دوستی به که طولانی


بسم‌الله الرحمن الرحیم

به نام خدای جان آفرین

حکیم سخن در زبان آفرین

با عرض سلام خدمت دوست گرامیم M.B.A امیدوارم حالت خوب باشد شما بسیار نالوطی هستی. من تو را تنها گذاشتم یا تو مرا(1)؟

سلام مرا به جمیع دوستان برسان و بگو تا 27 دی آن‌ها را خواهم دید. شما فرموده بودید برای طرح کاد(3) یک روز دویدید ولی من برای خانه یک هفته دویدم و اکنون در یک حانه نزدیک چهارراه ادبیات نزدیک استخر حافظیه هستم و این علت تاخیر در ارسال پاسخ بود. ولی چون آدرس اینجا را نمی‌دانم به آدرس قبلی نامه بنویس.

دوست عزیز در اینجا باید برای یافتن دوست پسر تلاش کرد و دقت چه برسد به المثنی که اگر دومی گیر آمد برای شما پست خواهم کرد. در ضمن در نامه آینده شماره تلفن خانه عمو و مدرسه حاجی‌پور را برای من بفرست. (3) در ضمن در شیراز آقای حامدپور (4) را دیدم که در هفته دو روز به شیراز می‌آید و ضمن خدمت می‌خواهند.

اگر در مدرسه‌تان اتفاق جالبی افتاد و نتایج امتحانات خود را برای من در مکاتبات بعدی بنویس. امیدوارم مکاتبات خود را ادامه دهید.

دوستی به که طولانی

نه آن که یک دم هم نمانی (5)

مگر به شما نگفتم نامه‌های خود را با رمز بنویسید شاید که ماموران سیا متوجه شوند. امتحانات پایان ترم ما از اول دی شروع می‌شود که برنامه آن را هم داده‌اند.

یک شیمی به ما داده‌اند خدا رحم کند 300 صفحه

در ضمن در مورد درخواست شما، سوالات کلاس اول دبیرستان موجود نبود (6) و همه سوالات امتحان نهایی چهارم یا کنکور بودند. ولی دو عدد کتاب کمک آموزشی به آقای حامدپور دادم تا ایشان به آقای طلوعی بدهد و وی نیز به پسر عمویتان بدهد تا او آن را به شما وصل گردانند

ما رفتیم و همگان بمانند

چرا دیگران بروند و ما بمانیم

در ضمن این شعر من را به معشوق اول برسان (با امضا M.KH)

از عشق زندگی سراب است

و ز عشق همه‌ی زندگی خراب است

گر عاشقی آن دو تو بسوزی

نه معشوق که از دزداب است

دزداب = زاهدان

در پایان به همه دوستان در گراش سلام برسان به محمد ابراهیم و مجید و حسن مقدسی و علی و اصغر (7) سلام برسان

به امید خوبی و خوشی

که باشد آرزوی هر کسی

×××

من که از زندگی سود نبردم

چرا رفتم و جان به جانان بدادم

دذیخیع ثی ذاد

ترنم کن تو شعر زندگی را

امید ماندن و پایندگی را

ترنم کن شقایق اندر آن دل

جوانی سوز و آز ماندنی را

به امید دیدار دوباره دوستت

M.KH.G (8)


1. این دومین نامه‌ای است که از شیراز برای محمود باقری فرستادم. در نامه اول که تک تک برای هشت نفر از دوستانم نوشته بودم. آدرسم بود و محمود تنها کسی بود که جواب آن نامه را داد و این طوری دوستی ما تا حالا که 15 سال می‌گذرذ دوام آورده است. هر چند که او زمان ثبت‌نام دبیرستان با من تا حیاط مدرسه رازی شیراز هم آمد اما سرانجام شیراز تنها ماندم.

2. یک روز در هفته دانش‌آموزان برای کار به جایی می‌رفتند.

3. آن وقت‌ها همه خانه‌ها تلفن نداشت. هر وقت می‌خواستم با خانه تماس بگیریم باید به خانه نوشادی یا خدادادی تماس می‌گرفتم و بعد پنج دقیقه دیگر دوباره زنگ می‌زدم تا مادرم آنجا بود. برای محمود هم زنگ می‌زدم خانه عمویش

4. مدیر مدرسه راهنمایی ما بود و طلوعی معاون مدرسه سعادت

5. هز از چند وقتی این شعرها و شعرهای اولین دفترم را نگاه می‌کنم تا بتونم در نقدهای انجمن ادبی جانب انصاف را نگه دارم و به سن نویسندگان نگاه کنم.

6. کتاب‌های کمک درسی تازه آغاز شده بود. راهنماهایی که برای محمود می‌خریدم مایه جولان او در دبیرستان حاجی‌پور بود.

7. غلامی، اصیل، مقدسی، حسنی و نیکنام

8. این نامه از محدود نامه‌هایی است که تاریخ ندارد باید در یکی از روزهای پاییر 1371 نوشته شده باشد.

9. این را من فرستاده‌ام. شاید بپرسید این نامه پس چرا پیش من است؟ ولی قراردادی با محمود بستم که یادم نیست برای چه بود و او هم نامه‌هایی که برایش فرستاده بودم را به خودم داد تا نگه دارم.

Advertisements

10 comments

    • قربونت برم مسعود جان
      راستي شماره بعدي صحبت نو كي تا زده ميشه؟!
      ميخواي يه گردان تازني از بچه هاي پيام نور برات جور كنم!!
      كاري نداره ها!
      واي اگر مسعود حكم تا زدنم دهد
      كباب حميد نتواند جوابم دهد

  1. شايد اين نامه‌ها مثل نامه‌هاي جواهر لعل نهرو مهم نشه
    ولي مي‌ارزيد كه به خاطرش يه رفيق باحال برام بمونه

    • من محمود به این با احساسی تا حالا ندیده بودم :دی

      پس چرا آخرش ننوشتین گل سرخ و سفید و ارغوانی فراموشم مکن دوست گرامی؟ :دی همه مون بچه بودیم. منم یه نامه ی خانوادگی دارم که تو 8 سالگی نوشتم. اون رو می ذارم بمیرن از خنده :دی

      • بله خواهر جان
        احساس اولين ابزار شناخته!
        محمود بي احساس يعني محمود بي شناخت!
        باور كنيد بنده مدرك كارشناسي فيزيك هسته‌اي(البته اگه ريا نباشه) معتبر دارم با چند تا شاهد معتبر
        جناب آقايان خواجه‌پور(مدظله)، غفوري(دامت بركاته)، برادران توكلي(حفظ الله ..) شامحمدي، حافظ ، سعدي،و …
        با اين تفاسير باز هم معتقديد كه محمود بي‌احساس وجود نداره!

  2. سلام. با یه نفر حدود یک سال ساید بیشتر نامه نگاری کردم. توی همین گراش بود اتفاقا. حدود 150 تا برایش نوشتم و او فقط 3 (سه) تا جوابم داد. یک روز تهدیدش کردم که باید از نامه هام مواظبت کند یا بهم برگردونه. اونم گفت ازش مواظبت می کنه. ولی خیلی مطمئن نیستم.

  3. سلام- اقاي كارگرفكركنم نامه هايي روميگن كه دردوران نامزدي به خانمشون نوشتن.اگه ادم بااحساسي باشه حتمانگهشون ميداره نيازي به تهديدنيست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s