قصه‌های من و همسر-4

سه ساعتی است در کتابخانه دانشگاه نشسته‌ام و دارم دانلود می‌کنم. همسر گرانقدر پیامک (همان SMS ) می‌فرستد که بروم خانه و دلش نمی‌گیرد. فایرفاکس را هم باز می‌کنم که از آنجا کلیپی از یوتیوب دانلود کنم.

می‌بینم Khajehzadeh در جی میل آن‌لاین می‌شود. از برای وظایف همسرپروری باید سلام عرض کنم.

-: سلام علیکم

-: انشاالله خوب هستید؟

-: چه خبر؟

-: مهدی اومد؟

-: چرا جواب نمی‌دهی؟

-: قهری؟

در میان هر کدام از این‌ها دو دقیقه‌ای فاصله است و تمام‌اش را هم من نوشته‌ام و او جواب نمی‌دهد. می‌گویم شاید دلخور است که نرفته‌ام خانه، خوب شاید هم می‌خواهد ناز کند. هر زنی حق دارد ناز کند. تازه من به عنوان مرد خانواده زحمت‌ می‌کشم. خوراک فرهنگی برای زن و بچه آماده می‌کنم. فیلم دانلود می‌کنم. کلیپ دانلود می‌کنم و می‌برم خانه. بیکار که نیستم . دارم زحمت می‌کشم.

از کروم می‌روم سراغ فایرفاکس و می‌بینم دانلود تمام شده اما در تب کناری یک جی میل باز است و یک نفر چیزی نوشته است و منتظر پاسخ است:

-: سلام علیکم

-: انشاالله خوب هستید؟

-: چه خبر؟

-: مهدی اومد؟

-: چرا جواب نمی‌دهی؟

-: قهری؟

چند روز قبل همسر گرانقدر با لپ‌تاپ من برای فرستادن یک فایل برای خودم به اینترنت وصل شده و بعد Sign out نکرده است. احساس می‌کنم در آینه یک نفر دیگر را دیده‌ام و با او حرف زده‌ام. یا شاید احساس می‌کنم من کی‌ام؟ اینجا کجاست؟

Advertisements

8 comments

  1. خدا رحمت كند اين كاشف يا مخترع اينترنت را!
    اين گفتمان غالب قرنه؟
    ظاهراً دنبالشو سانسوركردي!!
    مثلاً غلط كردم!
    حالا ببخش!
    دفعه آخرمه!
    و
    …..

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s