حتی زغال بد هم آدم را معتاد می‌کند

حالا که دیگر معتاد شده‌ایم. روزی کمتر از پنج ساعت وصل باشم دیگر کارهایم می‌ماند و وقت درس خواندن هم اینترنت گرامی‌تر از جان باید وصل باشد وگرنه نمی‌شود.

نمای اول

مسعود سال‌های اول دانشگاه بود پس می‌شود سال 79 یا همان حدودها، من و مسعود غفوری و اسماعیل فقیهی شیراز رفتیم کافی‌نت. در سرپاینی ارم، نرسیده به فلکه دانشجو هنوز هم باید آنجا باشد. یک سری سایت نوشته بودم که یکی‌شان جوکستان و یکی دیگر اسم‌اش را نمی‌شود نوشت بعد که این سایت‌ها تمام شد. از مسئول کافی‌نت خواستیم که یکی ایمیل برای‌مان بسازد. برای این که خرج‌مان زیاد نشود و دوستی‌مان بماند یک ایمیل مشترک ساختیم. Mokh مال من بود و Aleph مال اسماعیل، رمز هم فکر کنم برای مسعود بود. Mokh_aleph@yahoo.com شد اولین و تقریباً آخرین ایمیل من در یاهو، هنوز است هر چند دیگر گرد گرفته و کمتر به آن سر می‌زنم. البته بعد که آمدم گراش و اینترنت مهندس هرمزی در لار به راه بود. برای هر کدام از بچه‌ها انجمن یک ایمیل ساختیم. Aleph_sha@yahoo.com و یا Aleph_nilo@yahoo.com هنوز هم همان لیست باید در یکی از دفترهای قدیمی باشد. ایمیل اسماعیل از آن روزها ماند Aleph_me در یاهو دات کام. دیگر آدم مجبور بود برای ایمیلی که همه‌اش اسپم‌ بود هم اینترنت داشته باشد.

نمای دوم

تابستان آن سال، تابستان 80 یکی از پر شورترین دوره‌های عمرم بود. پنجشنبه‌های رویایی، برنامه منظمی داشتیم. چهارشنبه شب خانه ما بودیم و تا ساعت سه و بیست و یک دقیقه نیمه شب الف تمام می‌شد. الف تازه و جوان بود آن روزها. عصر پنجشنبه شروع می‌شد. اول پنجشنبه‌های انجمن بود در کتابخانه، آن همه شر و دردسر و اذیت را می‌ریختیم توی جلسه، تمام که می‌شد در ماشین سبز مسعود یا وانت سبزتر اسماعیل می‌کوبیدم تا اوز خیابان ایران‌زمین که کافی‌نت داشت. دو سیستم می‌گرفتیم و نوبتی کار می‌کردیم. اسماعیل هنوز از دانشگاه پیام‌نور اوز اخراج نشده بود و پسر کافی‌نت دار دوست او بود. یادم است یکبار هم اسماعیل را سر چت سرکار گذاشتیم ولی زیاد اهل این کار نبودیم و به کار خودمان می‌رسیدیم. آن روزها سایت الف را هم هوا کردیم بعد از gerash.com از اولین سایت‌های گراش بود. Gerash.cc که حالا باید جایی توی جئوستیز گرد و خاک بخورد. پنجشنبه‌های بعد از پیتزا دنگی، خانه سعید و دیدن یک فیلم آمریکایی هم جمعه شب را خیال‌انگیز می‌کرد. اگر حالی می‌مانند همان ساعت دو یا سه نصفه شب هم خیابانگردی بود که خود حکایت دیگری دارد. اینترنت کم بود اما بود.

نمای سوم

خدمت بودم. پنجشنبه‌ها فرصتی بود که با خواهش و التماس آدم برود مرخصی، می‌رفتم شیراز، مسعود هنوز دانشجو بود. یک قطره اینترنت می‌زدیم توی رگ و بر می‌گشتیم خدمت. حکایت‌های خدمت را که شنیده‌اید. از همان موقع خیال وبلاگ‌نویسی بود ولی امکان‌اش نبود. در تمام خدمت اینرنت همین قطره‌هایی که گاهی می‌رسید و ایمیلی که آدم ماهی یکبار چک می‌کرد. بعد کم‌کم و یا به سرعت همه چیز اینترنتی شد.

نمای چهارم

گوگل تازه جی‌میل را راه‌ انداخته بود. دعوت نامه نداشتیم و دعوت‌نامه که رسید رفتم برای ثبت‌نام. اما gerash را یک نفری گرفته بود و gerashi را ثبت کردم. یک ایمیل برای گراش فرستادم : « سلام/مشا واپرسم ای میله مون کئن/mafhom bood?» بعد فکر می‌کنید که ایمیل مال کی بود. همین «محمد فرهمندفر» خلاصه رفتم هلال احمر به تهدید و تطمیع. یک سال گذشت و سرانجام فرهمندفر برای یک هدیه تولد Gerash در جی میل را با یک شاخه خار به من هدیه کرد. Gerashi هم رسید به مسعود میرزمانی. این گراش در جی‌میل ایمیل خیلی جاها بوده: شرکت هرمز کامپیوتر، دریافت نظرات دباره شورای شهر، ارسال مطلب برای الف، ایمیل صحبت نو گراش، ایمیل شخصی من، ایمیل گروه مدیریت رسانه دانشگاه تهران خلاصه هر کس ایمیلی خواست که مرتب چک شود gerash را نوشته است.

نمای پنجم

نمای پنجم همین مانیتوری است که همیشه این روبرو نشسته است. بسیار در اینترنت زندگی کرده‌ام از چت‌ها با همسر که آدم‌ها را به هم وصل می‌کردیم. از وبلاگی که قرار بود خصوصی باشد و لو رفت. از چت‌هایی که در وبلاگ ما چند نفر منتشر شد. از این که همیشه با نام واقعی نوشته‌ام و دردسرهایش. از انجمن‌ها و دعواهای پشت و روی آن، از همه این‌ها باید نوشت. اما دنیا این سال‌ها خیلی تندتر دارد می‌رود و کاش می‌شد از آن پیاده شد. تنها هراس من همیشه همین بوده که از دنیا عقب بمانم. تمام اینترنت و تمام این مرض تمام این اعتیاد همین است حتی اگر زغالی که به ما می‌دهند خیلی هم خوب نباشد بازهم باید به دنبال دنیا دوید.

نرگس اسدی که این بازی را شروع کرده هم نوشت

محمد غفوری از آشنایی با اینترنت نوشته

اگر کسی دیگری هم از من اینترنت نوشت، خبرم کند

Advertisements

2 دیدگاه

دسته گراش, شخم زدن خاطرات

2 پاسخ به “حتی زغال بد هم آدم را معتاد می‌کند

  1. نارسیس

    کافی نت پاتوق ما تو شیراز کافی نت پارس اطلسی بود.
    ممنون که نوشتین.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s