سیگارهای 13 آبان

سیزده آبان 88 از یکی از ناکجاهای تهران برگشته‌ایم. دوستی در قهوه‌خانه سنتی است و باید به او سر بزنیم و با هشت نفری که نمی‌شناسم نشسته‌اند قلیان دود می‌کنند. از آن دانشجو‌های سه چهار سال قبل که حالا بعد سال‌هایی به هم رسیده‌اند. بعد آن یکی که هنوز موهایش کامل نریخته می‌گوید:

«می‌دونی خوبی امروز چی بود. سیگار مجانی می‌دادن. طرف یک بکس سیگار خریده بود و مجانی آورده بود در میدان هفت‌تیر پخش می‌کرد.»

دوست گراشی که کنار من نشسته است می‌پرسد: «برای چی خوب؟»

به آرامی سقلمه‌ای می‌زنم و می‌گویم: «به خاطر گاز اشک‌آور. که گاز بسوزد. سطل‌های آشغال‌های را هم به خاطر همین آتش می‌زنند.»

دوست گراشی که انگار کشفی کرده باشد می‌گوید: «پس به خاطر این است.»

آن یکی در حالی دود قلیان را بیرون می‌دهد می‌گوید: «مرض که ندارند.»

دود قلیان میوه‌ای در قهوه‌خانه‌ي کارگر شمالی می‌پیچید. زندگی‌های بر بادرفته پشت میزها جریان دارد و آدم دلش گریه می‌خواهد.

Advertisements

۱ دیدگاه

دسته تصویرهایی از تهران

1 پاسخ به “سیگارهای 13 آبان

  1. سیگار مجانی خریدن یعنی چی؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s