مرد ایرانی

بازنمایی ایرانی بودن در نقش‌آفرینی‌های پرویز پرستویی

پرویز پرستویی در بیش از دو دهه حضور خود در سینما نقش‌های متفاوتی را بازی کرده‌ است. اگر نقش‌های او را از آدم برفی تا کتاب قانون مرور کنیم آنچنان با چهره‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شویم که تحسین‌ برانگیز است اما فکر می‌کنم برای شناخت دنیای پرستویی باید به یک مولفه مشترک برسیم که تمام این نقاب‌ها را پس بزند و با مردی روبه‌رو شویم که ایرانی‌ترین بازیگر سینمای ایران است.

تا صحبت از نمایش ایرانی بودن بر پرده سینما می‌شود تصویری از تاریخ روبه‌روی ما قرار می‌گیرد اما جالب است که پرستویی هیچ فیلم تاریخی در کارنامه‌ی 29 فیلمی خود ندارد اما باز هم احساس می‌شود برای شناخت ایران باید فیلم‌های آژانس شیشه‌ای، آدم برفی، مارمولک و کتاب قانون را دیدید. گویی پرویز پرستویی نشسته است و تک‌تک نقش‌هایی که جنبه‌هایی از ایرانی بودن مثبت یا منفی را شکل داده است در این سینما تصاحب کرده است.

تمام فیلم‌هایی او به شکلی اجتماعی است و همگی فیلم‌های او درباره‌ی زمانه خویش است. پس غلو نیست اگر بگوییم همان‌طور که علی حاتمی آیینه روزگار رفته است. پرویز پرستویی آیینه‌دار امروز رفته است.

شخصیت‌های ماندگاری که پرستویی بازی کرده است همگی به شدت ایرانی هستند. چه کسی می‌تواند ایرانی‌تر از جواد کولی و رضا مارمولک و حاج کاظم پیدا کند با مرور کارنامه‌ی پرستویی و ویژگی‌های مشترک شخصیت‌هایی او که آفریده است شاید بتوان گوشه‌ای از تصویر مهوج ایرانی بودن را بهتر دید.

ایرانی‌هایی که پرستویی ساخته است در جامعه زندگی می‌کنند کنار آدم‌های دیگر هستند اما با آن‌ها حل نمی‌شوند. در جامعه‌ همگن هر فیلم‌، پرویز پرستویی در نقشی وارد می‌شود که این نقش جورهایی از جامعه بیرون زده است. حاج کاظم هر چقدر تلاش کند با رانندگی تاکسی در جامعه بعد از جنگ حل شود باز هم به نقطه‌ای می‌رسد که باید در برابر جامعه قرار گیرد. یوسف بیدمجنون هم این گونه است و همین‌طور بگیر تا به رستواندار بیست و مهندس کتاب قانون برسی. در تمام این‌ها گونه‌هایی از مقاومت در برابر جامعه وجود دارد. خیلی‌ها این جامعه را «ایران» تعریف کرده‌اند اما به نظر من این شخصیت‌های پرداخته شده «ایرانی» هستند. تراکم این شخصیت‌ها در ایران باعث شده است که جامعه ایرانی یک جامعه غیریکنواخت و گاه غیرقابل درک توصیف شود.

وقتی شخصیت‌های پرستویی این گونه در برابر جامعه قرار می‌گیرد و از حل شدن سر باز می‌زند چه اتفاقی می‌افتد؟ شخصیت‌های تنهایی که به جز خود تکیه‌گاهی ندارند. اگر فیلم به گونه‌ای به ژانر کمدی متمایل باشد مانند مارمولک، یا لیلی با من است موقعیت «مرد عوضی» به وجود می‌آید یعنی کسی که در موقعیت خودش قرار نگرفته است و همین خمیر مایه‌ي طنز فیلم را می‌سازد. طنزی که همانند هر کمدی موقعیت دیگری فرصت‌های بسیاری برای شوخی فراهم می‌کند اما در ذات خود تلخ و سهمگین است آدمی که در دریای جامعه دست و پا می‌زند و به دنبال تصویری است که خود را در قالب آن تعریف کند. می‌خواهد در جامعه گم شود اما هر بار موج‌های جامعه او را به ساحل جزیره‌ی تنهایی خود بر می‌گرداند. مرد تنهایی که دیگران را می‌خنداند اما خود زجر می‌کشد.

در فیلم‌های واقع‌گراتر این تنهایی عظیم‌تر و صریح‌تر است. شخصیت‌ها نه تنها در برابر جامعه قرار می‌گیرد حتی در زندگی خصوصی خود نیز با چالش روبه‌رو ست و نمی‌تواند برای گریز از جامعه به خانواده پناه ببرد. خانواده برزخی دیگر برای اوست. پرستویی در بسیاری از فیلم‌ها مجرد است. در برخی با بیش از چهل سال سن مجبور است به دنبال همسر بگردد. در فیلم‌هایی که او مرد خانواده است نیز مشکلات ارتباطی و رفتاری با یکی اعضای خانواده است که داستان فیلم را می‌سازد. اگر این مشکلات شخصی را با آن تنهایی اجتماعی ،حاصل ناهمگن بودن، در هم آمیزیم، شخصیت‌ها پرستویی باید سوپرمن باشند تا بتوانند به زندگی خود ادامه دهند. این گونه است که «حاج کاظم»، «جواد کولی» و «رضا مارمولک» می‌شوند اسطورهای ایرانی بودن. همان‌گونه که برای شناخت روح آمریکا باید به سراغ سوپرمن رفت برای شناخت روح ایرانی هم باید با حاج کاظم روبه‌رو شد و او را بررسی کرد.

در دو فیلم متاخر مولفه‌هایی که در فیلم‌های پرستویی برجسته کردم به وضوح بیشتر قابل مشاهده است. پرستویی در «بیست» به شکل هولناکی تنهاست و در «کتاب قانون» ایرانی بودن او زیر ذره‌بین طنز به خوبی بزرگ‌نمایی شده است. همین است که برای تحلیل بازی او نباید به سراغ آل‌پاچینو و دونیرو رفت او همین آدم‌های دور و بر ما و یا حتی خود ما را به ما نشان می‌دهد. دیدن بازی «پرستویی» در این نقش‌ها مثل نگاه کردن در آیینه برای ما عادی شده است به گونه‌ای که فراموش می‌کنیم چقدر سخت است بازیگری بتواند این قدر واقعی باشد این قدر مثل ما ایرانی باشد.

محمد خواجه‌پور- 26/9/88

این یادداشت برای شماره ششم نشریه مهر نو و به درخواست احمد عسکری عزیز نوشته شد.


Advertisements

4 comments

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s