در بند کردن شیطان سینما

چه اشکالی دارد هر کسی هر فیلمی را ببیند؟ و آیا حق داریم کسی را از دیدن فیلمی محروم کنیم؟ این سوالی نیست که با آغاز سینما شروع شده باشد و در سوال کلی‌تری می‌گنجد که «مرزهای آزادی هنر کجاست؟» و «آیا می‌توان مخاطبان یک اثر هنری را محدود کرد؟» فکر نمی‌کنم بتوان به این سوال جوابی مشخص و دقیق داد اما مرور محدودیت‌هایی که در سینما وجود داشته است کمک می‌کند که درک بهتری از این سوال داشته باشیم بدون آن که بتوانیم به آن جواب بدهیم.

سینمای شیطانی

سینما به عنوان یک از نمادها و نمودهای مدرنیسم همواره با مخالفت بخش‌های سنتی و محافظه‌کار جامعه روبه‌رو بوده است. معمولاً دو گروه عمده این مخالفت‌ها را جهت‌دهی کرده‌اند. بخش‌های مذهبی معتقد بودند سینما با نمایش فساد و ورود به خط قرمزهای اخلاقی باعث انحراف جوامع از مسیر واقعی و الهی خود می‌شود و در کنار آن گروه‌ها دیگر که به ارزش‌های محکم اخلاقی و اجتماعی معتقد بودند سینما را متهم به رواج بی‌اخلاقی و از بین بردن بنیان‌های اجتماعی از جمله خانواده می‌کردند. از دید این دو گروه سینما تجسم شیطان در جامعه امروز است. حتی آنانی که سینما را تا این حد پلید نمی‌پندارند باز هم معتقدند هر فیلمی برای هر کسی مناسب نیست.

در جوامع غربی اصل پذیرفته شده آزادی بیان سلاح سینما برای مقابله با این انتقادها بود ولی پاسخ‌گویی تنها کافی نبود بلکه سینما به عنوان یک صنعت نیازمند مخاطبانی است و نمی‌توان این مخاطبان را حتی اگر از بخش‌های مذهبی جامعه باشند از نظر دور داشت. به خاطر همین صنعت سینما به اجبار به این تن داده است که خودخواسته مخاطبان را دسته‌بندی کند تا کسی بر علیه آن نشورد. یک توافق دو جانبه

چیزهای بد

در بیش از یک قرن عمر، سینما اتهام‌های زیادی را بر دوش کشیده است. اما پنج اتهام آن در این سال‌ها پررنگ و پرنگ‌تر شده است. ناهنجاری‌های زبانی، خشونت، مسائل جنسی و مواد مخدر و سیاست مسائل حساسیت برانگیزی بوده است حتی کسانی همانند تارنتینو وقتی که خواسته‌اند به هنجارشکنی سینمایی بپردازند یک یا چند مورد آن را برجسته کرده‌اند. حتی والدین نیز برای تشخیص مناسب بودن یا نبودن یک فیلم برای فرزندان خود این پنج معیار را بررسی می‌کنند هر چند که با توجه به شرایط زمانه گاه حساسیت بر روی برخی از این موارد افزایش می‌یابد.

حکومت کدهای هیز

سابقه اعمال محدودیت‌های نمایشی در آمریکا به دهه 1930 و کدهای هیز برمی‌گردد هیچ کس دقیقاً نمی‌دانست این کدها چیست اما ممکن بود کارگردانی چون هوارد هیوز بفهمد که فیلم یاغی او مورد دار است و بعد باید فکری به حال خودش می‌کرد. فکر کنید چیزی همانند اداره نظارت بر نمایش در کشور خودمان. مخالفت‌ها با سلیقه‌ای بودن این کدها کم‌کم آن‌ها را بی‌اعتبار کرد اما هنگامی که در سال 1952 سینما مشمول قانون آزادی بیان قرار گرفت کار اعمال کدهای هیز سخت‌تر شد. این کدها اختیاری بود و توسط انجمن انجمن سینمای آمریکا اعمال می‌شد. دهه پنجاه بازگشت به دوران سرخوشی هالیوود بود. اما هیچ وقت آزادی بدون محدودیت تعریف نشده است. جامعه شیوه‌ه‌ای تازه‌ را برای اعمال نظرات خود پیدا خواهد کرد. این بار روانشانسی به کمک آمد.

آزادی ولی نه برای همه

دیگر این اصلی پذیرفته شده است که کودکان باید در برابر مسائل مخرب اجتماعی مورد محافظت قرار بگیرند. با این اصل پذیرفته شده، راه‌های تازه‌ای برای محدود کردن نمایش فیلم‌ها پیدا شد هر چند که برخی جامعه‌شناسان و کارگردانان پیشرو این محدودیت‌ها را نه برای حفاظت کودکان بلکه شیوه‌ای برای اعمال هنجارهای اجتماعی مسلط از طریق تضعیف سینمای مستقل می‌دانند. در واقع گروه‌های مقتدر اجتماعی که معمولاً گرایش‌های محافظه‌کارانه دارند با ممنوع کردن نمایش فیلم برای بخشی‌هایی از جامعه دو نتیجه را به دست می‌آورند. سینمای مستقل و پیشرو از یک سو بخش عمده‌ای از تماشاگران سینما را که خانواده‌ها هستند از دست می‌دهد و از سوی دیگر انگ بد اخلاقی و ضد اجتماعی بودن بر پیشانی این نوع سینما می‌چسبد.

در سال 1963 بار دیگر سیستمی برای درجه‌بندی فیلم‌ها تعیین شد. این سیستم که به MPAA معروف بود با تلاش جک والنتی توانست جایگاه مطلوبی را میان شرکت‌های فیلم‌سازی و مخاطبان پیدا کند. فیلمسازان برای نشان دادن کدگذاری شدن فیلم‌های خود یکی از این درجات را در گوشه پوستر یا جلد DVD فیلم‌های سینمایی قرار می‌دهند.

انواع درجه‌ها

G : قابل استفاده برای تمام رده های سنی است. دیدن این فیلم‌ها نیازی به نظارت والدین ندارد.

PG: والدین احتیاط کنند. بعضی از موارد برای کودکان نامناسب است. این بدان معناست که محتوای فیلم به گونه‌ای است که شاید بعضی از والدین دوست نداشته باشند که فرزندان‌شان آن را ببینند. محتوای فیلم احتیاج به نظارت و بازبینی قبلی توسط والدین دارد. البته صحنه‌های بارز جنسی و استفاده از مواد مخدر در فیلم وجود ندارد و صحنه‌های ترسناک و خشونت بار از حد معمول فراتر نمی رود.


PG-13: والدین به شدت مراقب باشند. بعضی از بخش‌ها ممکن است برای افراد زیر 13 سال نامناسب باشد.در واقع محتوای فیلم به‌گونه‌ای است که برای نوجوانان نامناسب می باشد. والدین حتماً باید محتوای فیلم را مورد بازبینی قرار دهند. در بعضی از صحنه‌ها استفاده از مواد مخدر دیده می‌شود؛ ممکن است از کلمات زننده جنسی استفاده شود. این درجه در ابتدا وجود نداشت و در سال 1984 اضافه شد.

R :افراد زیر 17 سال با همراهی والدین و یا افراد بزرگسال تماشا کنند. این بدان معناست که محتوای فیلم به‌گونه‌ای درجه‌بندی شده که مخصوص افراد بزرگسال است. معمولاً فیلم‌هایی که گرفتار این درجه می‌شوند بخش مهمی از مخاطبان شامل خانواده‌ها و نوجوانان را از دست می‌دهند.

NC-17 : تماشای فیلم برای افراد 17 سال و زیر آن ممنوع است. ممکن است در فیلم از صحنه های بارز جنسی، کلمات زننده جنسی و یا صحنه‌های بسیار خشن استفاده شود. فیلم‌های NC-17 به شکل عمومی نمایش داده می‌شوند اما از ورود افراد زیر 17 سال جلوگیری می‌شود. این درجه در ابتدا X نامیده می‌شد اما برای جلوگیری از اشتباه گرفتن آن با فیلم‌ها پورن، نام آن تغییر یافت.

شاید در آینده یک درجه بالاتر به نام Hard R نیز تعریف شود. برخی فیلم‌ها که برای درجه‌بندی به انجمن فیلم آمریکا ارائه نمی‌شود با نشان NR به بازار عرضه می‌شوند.

معیارهای متفاوت اروپایی

این سیستم درجه‌بندی با توجه به قدرت صنعت سینمای آمریکا در بسیاری از کشورها با تفاوت‌هایی مبنا قرار گرفته است. اما معیارهای اخلاقی و اجتماعی در جوامع مختلف متفاوت است. در کشورهای اروپایی حساسیت کمتری نسبت به مسائل جنسی وجود دارد اما نمایش خشونت بیشتر دچار محدودیت می‌شود. در برخی از کشورها به دلیل نظام‌های سیاسی بسته معمولاً توجه به بیشتر به مباحث ایدئولوژیک مطرح شده در فیلم جلب می‌شود. گاه ممکن است برخی از فیلم‌های خاص نیز به دلیل حساسیت‌های نژادی در یک کشوری مورد سانسور قرار گیرند.

نظارت به جای درجه‌بندی

در ایران سیستم اصلی کنترلی سیستم نظارت است. یعنی یک فیلم یا برای همه به درد بخور است و یا هیچ کس نباید آن را ببیند. شاید مشکل از آنجا ناشی می‌شود که متولیان سینمای ایران درک وشناخت مشخصی از انواع و گروه‌های مخاطبان سینما ندارند. به همین دلیل یا معیارهای آن‌ها برخی فیلم‌ها از رسیدن به پرده سینما باز می‌مانند.

قدرت سیستم نظارتی به حدی است که ضرورتی نمی‌بیند برای با تعامل با صنعت سینما و دادن آزادی به آن احساس نمی‌کند. در کشورهای غربی معمولاً سیستم درجه‌بندی اختیاری است و از طریق راهکارهای اجرایی عملی می‌شود. اما سیستم نظارتی اجباری، معمولاً به جای نگاه به مخاطب، نگاه به قدرت و حاکمیت دارد. در تلویزیون گاهی برای جذب مخاطب، خشونت بدون محدودیت نمایش داده می‌شود اما در مقابل در برابر کوچکترین اشاره‌های سیاسی واکنش نشان داده می‌شود.

شیوه دیگر کنترلی به صورت حمایتی-هدایتی اعمال می‌شود. مثلاً در دهه شصت مدیران سینما از سینمای عرفانی و سینمای کودک حمایت می‌کردند. هر چند این حمایت‌ها هیچ گاه نتوانست که به ایجاد صنعت سینما کمک کند و موج‌هایی مقطعی را ایجاد کرد.

بازگشت درجه‌بندی به ایران

برای اولین بار در بعد از انقلاب با فیلم «مصائب شیرین» بود که بحث محدودیت نمایش فیلم برای برخی از رده‌های سنی مطرح شد. «مصائب شیرین» فیلم خانوادگی داودنژادها به مساله ازدواج موقت می‌پرداخت هر چند بیشتر مردم معتقد بودند این اقدام بیشتری تبلیغی برای این فیلم است تا محدود کردن نمایش آن. از آن سال هرگاه بحث رتبه‌بندی سنی و یا اعمال محدودیت سنی برای دیدن فیلم‌ها مطرح می‌شد. این سوال پیش می‌آمد که آیا این اقدامی به صلاح تماشاگران است و یا عملی برای ایجاد جو تبلیغاتی و هیجانی در اطراف فیلم مورد نظر است. زیرا برای ایرانیان این یک ایده‌ای پذیرفته است که هر چیزی که از آن منع شوند، گرایش بیشتری به آن خواهند داشت.

در سال‌های اخیر فیلم «آدم برفی» به دلیل وجود اشارات جنسی مدتی به محاق توقیف رفت و زمان نمایش آن نیز بحث درجه‌بندی داغ شد. با اوج‌‌گیری دوباره ژانر وحشت در سال‌های اخیر باردیگر توجه به درجه‌بندی افزایش یافته است. «پارک وی» اولین فیلمی بود که هم برای تبلیغ و هم برای نشان دادن تمایز، نمایش آن برای افراد زیر 16 سال و افراد دارای بیماری قلبی ممنوع شد.

در جشنواره امسال رسماً، فيلم‌هاي «سايه وحشت»(عماد اسدي)، «پستچي سه بار در نمي‌زند»(حسن فتحي)، «حريم» (رضا خطيبي)، «كلبه» (جواد افشار) با درجه بندي سني روبه‌رو شده و با علامت PG-13 مشخص شدند، به طوري كه به دليل داشتن سكانس هاي خشن يا تصاوير ترسناك، تماشاي اين فيلم‌ها براي افراد زير 13 سال ممنوع شد. هر چند هرگز نحوه اعمال این محدودیت مشخص نشد و معمولاً صاحبان گیشه حساسیتی در این باره نداشتند.

تلویزیونی بی‌درجه

موثرترین راه برای فرهنگ‌سازی در استفاده از سیستم درجه‌بندی استفاده از آن در برنامه‌های تلویزیونی است. اگر قرار باشد سیستمی برای درجه‌بندی سنی فیلم‌ها اعمال شود باید از تلویزیون آغاز کرد. برد رسانه سینما در ایران بسیار محدودتر از تلویزیون است. در محدود مواردی در برنامه‌هایی سینمایی همانند سینما ماورا و سینما چهار توصیه‌هایی در این مورد به والدین وجود داشت. مثلاً «کنستانتین» یا «مه» فیلم‌هایی بودند که در سینما ماورا تماشای آن برای افراد زیر 16 سال نامناسب اعلام شد. اما گاهی ممکن است برخی فیلم‌ها که به دلیل نمایش خشونت دارای درجه PG-13 باشند بدون محدودیت و یا سانسور در سیمای جمهوری اسلامی نمایش داده شود. معمولاً حساسیت ناظرین صدا و سیما بیشتر بر روی سکس و حساسیت‌های سیاسی متمرکز است تا مسائل اجتماعی همانند ترویج خشونت و یا نژادپرستی

درجه‌بندی، کیفیت نیست

یک بدفهمی مرسوم درباره‌ی درجه‌بندی تداخل آن با کیفیت است. گاهی به اشتباه تصور می‌شود که درجه‌بندی نشان دهنده خوب یا بد بودن یک فیلم است. در حالی که درجه‌بندی و نشانه‌های آن ابزاری برای جلوگیری از تاثیر مخرب بر تربیت کودکان و نوجوانان است. درجه‌بندی بیش از آن معیاری برای انتخاب فیلم باشد برای انتخاب نکردن فیلم است. اما اگر به دنبال رتبه‌بندی فیلم‌ها هستید باید به منتقدین سینمایی مراجعه کنید. معمولاً آن‌ها با ستاره فیلم‌های بهتر را مشخص می‌کنند. مجله دنیای تصویر این کار به خوبی انجام می‌داد شیوه‌ایی که در بیشتر نشریات سینمایی جا افتاده است. در سایت IMDB هم با یک جستجو ساده می‌توانید رتبه یک فیلم را از ده ببنید. اعداد بالای هفت در این سایت نشان می‌دهد که بازدیدکنندگان معتقدند این فیلم ارزش دیدن دارد.

ضرورتی برای جامعه

با وجود همه این مباحث، همچنان کسانی که نگاه انتقادی به جامعه دارند معتقدند که درجه‌بندی نوع خودخواسته سانسور است. در کشورهای غربی که آزادی یک اصل پذیرفته شده است. درجه‌بندی به شکل آشکار و نهان سعی در جهت دادن به افکار عمومی و البته جهت دادن به هنرمندان است. درجه‌بندی یک شیوه کنترل است. شما هر چقدر هم آزاداندیش باشید باز هم مجبورید در جامعه‌ای زندگی کنید که این کنترل‌ها را اعمال می‌کند. تلاش اصلی برای این است که این کنترل‌ها هر چه به بیشتر در جهت نفع عمومی باشد. برای همه کسانی که می‌خواهند لذت سینما را درک کنند اما نگران شیطان سینما هم هستند.

این مقاله با عنوان درجه X در سینما در پیش‌شماره دوم نشریه مهرنو منتشر شد.

Advertisements

5 دیدگاه

دسته فیلم, مقاله

5 پاسخ به “در بند کردن شیطان سینما

  1. محسن

    نظری که مینویسم مربوط به مقاله تون تو صحبت نو هستش.
    اگه تو نوشته هاتون تعریفی منطقی از کلماتی که دربارش می نویسین ارائه بدین خیلی خوبه.مثلا تو اون مقاله از سنت،هویت،سرمایه های اجتماعی و…
    با این کار نوشته هاتون به علم و منطق و واقعیت نزدیک تر میشه.

    • وقتی من می‌گوییم در حوزه جامعه‌شناسی یا رواشناسی اجتماعی صحبت می‌کنم. در این رشته‌ها یا حوزه‌ها هر کدام از این واژه‌ها تعریف مشخصی دارد که با مراجعه به کتاب‌های مرجع آن می‌توان آن را پیدا کرد. اگر قرار باشد در هر مقاله ژورنالیستی به تعریف دوباره مفاهیم بپردازیم فرصتی برای بیان مبحث اصلی باقی نمی‌ماند. به همین علت تنها حوزه یا رشته بحث را تعیین می‌کنیم.

  2. سینما … فیلم … تلویزیون اوووه ول کن بابا «هنر را در پستوی خانه نهان باید کرد «. البته با اجازه ی شاعرش در دخل و تصرف.

  3. اوف! تصور کن فیلم درجه x توی سینمای ایران می‌تونه چی باشه!

  4. بازتاب: درجه‌بندی فیلم‌ها به زبان آدم « روزنامه نگار شهر خاكستری

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s