شیخ ما گوزید

از باب جستجوگران طریقت این حکایت‌ها در کتب هدایت مضبوط است. گفتیم روایت شود تا مومنی را لبخند به لب آید و خانه‌ای در این جهان نصیب نشد در عقبی کوشکی برآید.

1

شیخ به نماز بود در حس و حال. مریدی که شیخ را از خود و خود را از خود غافل دید، گوزید گوزیدنی! شیخ نماز بگذاشت و بیرون شد. مرید در پی آمد که یا شیخ چه شد نماز را بریدی؟ شیخ گفت: آن گونه که تو گوزیدی وضوی من هم باطل شد.

2

شیخ با یاران در راه می‌رفت. ناگاه مریدی از خود بی‌خود شد و گوزید. از خجالت نعلین به زمین کشید که شاید گمان برند صدای از پایین‌تر از پایین‌تنه بوده. شیخ گفت: همان یک جا که سوراخ است بس است. کفش‌ات را سوراخ نکن دیگر

3

شیخ در ایام شباب را امید وصلت دختری در دل بود. به خواستگاری شد. چون با دختر به صحبت شدند. دختر ابتدا خمیازه کشید و دقیقه‌ای بعد عطسه کرد و دقیقه‌ای دیگر گوزید. شیخ گفت: فتبارک ا… که از هر سوراخ‌اش هنری می‌بارد. پس او را به زنی گرفت تا هیچ‌گاه زندگی‌شان بی عیش و طرب مباشد.

4

شیخ در جمع دوستان را اوقات خوش بود. پس رفیقی موافق گوزید و او را شرم آمد. شیخ گفت: ماشاا… دومی‌اش بلندتر.

5

شیخ، رباخواری را اعتراف می‌گرفت و او هیچ نمی‌گفت. رباخوار هراسی که در دل بود را به صورت بادی بیرون داد. شیخ گفت: اگر دانستی کی با کدام سوراخ سخن بگویی به گناه نمی‌افتادی

6

حکایت است که شیخ گفت: ریدم به مملکتی که وبلاگ‌ات را می‌بویند مبادا که گوزیده باشی

7

شیخ در مناجات بود. ناگهان مریدی چنان گوزید که شیخ از حال به در شد و فی‌الفور به نماز ایستاد. مریدان گفتند: یا شیخ وقت نماز نیست. گفت: آن طور که این یارو گوزید نماز آیات به همه‌ی شهر واجب شد.

8

شیخ گفت: گوزیدن نشانه‌ی صمیمت است.

Advertisements

12 دیدگاه

دسته جک‌های فلسفی

12 پاسخ به “شیخ ما گوزید

  1. عبدالرضا ایزدی

    حالا هی گیر بده به گوز و گوزیدن ؟! خفه شدیما !

  2. بابا ايول داره مخصوصاً‌ آخريش

    خواجه پور جان خيلي با حال بود

  3. سلام. درسته خنده دار بود اما بعضی هاش داشت توهین می کرد به دین ها! شاید ناخواسته.

  4. شهروند

    واقعا هم که شیخ ما دیروز با اون اعتراف بی موقعش گوزید ، گوزیدنی !

  5. در کوشی به ما بگو این نگار جواهریان این وسط چه کاره است؟

  6. این باد معده چه ها که نمیکند!

  7. اندر احوات شیخ همین بس که حالت مذکور به دو نوع خلقت می گردد صدا دار و بی صدا که نوع پیشین موجب نشاط و فرح بخش مجلس و نوع پسین موجب فساد و گمنامی صاحب عمل…

  8. جعفر

    چسیدن کی بود مانند ریدن !

  9. شيخ شما باعث انبساط خاطر ما گرديد. والسلام

  10. پروانه

    شخصي در حمام وضو ساخت. حمامي او را بگرفت كه اجرت حمام بده. چون
    عاجز شد تيزي رها كرد. گفت: اين زمان سربسر شديم. نقل از رساله دلگشا عبید زاکانی

  11. armin

    مرحبا اي دوست بر اين طبع تو

    لذت برديم و باعث انبساط خاطرمان گشت
    احسنت
    باشد كه ممتد بماند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s