خودکفايي

بچه‌ها که آمدند تهران یکی از سرگرمی‌های‌مان بررسی رفتار کیمیا بود. هر کسی سعی می‌کرد به او خوش و بش کند، محل نمی‌گذاشت و کار خودش را می‌کرد. حالا طرف هر چقدر هم می‌خواست ژانگولر در بیاورد.

بعد مشخص شد که دخترک کلاً به خودکفایی اعتقاد دارد. گرسنه که باشد ترجیح می‌دهد اول یک شکم سیر دست خودش را بخورد و بعد شروع کند به گریه.


از دیشب هم یک سرگرمی برای خودش پیدا کرده. بیکار که می‌شود دست‌اش را مشت می‌کند جلو صورت و به آن نگاه می‌کند.


معمولاً معروف است که پسرها متکی به دست‌های خودشان هستند تا منت دیگران را نکشند. دختر ما هم از سه ماهگی سعی می‌کند کار دست خودش باشد.

Advertisements

8 دیدگاه

دسته کیمیا خواجه‌پور

8 پاسخ به “خودکفايي

  1. خوش‌مان آمد. انگار از الان دارد شعار می‌دهد. امیدوارم همیشه با همه چیز مخالف باشد!

  2. می خواد بگه من جلو پسر ها می ایستم من برای پسر هادولت تعیین می کنم( یا همون تعیین تکلیف می کنم)
    فکر کنم دخترتون یه فمنیست به تمام معنا بشه:دی
    خدا حفظش کنه

  3. چرا همش سياسي فكر كنيم؟
    شايد براي راهپيمايي خودشو اماده ميكنه!

  4. یوسف

    این مشت یک بهانه ست, داره نگاه عاقل اندر سفیه به اطرافیان ( احتمالا پدر مادر) میکنه.

  5. می گوید مشت نمونه خروارست!

  6. خدا نگهش داره ماشالله ماشالله خیلی با نمکه

  7. b.a.l

    قضيه خيلي ساده‌ست… زماني كه توي شكم مادرش بود اوج تظاهرات و بالا رفتن دست‌هاي مشت شده بود… حالا هم از ناخود‌آگاهش به خودآگاه منتقل شده! 😀

  8. داره به این فکر میکنه که اگه بزرگ بشم همچین میزنم زیر عینک بابام که کیف کنه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s