مساله سایز

شاید این مساله که می‌خواهم مطرح کنم به نظر بدیهی و آشکار برسد. اما عدم درک مسائل بدیهی باعث می‌شود که ما در هدف‌گذاری‌ها خود اشتباه کنیم و یا به نشناختن محیط فعالیت دچار سرخوردگی شویم. بخشی از این سرخوردگی‌هایی که در محیط اجتماعی گراش می‌بینیم در واقع به خاطر عدم شناخت مسائل بدیهی است.

در مدیریت استراتژیک بحثی داریم به نام سایز یعنی این که سازمان‌ها بزرگ شده‌اند و از سوی دیگر سازمان‌های بزرگ نیاز به سازمان‌های بزرگ دارند. وقتی شما یک شرکت با 30 هزار کارمند دارید حتی برای خریدن کنسرو یا آب معدنی هم باید با یک شرکت برزگ قرار داد ببندید نه بقالی سر کوچه‌تان. نمونه واضح این اتفاق را در عسلویه می‌توانید ببینید. سایز بزرگ شرکت‌های فعال در آنجا همه چیز را بزرگ کرده است. از قیمت زمین تا سوپرمارکت‌ها و فعالیت اقتصادی در سایز کوچک در آنجا سخت شده است.

حالا به محیط خودمان می‌رسیم. مثلاً در صحبت‌نو اگر بازار خود را تنها گراش تعریف کنیم حداکثر سایز (برای ما تیراژ) می‌تواند 3000 نسخه باشد. و یا برای تامین هزینه نمی‌توانیم قیمت آگهی را بالاتر ببریم چون شرکتی که می‌خواهد به ما آگهی بدهد توان پرداخت آن را ندارد. به خاطر همین صحبت‌نو الان با مشکل سایز روبه‌رو شده است. از یک طرف باید رشد آن انجام می‌شد و از سوی دیگر شهر ظرفیت بیش از این را ندارد. بخشی از مساله انتشار پانزده روزه نیز همین بود.

حالا به مساله خانه فرهنگ نگاه کنید: بعضی‌ها می‌گویند که چرا در اینجا همه کلاس‌ها تشکیل نمی‌شود. برای شهری با ابعاد گراش چقدر هنرجوی موسیقی باشد خوب است؟ تازه هر کدام از این هنرجوها گرایش خاص خودشان را هم دارند و به سازی علاقه‌مندند.

الان مساله سایز گریبان آموزش و پرورش را گرفته است یعنی دانش‌آموزان کمتر از کلاس‌ها هستند و به دلیل بخش‌نامه از بالا همه چیز به هم ریخته است. هر دو طرف هم درست می‌گویند یعنی دانش‌آموزان می‌خواهند همانند دانش‌آموزان سراسر کشور در رشته مورد علاقه خود درس بخوانند و مسئولین هم می‌گویند به صرفه نیست برای پنج یا هشت دانش‌آموز یک کلاس بزنیم.

در مورد دانشگاه همین اشتباه سایز اتفاق افتاد. یعنی دانشگاهی با ظرفیت هشت هزار دانشجو ساخته شد. اما به این فکر نکردند که در شهری سی هزار نفری ورود هشت هزار دانشجو باعث اختلال در همه چیز می‌شود. در نتیجه این که سایز دانشگاه محدود ماند و نتوانست بزرگ‌تر شود. همین اتفاق در پیام نوز اوز هم خواهد افتاد که دیگر دانشجویی برای جذب شدن وجود نخواهد داشت و دانشگاه مجبور است در همین سایز بماند.

در بحث اقتصادی این مساله سایز اساسی‌تر است. می‌آیند امکانات شهری گراش را با شیراز یا تهران مقایسه می‌کنند. در حالی که ظرفیت شهری گراش مثلاً برای داشتن تاکسی درون شهری کم است یا نمی‌شود در آن هایپر مارکت تاسیس کرد.

البته این مساله بدون راه حل هم نیست یعنی با یک استراتژی مناسب می‌شود در سایز کوچک هم خوب کار کند. درباره استراتژی‌های نفوذ در بازار، ادغام عمودی و ادغام افقی می‌توانید فکر کنید.

از این به بعد اگر خواستید هدفی را برای خودتان تعریف کنید و یا کاری را شروع کنید به این مساله توجه کنید که سایز را متناسب با جامعه موردنظر انتخاب کنید. یعنی مثلاً در گراش نه می‌شود بقالی زد نه هایپرمارکت سایز گراش بیشتر همین در حد سوپرمارکت است با سرمایه‌ای مشخص

در ضمن به خاطر مساله کوچک بودن شهر داد و بیداد هم نکنید. بخشی از موفقیت، شناخت و درک وضعیت و موقعیتی است که در آن هستید. درک کنید که دارید که در یک شهر کوچک زندگی می‌کنید. بدتر این که شهر کوچک از نظر سیاسی و اجتماعی نه ده است و نه شهر.

Advertisements

3 دیدگاه

دسته مقاله, گراش

3 پاسخ به “مساله سایز

  1. این همان بحث چنار و گنجشک است و این که باید بگنجد.
    و البته از طرف دیگر بحث مورچه و فیل که باید درباره سایز خود واقع بین بود.

  2. خب کی اندازه و مقدار این سایز رو مشخص میکنه؟ اکثریت مردم؟ دید مردمان شهرهای دیگه
    ؟

  3. بازتاب: گام بعدی وبلاگ‌نویسان گراش « روزنامه نگار شهر خاكستری

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s