دردسرهای فارسی صحبت کردن در گراش

راستشو بخوایین نمی‌دونم از کجا شروع کنم. از متلک‌ها، از تحقیرها و یا هم در ابعاد پایین‌تر از کمبود فرهنگ‌ها ولی چون بالا خره باید از یه جا شروع کرد منم این جوری شروع می‌کنم.

اون زمان که من شروع کردم به فارسی صحبت کردن، جمعیت فارسی زبان چندان زیادی تو گراش وجود نداشت و این مساله شده بود بلای جون مامان و بابام. آخه این جور که خودشون تعریف می‌کنن خیلی زیاد مسخره شدن و متلک‌های زیادی بابت همین مسئله شنیدن.من که خیلی زمان طفولیت خودمو یادم نمیاد ولی از صحبتهای خانوادم می‌فهمم که زیاد مسخره شدم آخه اوج متلک بازارها همون چند سال اول فارسی صحبت کردنم بود. اون زمان هرکی تو گراش فارسی صحبت می‌کرد از دید مردم گراش، گراشی نبود مگه این که خلافش ثابت بشه (یه کم هم رفتیم تو مبحث ریاضیات) البته حق هم داشتن چون هنوز فارسی صحبت کردن جا نیفتاده بود و بالاخره باید از یه جایی شروع می‌شد که من یکی از اون شروع کنندگان بودم (البته به نظر خودم). بالاخره با هر رنج و مشقتی که تو این راه وجود داشت خانوادم کوتاه نیومدن و به فارسی صحبت کردن با من ادامه دادن.

اینایی که می‌خوام تعریف کنم بیشتر اون دسته از خاطراتی هستش که مستقیما به خودم گفتن و دیگه از دوران طفولیت فاصله گرفته و همه مسخره‌ها و متلک‌ها مستقیما نثار روح خودم شده نه خانواده‌ام.

و اما خاطرات

اون زمان زیاد جرات رفتن تو جمع رو نداشتم آخه همین که می‌فهمیدن من گراشی هستم و فارسی صحبت می‌کنم دیگه نگو و نپرس. همین جور متلک بود که از در و دیوار می‌اومد واست. وقتی تو یه جمعی مثل مراسم عروسی یا سایر مراسم قرار می‌گرفتم تا زمانی که مردم نمی‌فهمیدن که من فارسی صحبت می‌کنم هیچ مشکلی نداشتم ولی همین که مجبور می‌شدم صحبت کنم دیگه سر و کله این متلک‌های نازنین پیدا می ‌شد.

اما این متلک انداز‌های عزیز رو میشه روی هم رفته به سه دسته تقسیم کرد:

1. دسته اول

2.دسته دوم        (بابا عجب دسته بندی باحالی)

3.دسته سوم

دسته اول اون دسته از آدمایی بودن که می‌دونستن من گراشی هستم و فارسی صحبت می‌کنم. این آدما به محض این که می‌شنیدن که من فارسی صحبت می‌کنم شروع می‌کردن به پرتاب متلک. یکی از اون متلک‌هایی که بیشتر می‌شنیدم و یادم مونده این بود که می‌گفتن: «کسی نفهمه می‌گه مامانش مال لندن هستش و باباش مال پاریس. نوه کریم خال اکبر که بیشتر نیستی». جالب اینجا بود که بیشتر متلک‌هاشون هم مثل هم بود حتی بیشتر مواقع اسم شهرها (لندن و پاریس) هم یکی بود و آدم به ذهنش خطور می‌کرد که اینا از قبل با هم هماهنگی کردن که این جور متلکی بندازن.

اما دسته دوم اون دسته از آدمهایی بودن که نمی‌فهمیدن من گراشی هستم واسه همین وقتی که می‌دیدین فارسی صحبت می‌کنم ازم می‌پرسیدن کجایی هستی؟ منم همیشه خدا فقط به یه شکل جواب می‌دادم و می‌گفتم که مال ناف گراش هستم. خب با این اوصاف و با کمی کمک گرفتن از عقل متوجه می‌شیم که وقتی که دسته دوم فهمیدن من گراشی هستم خودبخود تبدیل می‌شن به همون دسته اول.

اما دسته سوم اون دسته از آدمهایی بودن که سطح فکرشون بالاتر از این حرفا بود و فقط نگاهشون به زمان حال نبود، آینده رو هم می‌دیدن. این دسته باعث دلگرمی من و خانوادم بودن و همیشه خودمو خانوادمو تشویق می‌کردن که: «آفرین؛ کار خیلی خوبی کردین. پس‌فردا که بچه‌تون بره تو جامعه دیگه می‌تونه گلیم خودشو از آب بکشه و از حق خودش دفاع کنه». البته این آدما مثل اینکه ادبیاتشون خیلی خوب بوده، آخه تو تشویقاشون از آرایه اغراق زیاد استفاده می‌کردن.

ولی در کل وقتی بهش فکر می‌کنم می‌بینم که فارسی صحبت کردن خیلی به نفعم تموم شده مخصوصا این خاطراتش که باهاشون عشق می‌کنم. خاطرات این دوران من مثل خاطرات خدمت سربازی هستش که تو شرایط خودش خیلی زجر آوره ولی وقتی خدمتت تموم می‌شه دیگه تبدیل می‌شه به خاطرات شیرینی. اگه فکر می‌کنید دروغ می‌گم بذارین چندتا از خاطرات خفنم رو بگم و بشینید خودتون قضاوت کنید (خفن از بابت طنز هستش نه چیز دیگه)

یکی از خاطرات شیرینم مربوط می‌شه به سفر دبی. حدود 4-5 ساله بودم که رفتم دبی. وقتی داشتم با مادر بزرگم صحبت می‌کردم ازش پرسیدم حال بابابزرگ چطوره حالش خوبه؟ از قضا بابابزرگم حنا بسته بود و خواب تشریف داشت. مامان بزرگم هم که مهارت چندانی تو فارسی صحبت کردن نداشت دست و پا شکسته گفت: «حِناو بَسته خَتِه» یعنی حنا بسته خوابیده. بعد از این قضیه مردم که دنبال کوچکترین چیزی می‌گشتن که مسخره‌ام کنن این بهونه دستشون اومد و این حرف مادربزگم شد ورد زبونشون. هنوزم که هنوزه و بیست و چند سال از اون قضیه می‌گذره خیلی از مردم گراش (بخصوص مردم ناساگ) این حرف رو یادشونه و هنوزم بعضیاشون بهم یادآوری می‌کنن.

اما تا اینجا همش به مشکلاتش اشاره کردم و کمتر از فوایدش گفتم. درسته که موضوع بحثمون مشکلات فارسی صحبت کردن در گراش هستش ولی واسه اینکه عدالت رعایت بشه باید از فواید هم گفت.

فواید این موضوع وقتی خودشو نشون می‌ده که بری به یکی از شهرهای بزرگتر مثل شیراز. بارها شده که با تنی چند از دوستان بریم شیراز و وقتی بخواییم سوال یا آدرسی بپرسیم دوستان منو میفرستن و می‌گن تو بهتر می‌تونی صحبت کنی.

خب حالا بذارین کمی از فضای خاطره گفتن بیایم بیرون کمی واقع بینانه‌تر به قضیه نگاه کنیم. فکر نکنم الان کسی با خودش بگه که فارسی صحبت کردن کار اشتباهی باشه آخه بیشتر از 90 درصد مردم گراش امروزه با بچه‌هاشون فارسی صحبت می‌کنن و اگه کسی نتونه خوب فارسی صحبت کنه وقتی پا به محیطی بیرون از گراش می‌ذاره و یا وارد دانشگاه می‌شه متوجه می‌شه که یه جا از کارش داره می‌لنگه.

خلاصه کلام اینکه فارسی صحبت کردن با هر رنج و سختی که پیش رو داشت دیگه تموم شد و الان دیگه شکر خدا اونقدر فرهنگش تو گراش جا افتاده که کسی مشکلی با فارسی صحبت کردن نداشته باشه.

فردین شوری

Advertisements

25 comments

  1. چن‌تا از بچه‌ها بودن که از قدیم فارسی صحبت می‌کردن. یه جفت‌شون همین فردین و حامد نوروزی. الان که دیگر حامد فارسی حرف نمی‌زند، عادت کرده‌ام باهاش فارسی حرف بزنم.
    فکر می‌کنم فردین از متلک‌های ما هم بی‌نصیب نبوده. بیش‌تر البته دوره راهنمایی.

  2. موضوع جالبی بود
    اما به نظر من لازم نیست حتما آدم همش فارسی صحبت کنه و باید گراشی هم بلد باشه و صحبت کنه
    آخه این جز فرهنگ ماست و باید حفظ بشه
    من هم فارسی نسبتا خوبی صحبت میکنم هم گراشی
    البته خیلی وقتاست که به خاطر همین کانال عوض کردنا هنگام صحبت سوتی میدم یا به قول فردین متلک میخورم اما خوب کاریش نمیشه کرد
    من تو خونه و با یه عده خاصی از دوستام مثل فردین و سعید و… فارسی صحبت میکنم و با بقیه گراشی

  3. فردین خان. یادته از دوره راهنمایی تا حالا چقدر سر این موضوع با هم کلنجار رفتیم؟…. ولی در مورد صحبتهایی که در این تاپیک کردی یه کم باید با تامل بیشتر و واقع بینانه تر و البته کارشناسانه تر نظر داد. فارسی صحبت کردن یا گراشی صحبت کردن نه نشانه بالا رفتن فرهنگ است و نه نشانه نزول آن.

    • با نظرتون یه کوچولو مخالفم
      اینکه اگه یکی فارسی صحبت کنه و مسخره اش کنن به نظرت نشونه چیه ؟
      جز کمبود فرهنگه؟
      فکر نکنید دارم توهین میکنما، چون من خودمم گراشی هستم و اگه توهین کنم به خودم هم بر می گرده
      اما درجواب حامد خان باید بگم که من هیچوقت با این موضوع موافق نبوده و نیستم که باید فقط فارسی صحبت کنیم واسه همین هم که شده و بر خلاف میل خانواده گاهی اوقات گراشی هم صحبت می کنم

      راستی به جا نمیارم کاکال خان

  4. اونهایی که از کوچکی باهاشون فارسی حرف میزنند معمولا سرزبون خوبی دارند و ÷رو تر هستند و معمولا با فرهنگ شهری تناسب دارند شاید این که انسان راحت بتواند حرف بزند خوب باشد اما من ترجیح می دهم گراشی حرف بزنم و به شتر سواران هم این توصیه را می کنم.

  5. منم از همون کوچیکی فارسی صحبت می کردم، هر موقع با یکی حرف می زدم، یارو به دوستش می گفت eeee نگاه این دختره شیرازی حرف می زنه!!!

  6. منم وقتی با بچه م فارسی حرف می زدم یکی رو داشتیم که می رفت تو نخم وپشت سرم مسخره می کرد.بعد از چندی خودشون کوچ کردن شیراز.الانه خودش یه ی شیرازی قلیضی حرف می زنه که نگو.

  7. 90 درصد یه کم زیاد نیست فردین جان؟ 90 درصد؟! یه دفه می‌گفتی برای شادی روح زبان گراشی فااااااااااتحه!
    ولی من به شدت (و نه صد در صد) معتقدم که گراشی‌ها باید با بچه‌هاشان گراشی صحبت کنند. یک سوال: آیا کسایی که (مثلا مثل همین خواجه‌پور خودمان) از اول باهاشون گراشی صحبت کردن، الآن کمتر بلدند فارسی صحبت کنند؟
    من حاضرم از منظر زبان‌شناسی بحث کنم که اونایی که گراشی بلدند راحت می‌تونن فارسی رو هم یاد بگیرن، ولی برعکس‌اش درست نیست. حداقل اینکه فارسی‌زبان‌ها راحت گراشی رو یاد نمی‌گیرن.

    • مسعود جان من که نگفتم ((باید)) 90 درصد مردم گراش با بچه هاشون فارسی صحبت کنن
      من گفتم الان دیگه حدود 90 درصد مردم گراش با بچه هاشون فارسی صحبت می کنن. چون تازگیا بیشتر این بچه هایی که تازه به دنیا اومدن رو باهاشون فارسی صحبت می کنن
      من خودمم اصلا موافق این نیستم که حتی یه خورده زبون گراشی به فراموشی سپرده بشه. درسته که خودم فارسی صحبت می کنم ولی ارادت خاصی هم به زبون گراشی دارم ( به قول معروف خودم گراشی زبان نیستم ولی گراشی زبانان را دوست دارم) واسه همین هستش که الان گاهی اوقات و با بعضی از دوستان گراشی صحبت می کنم.
      اما از نظر اینکه فارسی زبانان راحت گراشی را یاد نمی گیرن بستگی به موقعیتش داره و اصلا نمیخواد شما به خودتون زحمت بدین و از منظر زبان شناسی بررسی کنید. اگه یکی مثل من باشه که تمام زندگیم رو تو گراش گذروندم و هر روز با 1000 گراشی زبان نشست و برخاست دارم فک نکنم مشکلی با گراشی صحبت کردن داشته باشم.عکس این قضیه هم صادقه. یعنی اگه یه گراشی زبون بخواد راحت فارسی صحبت کنه باید با فارسی زبانان زیاد سر و کار داشته باشه
      اصلا این خودش یه امر بدیهی هستش 

  8. منم معتقدم باید با بچه هامون گراشی صحبت کنیم، ولی یک وقتایی آدم تو شرایط متفاوتی قرار می گیره؛ مثلاً اگر محل زندگی جایی باشه که فرصت یادگیری زبان فازسی برای بچه تو محیط بیرون از خونه کم باشه، فکر می کنم بهتره با بچه فارسی صحبت کنیم چون گراشی رو بالاخره با صحبت های بقیه ی اعضای خانواده یاد می گیره،البته از نظر زبان شناسی ثابت شده که کودک تا 4 سالگی توانایی یادگیری 4 زبان مختلف داره، به شرط اینکه هر کدام از آموزش دهنده های زبان به کودک فقط با یک زبان با او کنند، مثلاً پدر فارسی، مادر گراشی، پرستار انگلیسی، مربی مهد فرانسه. و کودک می تونه هر کدام از این زبان ها رو به خوبی زبان مادری صحبت کنه.

  9. من از همون اول تصمیم گرفتم که با ری را گراشی صحبت کنم. اون هم بالاخره فارسی یاد می گیره و حداقل اینجوری دو تا زبون مستقل بلده که باعث یاد گرفتن زبون های دیگه هم می شه اما اگه من می خواستم که باهاش فارسی صحبت کنم، همیشه یه عده هستند چه از داخل خانواده و چه خارج که فارسی رو درست صحبت نمی کنند و البته ما همیشه یه جمله بندی ها و اصطلاحاتی رو تو گراش داریم که معادل فارسی ندارن مثل همین اله پست بعدی همین وبلاگ و یا جملاتی مثل >ماشین مز تی چو – از ماشین جا موندم<
    راسش خیلی رو ها دیدم که خودشون فارسی رو درست بلد نیستن اما سعی می کنن با بچه اشون فارسی صحبت کنن. اینجوری هیچ نتیجه خوشایندی نداره

    • جواب شما رو سرکار خانم خندان تو خط سوم نوشته هاشون دادن اما بازم من تکرار می کنم
      چون ما تو گراش زندگی می کنیم پس بچه هامون خواسته یا ناخواسته زبون گراشی رو یاد می گیرن

  10. من وقتی به کلاس اول دبستان33سال پیش رفتم فقط گراشی بلد بودم ویک روز که دلم درد میکرد به معلمم گفتم : خانم اَشکم!و معلمم با تردید گفت:صبح چه خوردی؟گفتم: خانم چایی و تفتان.معلمها همه یک دفعه زدند زیر خنده وحتی یگفتند خوب هر کی کوه تفتان را با چای بخوره باید هم دل درد بگیره. خلاصه 18سال بعد به شیراز مهاجرت کردم به خاطر اینکه شوهرم شیرازی بود و بچه هام مجبور بودم وقتی به گراش میامدم فارسی صحبت میکردم و از مسخره ها پشت سرم بود. حالا فکر کنم اگه به ایران بیام فکر کنم با فارسی صحبت کردن هم مشکل داشته باشم چه برسه به گراشی. البته گراشی زبان مادری ام است وسعی میکنم یک روز دوباره تمرین کنم چون زمان کودکی ام بیادم میاورد.من 22سال از گراش دور بوده ام و 10سال از ایران.

  11. بنظر من هر دو را باید کار کرد نباید زبان مادری رو منقرض کرد من با دخترم 7ساله که فارسی حرف زدم و بنظر خودم چون فارسی رو با لهجه ی گراشی یادش ندادم خوب حرف میزنه یعنی لهجه نداره ولی از الان دارم باهاش گراشی حرف می زنم چون اون هم لازمه اگه باهاش کار نشه وقتی گراشی بخواد حرف بزنه مخترع کلمات و افعال من درآوردی میشه که با هیچ زبونی تطبیق نداره و همین خودش موجب خنده و مسخره دیگرون میشه خدایشش ولی آقایون بد فارسی حرف میزنن آ

  12. سلام

    اول راجب مطلب :
    من با فارسی حرف زدن مخالف نیستم ولی با فردین مخالفم !
    دلیل : یه گراشی نباید بالکل فارسی حرف بزنه …
    این نه فرهنگ رو بالا می برده و نه پایین می آره
    زبون گراشی هم باید و باید موندگار بشه و من سعی می کنم گراشی صحبت کنم ولی با بعضی از آدما فارسی صحبت کردن واسم راحت تره.
    راجب متلک ها هم بگم که دیگه دورش تموم شده … هرچند بعضی مواقع با حامد می فارسییم و بعضی دوستان بعضی چیزها را نثارمان می کنند ولی در کل … تموم شد .

    حالا راجب نظرات و جروبحث ها :
    بیشتر نظرات رو خوندم
    برام جالب بود … نظرات بعضا کاملا متفاوت !
    من شخصا ازاون قدیم مدیما فارسی باهام حرف زدن و حرف زدم و می زنم و با بعضی از کسا همچنان خواهم زد .
    یه جایی دیدم مسعود گفته بود اول گراشی و بعد …
    جوابش رو البته تو همون نظرات بعدی دیدم …
    منم با اول فارسی موافق ترم . آخه کسی که باهاش فارسی حرف میزنن (منظورم بچه هاست) فارسی رو خوب یاد میگیره و چون هنوز وارد اجتماع نشده … وقتی که وارد اجتماع شد گراشی رو یاد می گیره . مثل خودم
    البته اینی که گفتم واسه کساییه که تو گراش زندگی می کنن و اگه بیرون باشن قضیه فرق می کنه…

    یه چیز دیگه :
    فارسی حرف زدن تو گراش درسته متلک داره ولی مخلوط کردن گراشی و فارسی تو دانشگاه (یا شهر دیگه) به مراتب سخت تر از قبلیه !!!

    پس با نظر حامد خان موافقم … هم گراشی و هم فارسی

    یاحق

    • چیه ولک … رفتی آیادان شاخ و شونه می کشی
      حرفات رو قبول دارم چون درست بودن
      در مورد اون متلک ها هم درسته الان دیگه عادی شده ولی اگه یه بار دیگه مطلب من رو بخونی کتوجه میشی که زمانی که متلک می انداختن مال قبلانا بوده و الان دیگه دوره اش تموم شده
      یعنی من اگه گفتم که متلک می اندازن مریوط به اون زمان بوده نه الان

  13. سلام مطلب دیگه ایی که به نظرم خوب اومد گفته بشه اینه که خیلی وقتا تو گذر از گراشی به فارسی یه سری گرته برداریهایی اتفاق می افته که زیاد جالب نیست .یعنی ما میاییم ترجمه شده ی الفاظ گراشی رو به عنوان زبان فارسی به بچه هامون یاد میدیم که مطمئناً تو زبون فارسی همچین الفاظی رو نداریم
    به عنوان مثال وقتی می خواییم بگیم فلانی باهامون دعوا کرد میگیم فلانی به ما همه چی گفت که این خودش ترجمه شده ی (فلانی مچی اشگتم) هست یا مثلاً می گیم ما اونجا همه چی خوردیم که ترجمه ی(مچی مخه)هست ویا عبارت «متلک پرتاب کردن » که در این پست آقای شوری و جاهای دیگر بسیار و بخصوص توسط آقایون استفاده میشه که در فارسی کاربرد نداره که ترجمه شده (متلک بسه و یا چکنه بسه و…بسه)هس
    البته استفاده از واژه «اله » که شاید همان «هله»عربی باشد امری اجتناب ناپذیرست اینکه می گویم شاید همان هله باشد به این دلیل است که در شهرهایی مثل شیرازو جهرم هم این واژه اما به شکل «الا» استفاده میشود.
    ضمناً همین زبان مادری خودمان هم که میبینید چندین ساله که حسابی با کلمات فارسی آمیخته شده و اصالت خود را از دست داده بطوری که غیر گراشیها براحتی می توانند متوجه بشوندکه مثلاً من گراشی چی میگم.

    • از قبل واسه آقای خواجه پور توضیح دادم که سعی کردم مطلبم رو به رشته طنز در بیارم تا مخاطب بیشتری جذب کنه
      این واژه ((متلک پرت کردن)) تو نوشته بنده، واسه این بود که جنبه طنز حفظ شه نه چیز دیگه ای
      البته حرفای شما متینه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s