درخت فرهنگ ایرانیان

یکی از سوال‌هایی که ناظران جامعه ایرانی همواره از خود می‌پرسند این است که چرا ایرانیان با وجود فرهنگ و ریشه‌های غنی در رفتارهای بیرونی خود این قدر نابهنجار و ضد اخلاق هستند. سوال‌های متفاوتی را می‌توان برای این پرسش ارائه کرد. فکر می‌کنم بسط مدل درخت فرهنگ هافستد کمک‌مان کند. البته اگر به دنبال تعریف‌های دیگری از فرهنگ هستید این فایل را بخوانید.


هافستد پژوهشگر هلندي در بين سالهاي 1992-1979 ، روي 64 كشور تحقيقاتي انجام مي‌دهد که شركت IBM هزينه آن را مي‌پردازد. هافستد مدلي به نام مدل درخت فرهنگ ارائه كرد. ريشه‌هاي اين درخت را مذهب، اساطير، ادبيات و هنر تشكيل مي‌دهد؛ و تنه ي آن، ساختار و شاخه‌ها را نگرش، رفتار و طرز تلقي مردم است. همان‌گونه که در این مدل مشخص است البته این ریشه‌ها در خاک قرار دارند و از آن تغذیه می‌کنند یعنی فرهنگ از محیط جغرافیایی نیز تاثیر می‌گیرد. این ریشه‌ها بدنه و ساختارهایی همانند نهادهای اجتماعی و نگاه افراد جامعه به دنیا را می‌سازند و بر این ریشه‌ها و تنه است که ما میوه فرهنگ را می‌بینیم. این فرهنگ ممکن است در رفتارهای فردی و اجتماعی بروز پیدا کند یا در نمادها و نشانه‌هایی که آنان استفاده می‌کنند.

درخت فرهنگ را در نظر بگیرید. از ایرانیان و یا حتی غیر ایرانیان بپرسید بر قوی بودن ریشه‌های درخت فرهنگ ایران تاکید دارند ولی بیشتر آن‌ها از میوه‌ها راضی نیستند. گویی ارتباط میان ریشه‌ها و شاخه از بین رفته است. اگر به تاریخ ایران نگاه کنید. همواره مورد هجوم اقوام دیگر بوده است. از آریایی‌ها بگیر بعد یونانی‌ها،‌بعد اعراب، بعد ترک‌ها بعد مغول‌ها و بعد دوباره ترک‌ها و بعد اروپاییان و البته بیشتر این مهاجمان در درخت فرهنگ ایرانی حل شده و بخشی از آن شده‌اند و یا فرهنگ ایرانی آن‌ها را ایرانیزه کرده است.

این فرهنگ‌ها به بدنه درخت ایران پیوند خورده‌اند. این پیوند‌های متوالی باعث شده‌اند فرهنگ ایرانی دارای نمودهای متفاوتی باشد که از ریشه‌ها و بدنه نه به عنون مادر که بیشتر به عنوان یک پایه استفاده می‌کنند، بدون آن که از نظر ژنتیکی نتیجه آن ریشه‌ها باشند. ساقه فرهنگی ایرانی ضخیم ولی غیر کارآمد است و میوه‌ها ارتباطی به ریشه خود ندارند. تمام این‌ها باعث شده است که کم‌کم ریشه‌ها بی‌مفهوم و محو شوند.

درخت فرهنگ ایرانی درختی پیوندی است به همین علت معلوم نیست باید به میوه‌های آن چه نامی داد. البته در روزگار التقاط فرهنگ‌ها بازگشت به یک مفهوم ناب و سره از فرهنگ ایرانی تلاشی عبث است بلکه باید با درک این چند گانگی‌ها درخت فرهنگ ایرانی را شناخت و هرس کرد. به گونه‌ای که ارتباط درخت با خاکی که در آن رشد می‌کند تقویت شود.

این نتیجه‌گیری شخصی، حاصل گفتگویی دو جانبه در کلاس ارتباطات و توسعه دکتر وردی‌نژاد است.

بحث هفته بعد ما درباره وضعیت زنان در گراش است. نظری ندارید؟ خوب است بد است یا فاجعه و چه کسی مقصر است؟

Advertisements

2 comments

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s