سی بهمن


شایسته نبود این بهمن با این همه خوبی و خبرهای خوب در آخرین روز این گونه آوار شود و همه چیز به هم بریزد.

سوالی نپرسید یک هفته صبر کنید تا بتوانم بگویم و حرف بزنم.

اما بعضی خبرهای بد را می‌شود گفت این که درس آمار، پروژه‌اش را تحویل ندادم و افتادم. این که برای پروژه ارتباطات بین‌الملل باید خاکی سر خودم بکنم و استادش اولتیماتوم داده است. این که حمزه مهرابی ایمیل زده که چرا مطلب‌اش را حذف کرده‌ایم.

این جور وقت‌ها باید بروم بخوابم تا هی پشت هم خبرهای بد بگذرد و حس‌های منفی بگذرد اما نمی‌توانم باید این شماره صحبت‌نو را تمام کنم. حتی نمی‌توانم با شما حرف بزنم. باید یک هفته صبر کنید تا حرف بزنیم با هم.

سی بهمن هم می‌گذرد و ما برای آن خداحافظی موعود دست‌های‌مان را از میان شیشه‌های شکسته‌ی دریچه بیرون می‌بریم.

Advertisements

16 comments

    • کار من نیست ..مدیر محترم باز اسم حقیر رو سرقت کرده…..

      ولی خوب تهران درس خوندن همین مکافات رو هم داره…علی آباد کتول دانشگاهش راحتره….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s