برای استخدام شدن باید آیت‌الله باشی

از سینما بیرون می‌آییم. نم‌نم‌ باران می‌زند با DNA می‌رویم در ایستگاه اتوبوس می‌نشینیم به انتظار اتوبوس‌های بیمارستان امام خمینی. وانتی می‌ایستد و مردی میان‌سال با ته ریش پیاده می‌شود. می‌پرسد که خیابان فاطمی سر کارگر کجاست. یک لحظه فکر می‌کنم بگذار گپی بزنیم. می‌گویم سوار شو با هم برویم. می‌گوید حاضر هستم کرایه هم به‌تان بدهم که توی خیابان‌ها علاف نشوم. شیشه‌هایی را از صندلی جلو می‌گذارد عقب وانت کنار کمدهای چوبی و ما سوار وانتی می‌شویم که ضبط ندارد و جلو رویم کلی سیم قابل دیدن است یاد وانت سبز اسمال می‌افتم.

چندان پیر نیست. از آن‌ آدم‌هایی که هر جا ممکن است ببینی. ته لهجه ترکی دارد و یا شاید لهجه دیگری.

می‌گوید: امروز هم شلوغ بوده؟ عصر که توی شریعتی می‌رفتم صد تایی موتور می‌رفتند پایین نمی‌دانم چرا دست از سر ملت بر نمی‌دارند. پلیس‌ها هم که ایستاده بودند.

می‌گوید: من هم توی خانه ماهواره دارم. رفسنجانی گفت اگر ما را نمی‌خواهند باید برویم. حرف‌های آخر منتظری را شنیدی؟

می‌گوید: من حالا که بازنشسته شده‌ام باید دست زنم را بگیرم و برویم بگردیم. نه این که توی خیابان‌ها تا بوق سگ علاف باشم و بعد ساعت دوازده شب بروم خانه و مثل یک جسد بیافتم.

می‌گوید: شما هم دانشجو هستید. این همه درس می‌خوانید که چه بشود. منشی دکترها 50 هزار تومان حقوق می‌گیرند. دخترم لیسانس گرفت. بعد پنج سال خانه نشست. یک پارتی گردن کلفت پیدا کردیم. تازه رفته است سر کار. معلوم نیست کی استخدام بشود. من رفتم سر کار. دست‌هایم را نگاه کردند پینه بسته بود. گفتند این کارگر است برو سر کار. یک سال بعد هم رسمی شدم. حالا برای استخدام شدن باید گزینش بشوی. تایید صلاحیت بشوی. باید تست نماز بدهی باید آیت‌اله باشی تا استخدام‌ات کنند.

می‌رسیم سر کارگر و می‌گویم همین کنار ما پیاده می‌شویم. نگران بار شیشه‌اش هستم که پشت ماشین گذاشت و امیدوارم نشکسته باشد.

می‌گوید: این همه راه رفتیم آخرش دوباره رسیدیم به کارگر بودن

Advertisements

8 comments

  1. نمی دونم برای هر رشته و هر کار داوطلبان زیادی هست، مراکز کمند یا پارتی ها زیاد شده که پیدا کردن کار بسی سخت و دشوار است
    به امید پیدا کردن پارتی کلفتی برای رفتن سر کار

  2. فكر كنم واسه يه بچه مسلمون تو حكومت اسلامي زياد چيز سختي نيس وضو بلد بودن و اذان بلد بودن و نماز …

    بعضي ها با اسلام مخالفن …

  3. «یک لحظه فکر می‌کنم بگذار گپی بزنیم. می‌گویم سوار شو با هم برویم.»

    شاید این یعنی زندگی کردن آن طور که خودت می خواهی. فکرهایی که در یک لحظه برای تجربه ی یک زندگی می کنیم.
    (((از این مدل کارها خوشم میاد، اما بعضی از ادم ها این کارها را به سخره می گیرند))) 

  4. اقا ياخانم جمالي جامعه مابه مدرك نياز نداره به كاردان وكارشناس نيازداره اگه اينجوري باشي كاراست.ازقول مامانم كارهست كاركن نيست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s