

    سلام
    یک تحلیل جامع از تصوف. یعنی بهتر از این نمیشد. تلاش کنید همین مطالب را در نشریه به چاپ برسانید .کاش همه ما در همه مسایل اینگونه تحقیق می داشتیم.
    (اگه بابام بیاد خونه شما خونتون رو آب میکشید)

  4. سلام
    البته ذكرهايي دارن كه فكر كنم مختص خودشون هست و راه و رسوم ديگه مثل سبيل گذاشتن،‌دست بوسيدن بعد از نماز و …
    كاشكي يه خورده در مورد توهين‌ها و افتراهايي كه به صوفيها شده رو مي‌نوشتي.
    از نظر اجتماعي هم نقد مي‌كردي ديگه بهتر!

  5. kkk

    سلام
    مطالبتون صریح وخوب بود ولی فکر کنم اگه از یکی که دین رو ،مخصوصا شیعه رو بیشتر میشناسه و تفاوت این دو فرق دقیق میدونه سوال میکردین و درج میکردین خیلی خوب بود
    وجواب به اون دوست که گفته چرا حالا مردم به فکر افتادن که…
    چون صوفی ها قبلا این همه فعالیت نداشتن و الانه که جلسات کل صوفی های منطقه جنوب در گراش برگزار میشه
    به خاطر شیخ بزرگ آقای خواجه گراشی
    باور یک مسمان به اینه که وقتی میبینه در دینش و در همکیشانش خرافه و خرافه پرستی وارد میشه با اون مقابله کنه و الان هم اگه همینجور این جلسات و فعالیت های این فرقه که خیلی هم پشتوانه مالی داره ادامه پیدا کنه معلوم نیست چه بر سر عوام بیاد مخصوصا اون هایی که نیازمند پولن با اون فریب میخورن

  6. سلام
    یکی از راه هایی که استعمار گران برای سلطه بر مردم پیش میگیرند جدا کردن دین آنها از عقل و منطق و محدود کردن دین در ارتباط با خدا و آخرت است بهمین دلیل ترویج اینگونه فرقه ها را می پسندند (نمی گویم در گراش مستقیما دست آمریکا و… پشت قضیه است نه آمریکا بیکار نیست که …)
    دین را ان زمان میتوان از بین برد که از جامعه رخت بر بندد و به خانه ها رود و مردم تنها راه طریقت در پیش گیرند و از شریعت جدا شوند.
    سلوک عرفانی خود را آنچنان در جامعه نشان نمیدهد آن شریعت دین است که خود را در جامعه نمایان میکند.
    اسلام ناب محمدی آنست که طریقت آن در قالب شریعت ان رشد یابد.شریعتی که از خود محمد(صل الله علیه و اله وسلم) و جانشینان تعیین شده توسط خود او باشد نه شاه نعمت…

    • اشکذر

      کاشکی بیشتر تحقیق نماییم تا بدانیم شاه نعمت الله ولی چه کسی بوده و چه زحمات و تلاشهایی برای اسلام وبلاخص مذهب تشیع راستین کشیده ، و اینگونه ناآگاهانه طعنه نزنیم و کمی قدر دان زحمات آن بزرگان که تربیت یافته درمکتب پیامبر گرامی و اهل بیت طاهرینش هستند باشیم و اینقدر پیروان واقعی و صادق آنان را تحت فشار ، لطمات و صدمات قرار ندهیم و حداقل بدانیم یک دورانی که در ایران کسی جرأت اظهار تشیع نداشت جناب سید نور الدین شاه نعمة الله ولی پس از ورودش به ایران با گذاشتن کلاه دوازده ترک برسر به نشانۀ تشیع اثنی عشری آنچه را که قدما به جهت تقیه به اقتضاء زمان و مکان مخفی میداشتند او آشکار نمود و به امر ایشان ارادتمندان و پیروانشان نیز به جهت اظهار تشیع اثنی عشری همگی کلاه دوازده ترک برسر میگذاشتند ( البته این موضوع به امر و اقتضاء آن زمان بوده کما اینکه در این زمان پوشش فقرا مانند پوشش عمومی جامعه میباشد و مقید به لباس خاصی نمی باشند )
      امیدوارم در امر تحقیق و کنکاش موفّق و مؤید باشیم

  7. حسین

    sسلام
    نظرات جالبی دارید ولی مطالبتون کامل نیست ببینید تصوف اساسا یک فرقه به مانند تشیع یا تسنن نیست و تنها یه راهه و صوفیانی که شما نام بردید همه شیعه هستند و این دو هیچ منافاتی با هم ندارن. محض اطلاع عرض می کنم که مشایخ این سلسله در مورد مسایل شریعتی همواره مریدها رو به خدمت آقایان مراجع ارجاع می دن مطلب دیگه اینکه اساسا در معنای طریقت مسأله ی قدرت سیاسی مطروده چه برسه به اینکه بخوان سر این قضیه رقابت کنن. با تشکر
    ف

  8. علی عظیمی فرد

    بد به حال کسانی که از پیامبر و اهل بیت جلوتر یا عقب تر قدم بردارند.

    (پیر هر مسلمان باید حجت بن الحسن باشد نه بنده ای پر اشتباه )

    { شنیده ام علامه حلی سوالی با چنین مزمومی از پسرش می پرسد: الگوی تو کیست ؟ ، و در جواب از پسرش شنید : دوست دارم همانند شما باشم ، و علامه در جواب گفت : بدا به حال تو چون که الگوی من امام محمد باقر بود تا چنین شدم پس تو که الگویت بنده ای چون من است چه خواهی شد .}

  9. صوفی ای دشمن درمانده ی دین صوفی ای مظهر شیطان لعین
    ای جفا کرده به حق از ره غدر وی قفا خورده زحق ازره دین
    هر چه در ذم تو گویم نه بس است ای ز پستان جهان پست ترین
    لیک این گفته بسنده است تورا که بفرموده رضا رهبر دین
    هر کس از جهل زیارت کندت بود او زایر شیطان لعین

  10. دوست

    با عرض سلام
    مطالب ذکر شده می توان گفت 80% غیر واقعی و حاکی از شنیده هاست
    دیگران گفته اند و شما شنیده و نوشته اید
    با توجه به نزدیکی که با فقرا(دراویش گنابادی)دارم مطلب فوق را ذکر کرده ام به شما پیشنهاد میکنم به پایگاه های خبری و فرهنگی دراویش گنابادی رفته و با آنها مکاتبه کرده و سپس در مورد عرفان و تصوف شروع به یادداشت نمائید در زیر مهمترین پایگا ها را برای دوستان عزیز مینویسم باشد که موثر واقع شود
    http://www.sufism.ws/
    http://www.majzooban.org/
    http://www.jozveh121.com/

  11. داود محمد ابادی

    از راهنمایان دینی و از بزرگان راه طریقت خواهان دستگیری هستم ولی فکر کنم هنوز لیاقت راه رفتن در مسیر اصلی را ندارم . برایم دعا نمایید. یک جلسه حضور در محضر این بزرگان یک نقطه تاریک زندگیم را روشن کرده .

  12. علی عظیمی فرد

    خدا یرای هدایتت راه گداشته
    خودت رو به چاه نداز
    برو مناجات شعبانیه رو بخون
    ان شا الله خودت خواهی فهمید اینها همش دکون بازاره

  13. هو121
    سلام و درود
    نوشته شما بي طرف بود و در جايي كه ميفرماييد در بعض جهات طريقت و شريعت در زمان قدرت خويش،سعي در منكوب رقيب در آمده …از يك باب صحيح است و از باب ديگر خير
    ما در زمان حال شاهد اين هستيم كه چه ظوالمي از شريعت بر اهل طريقت گذشته است
    ولي در زماني كه طريقت قدرت داشت خبر از ظلم و يا ستمي نسبت به آنها نديده ايم
    يا در احوالات حضرت مشتاق عليشاه ميخوانيم كه آن مظلوم را چگونه سنگسار نمودند
    و مردم ما بايد بدانند كه اصل ايمان به خداوند از تشيع و يا تسنن و يا…نيست
    بلكه از رشته سلسله اولياءالله است كه از آدم تا حال دست به دست آمده است
    و تشيع و تسنن ،دين و يا مسلكي نيست كه حتي بگوييم از پيغمبر اسلام آمده است و ميبينيم كه اسم تشيع تاريخ آنچناني ندارد
    بلكه اين سلسله اولياءالله هستند كه با آمدنشان نسبت به مقتضاي حال اسمي را اختيار كرده اند وما نبايد به اسم(شريعت) اكتفا كنيم و بايد به باطن(طريقت) آن اسم رجوع كنيم

    راستي121
    ياعلي

  14. بسم الله الرحمن الرحیم

    من سوالی دارم؟
    و این سوال وجه اشتراک موجودات است !
    ببینم کی می تونه جواب بده !
    شماهایی که داعیه دار طریقت برای انسان ها هستید !
    منتظر جواب هستم ؟
    اگر تونستید جواب بدهید سوال بعدیم رو ازتون می پرسم!
    ان شاءالله.

    بنده حقیر خدا
    علی عظیمی فرد
    والسلام

  15. و سوالم این هستش:

    همه موجودات در عالم دنبال چی هستن؟

    بنده حقیر خدا
    علی عظیمی فرد
    والسلام

  16. zeera iranparast

    سلام، تحریمهای اقتصادی بخاطر همکاری نکردن دولت با دنیا در مورد نیروی اتمیایران باعث شده مردم سختی هاش را بکشند. بنزین قلابی ایران تصفیه شده مردم را داره هر روز میکشه. یارانهها را هم به محض اعلام تحریمهای آخر ، برداشتند ولیگفتند برداشت یارانهها هیچ ربطی به تحریمهای جدید ندارد. نون گران، بنزین قلابی و گران حقوقها پایین اجاره خونه که اصلا حرفش را نزن. این همه بد بختی برای پر کردن شکم این پاسدارها و بسیجیها. همهٔ اقتصاد مملکت دست اینهاست اینها از مافیا بد ترند. ایهناس یک تکونی باید خورد و جنبشی کرد.ما ملت پر غرور، قوی ایران هستیم نه ملت بیچاره و سم زده ایران.

  17. خاک پای فقرا

    به نام خداوند یکتا
    با سلام.
    تحلیل جالب و منصفانه ای بود، فقط با قسمتی از متن موافق نیستم.
    اهل طریقت هرگز به دنبال قدرت مذهبی یا حکومت کردن نبوده و نیستند. نمونه های بسیاری در تاریخ ثبت شده است. حاج شیخ عبدالله حائری (رحمتعلیشاه) با وجود آنکه شاه شدن سرباز مفلسی مثل رضاخان را پیش بینی کرده بود، و بعدا بارها شاه قصد داشت که به نوعی از ایشان تقدیر کند، یا به عنوان مشاور استفاده کند، ایشان نپذیرفته و حتی در مقابل دستور شاه، تن به اینکار ندادند.

    نکته دیگر اینکه دراویش نعمت اللهی گنابادی تنها سلسله طریقتی هستند که مقید به دستورات شرعی بوده و عوام آنها در احکام شرعی از مراجع تقلید می کنند. با وجود اینکه اقطاب سلسله گنابادی خود از مجتهدین بزرگ زمان خود بوده اند، اما جز یکبار در امور مربوط به شریعت دخالت نکرده اند و مریدان را به مراجع تقلید ارجاع داده اند. و آن یکبار هم فتوی به حرام بودن مواد مخدر از طرف سلطانعلیشاه گنابادی و درحالی بوده که سایر علما حاضر به فتوی در مورد حرمت تریاک نشده بودند.

    در مورد رابطه تصوف با استعمار! فرموده اند، فرمایش ایشان در مورد شریعت و طریقت نشان می دهد که درک درستی از این دو واژه ندارند. شریعت همانند قوانینی است که بر یک ورزش حکمفرماست و طریقت همانند فنونی است که یک کشتی گیر می داند. رعایت قوانین بدون فنون عملی راه به جایی نمی برد و بکاربردن فنون بدون رعایت قوانین خطا است.
    مگر خداوند شرع را وضع کرده که خود را نشان بدهد؟ که طریقتی که خود را نشان ندهد باطل باشد؟
    طریقت و سلوک الی الله هرگز به معنی کنار گذاشتن شریعت نبوده و شریعت و طریقت از هم جدا نیستند.

    فرموده اند: (هدف استعمار، جدا کردن دین از عقل و منطق است)
    خوب این چه ربطی به عرفان داشت؟
    به نظر شما منطق چیست؟ آیا صرف منطق برای رسیدن به کمال کافی است؟ آیا شما آنقدر منطق می دانید که همه چیز را با منطق درک کنید؟ ابن سینا که از بزرگترین فلاسفه جهان بود نتوانست معاد جسمانی را با منطق توجیه کند و به اعتبار قرآن احادیث و فرمایش ائمه پذیرفت. شما می توانید؟!
    عقل چیست؟ از نظر شما چه کسی عالم و حکیم است؟ صدر المتألهین و الحکماء ملاصدرای شیرازی که سرآمد فلاسفه زمان خود بود، در مقدمه کتاب الشواهد الربوبیه (اگر اشتباه نکنم) ، ببینید بعد از «فقیر» نامیدن خود، در مورد تصوف و نیاز سالک به مرشد چه می گوید.

    فرموده اند (پیر هر مسلمان باید حجت بن الحسن باشد نه بنده ای پر اشتباه )
    در مورد مرجع شریعت چطور؟ در آنجا هم باید امام معصوم باشد یا بنده ای پر اشتباه؟!
    مولای درویش اول خدا و بعد پیغمبر(ص) و علی(ع) است و هرکه علی بگوید. امام عصر ما حضرت حجت بن الحسن (ارواحنا فداه) است. اما در زمانه ای که لایق حضور حضرت نبوده ایم، دستورات طریقتی خود را از کجا بگیریم؟ نکند شما مدعی ارتباط با حضرت هستید؟
    چون که گل رفت و گلستان شد خراب، بوی گل را از چه جوییم؟

    عزیزی پرسیده اند که : (همه موجودات در عالم دنبال چی هستن؟)
    پاسخ شما را با شعری از حکیم عمر خیام نیشابوری می دهم:
    اسرار ازل را نه تو دانی و نه من / واین حل معما نه تو خوانی و نه من
    هست از پس پرده گفتگوی من و تو / چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

    روح حضرت حافظ شاد که فرمود:
    حدیث از مطرب و می گوی و راز دهر کمتر جو / که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

    بنده کمترین – خاک پای دراویش

  18. سلام.دیدگاه شخص شمادرباره تصووف قابل تامل است .بنظر من تمام
    فرقه ها گروه ها احزاب بنوعی قدرت طلبی درگفتار واعمال خوذارند
    خود رابه حق ودیگران راتکذیب میکنند.خداوندبرای هربنده ای رزق

    وروزی فرستاده وانسان با تلاش خود انرا بدست می آورد. اگر خداوند
    اینگونه روزی رسان هست پس بین خالق ومخلوق اتصالی وجوددارد.
    بنابراین چگونه خودرابدیگری آویزان کنم که مرا به خدا برساند. حتی
    اولیاواوصیا و….با احکام خود روشنی بخش رسیدن به خدا هستند.
    وبازهم بنظرمن خودرا آویزان اعمال خودباشیم نه آویزان همنوع.

  19. آقای علی عظیمی فرد.سلام. سوال جالبیست. بنظرمن وجه اشتراک موجودات از منظز جبرباشدیااختیار.تمام موجودات خلق شده ، زندگی کنند عبادت خدا کنند ودرنهایت بمیرند.این رامیشه گفت جبر.ولی انسان
    دردوران حیات باشهور خود میتونه بمرگ نزدیک بشه(راننده گی خطرزا
    یاازاین دست).چون انسان اشرف مخلوقات است پس موجودات دیگر
    بنوعی دراختیار انسان میباشند .تنها انسان بدنبال رسیدن به خالق هستند
    نه درقالب فقط عبادت .تمامی خوبیها واختراعات خوب وبد(طبق آیات قران کریم خداوند همه صفات راداراست) پس انسان که بازگشت او بسوی خالق هست بااعمال وکردارش آخرت خود را رقم میزند.
    این رامیتوان گفت اختیار.منتظر نظر شماهستم.خدا نگهدار

  20. محمد بیدختی

    آقا این صوفیان گراشی دیگه چه صیغه ای هست!؟ عمدا نوشتید یا خبر نداشتید!!! ببینید همونطور که خودتون هم اشاره کردید در کتب ادبی خیلی راحت وآسون میشه درباره این سلسله عرفانی تحقیق کرد چون این سلسله اونقدرمعروف هست که بسیاری از کتب ادبی ما یکطوری به این مکتب ربط داره. در جواب اون آقای احمق که خودشو مسلمون وشیعه میدونه وتحت القاات چند آخوند گمراه میاد وبه صوفیه توهین میکنه عرض میکنم.اگر استنباط شما مبنی برگمراه بودن صوفی ها و شیطان وفلان وفلان لقب دادن ایشان درست باشه معلوم میشه اونهایی که جنابعالی ازشون تبعیت میکنی یا بسیار احمق هستند یا فوق العاده ترسو وبزدل هستند » چون اجازه میدهند درکشور به قول خودشون امام زمان 4میلیون درویش از خدا بی خبر زندگی کنند!و مجلس داشته باشند!!! واقعا به حال امثال شما باید تاسف خورد میتونید یک آشوویتس براشون بسازید… در ضمن شما حق خواندن حافظ ودیگر کتب عرفا هم ندارید چون همه از این مکتب هستند همچنین فرموده: روضه خلدبرین خلوت درویشانست….ای که انکارکنی عالم درویشان را تو چه دانی که چه سودا وسر است ایشان را؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s