من و همسر 1

همسر گرانقدر: من را دوست داری؟ (البته ایشان از اصطلاح دوسُم اُته؟ استفاده می‌کند)

من: البته

همسر گرانقدر: خیلی؟

من: خیلی

همسر گرانقدر: خوب تشنمه برام آب بیار

من: نه دیگه این‌قدر

Advertisements

19 comments

  1. ایشان دوست داشتن را با ایثار اشتباه گرفته‌اند. ما مدرک داریم که نه مجنون، نه فرهاد و نه هیچ کله‌پوک دیگری برای عشق‌اش آب نبرده. می‌گی نه ثابتش کن!

  2. شما همه تون عین همید! ننوشتین ولی ما که خوب می دونیم بعدش خندیدین و رفتین براش آب آوردین و باقی ماجرا :دی

  3. صبر کنید بچه تون که دنیا اومد هم ظرف می شورید و هم رخت، آب آوردن دیگه می شه آب خوردن.

  4. با نسرین توافق نظر داریم!
    حالا هی شما از اینا بنویسید. دارم می بینم اون روزی رو که آقای خواجه پور دارن پای بچه شونو می شورن!

  5. بستگي داره كي به يخچال نزديكتر باشه و اينكه مي‌دوني طرف خودش هم تشنشه اينا همش بازيه ربطي به زن ذليلي و كله پوكي و استثمار هم نداره

  6. اگه یاد دورانی که برات چایی آورد می افتادین می تونستی راضیش کنی برات آب بیاره …عجب دورانی هست اون اوایل

  7. من فکر میکنم اگر بدون اینهمه فلسفه چیدن از آدم خواسته بشه که برای کسی که دوستش داریم آب یا آبنبات بیاریم بدون سوال میاریم. ولی وقتی اینجوری قصد سو استفاده از احساسات میشه اکثر آقایون موضع منفی میگیرند. حق هم دارن. گاهی یک خواهش ساده بهترین راه ارائه یک درخواسته.
    اینجوری که همسر گرانمایه تقاضاشون رو مطرح کردند انسان (از نوع نَر) یک کم زیادی احساس حماقت میکنه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s