وضعيت: آچمز- نتيجه: باخت باخت

وقتی وضعیت آچمز پیش می‌آید. تمام حرکات بازیگران معطوف به آن مهره‌ی گیر افتاده است. گاهی در این وضعیت مهره‌ و موقعیت‌ها بهتر هم رها می‌شود زیرا وضعیت آچمز از نظر روانی همراه با رو کم‌کنی و حال یکدیگر را گرفتن هم است.

با یک حرکت دولت در بهمن‌ماه 1388 لارستان وارد وضعیت آچمز شد. بعد دیگر همه چیز قفل شده است و یا بهتر بگوییم تا وضعیت شهرستان گراش مشخص نشود همه همین‌طور لنگ در هوا ایستاده‌ایم. نتیجه این شده است که همه توجه ما به آن مهره‌ی آچمز شده است. فکر می‌کنیم با حرکت این مهره کار تمام می‌شود و بازنده‌ایم اما در بازی جامعه مساله مهم این است که جریان بازی متوقف نشود و حرکت ادامه پیدا کند. آچمز بودن در بازی سیاست یعنی از دست دادن زمان برای هر دو طرف و در نتیجه باختن دو طرف بازی.

برای دولت و دولتیان لارستان و گراش موضوع مهمی نیست و به حال خودمان ول‌مان کرده‌اند این ول کردن هم نه به صورت امکان تصمیم‌گیری است بلکه به صورت همان آچمز است که نمی‌توان هیچ حرکتی انجام داد. به خاطر همین در منطقه هر کاری بخواهد انجام شود اول موکول به تعیین وضعیت شهرستان‌های لارستان و گراش شده است.

به خاطر همین وضعیت آچمز است که حتی اگر حرکتی کوچک هم در لارستان و گراش انجام می‌شود با حساسیت طرف مقابل روبه‌رو می‌شود. یعنی اگر قرار باشد وضعیت عادی شود خودمان جلوش را می‌گیریم. دنبال سنگ‌اندازی در بازی دیگران هستیم و حال یکدیگر را گرفتن. شطرنج بازی گفتگو نیست اما سیاست چیزی به جز گفتگو و مبادله امتیاز نیست. جامعه برای حرکت کردن نیاز به اطمینان خاطر و ثبات دارد و سیاست‌مداران موظف به تامین این ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هستند ولی برای آنان بازی خودشان انگار مهم‌تر است.

شاید یکی از اولین باخت‌های وضعیت آچمز پا در هواتر شدن دانشگاه علوم پزشکی است. وضعیتی که می‌شد با کمی کنار هم نشستن ماه‌های قبل به نتیجه مناسب رسید. به جای آتش بیار معرکه شدن باید کاری کرد که امکان گفتگو کردن، مبادله امتیاز و خارج شدن از وضعیت آچمز فراهم شود.

پانوشت: مخاطب این مطلب کسانی هستند که یا شطرنج بازی نمی‌کنند یا شطرنج را برره‌ای و با لگد بازی می‌کنند. به خاطر همین فقط برای این نوشته شد که کمی با هم درد دل کرده باشیم.

Advertisements

24 دیدگاه

دسته گراش

24 پاسخ به “وضعيت: آچمز- نتيجه: باخت باخت

  1. مردمی هستیم که حتی حاضر شدن سر میز مذاکره را هم باخت تلقی می‌کنیم. با این وضعیت امکان مذاکره وجود ندارد که.

  2. موافقم
    من دست دوستي به سويت دراز مي كنم به اميد آنكه روزي دست لاري ها و گراشي ها در دست يكديگر باشد

  3. سعید

    سلام دوست عزیز
    در سایت صحبت نو و وبلاگ آقای رحیمی نژاد نظراتی مبنی بر نیاز به مصالحه و خروج از بن بست کنونی نوشته ام که منتظر تایید آن هستم. امیدوارم شما نیز آنها را مورد توجه قرار دهید.
    با تشکر

  4. سعيد

    جالبه بدونید که لامرد ی ها موفق شدن مجوز دانشگاه دولتی رو بگیرن و در آینده نزدیک مجوز دانشگاه علوم پزشکی را نیز خواهند گرفت. مبارکشون باشه.
    به هر حال ما نیز باید از این بن بست در منطقه بیرون بیایم و گرنه مناطق همجوار راه خود را طی می کنند و قطعا منتظر ما نمی مانند!
    درست است که در سالیان گذشته بر اثر بی کفایتی مسولین و نیز سکوت تاریخی ما شاهد از دست دادن فرصت ها برای منطقه بوده ایم، اما باید توجه کنیم که استراثژی امروز ما هم اشتباه است که فکر می کنیم الان دیگر فقط با تجمع و تهدید دولت به نا آرامی میتوان کار را پیش برد. به هر حال دقت کنید که دولت هیچ مملکتی نمی خواهد به راحتی اعتبار تصمیماتش خدشه دار شود. در ضمن اگر قرار باشد همه بخواهند با تهدید به اغتشاش و حضور مردم کارها را پیش ببرند مسلما سنگ روی سنگ بند نمی شود. لذا طبیعی است که باید منتظر واکنش های شدیدی در قبال این رویه باشیم. حال اگر در کوتاه مدت برخوردی با این رویه نشود مسلما در بلند مدت مساله به شکل دیگری رقم خواهد خورد.

  5. سعيد

    خلاصه اینکه نباید سکوت سالیان قبل خود را با استراثژی تهدید و اتمام حجت جبران کنیم بلکه باید با نشان دادن روحیه مدنی خود در عین حفظ آمادگی و آگاهی خود، به شکل میان مدت و بلند مدت منافع شهرمان را تعقیب کنیم. طبیعی است سکوت تاریخی و بلند مدت خودمان را نمی توان با رویه حداکثری فعلی جبران کرد چرا که رقیبانی هم هستند با ابزارهای خاص خود.

  6. سعيد

    به نظر من در حال حاضر باید مصا لحه ای تاریخی صورت گیرد تا بیش از این در این وضعیت نمانیم. باید قبول کنیم آقای حسنی با تمام گله هایی که از او داریم و نیز بی اعتمادی گسترده به وی، نماینده منطقه ما در مجلس است و طبعا دارای اهرم های فشار خاص خود. در ضمن نباید تصمیمات جدید به نحوی باشد که برای همیشه در منطقه کینه و عداوت ایجاد کند. کاملا مشخص است که مصوبه بهمن ماه گذشته اقدامی بود در جهت منافع گروهی خاص در منطقه اما نمی توان به یکباره با جنجال اثرات آن تصمیم را خنثی کرد. ما باید هم اکنون راهی بینابین بیابیم. راهی که البته تعیین آن از عهده شخصی مثل من که بیرون از گود سیاست است بر نمی آید….

  7. سعيد

    در ضمن باید دقت کنیم که مردم گراش جزیی از پیکره لارستان بزرگ هستند که اکثریت آنها نیز تمایلی ندارند زیر مجموعه استانی به مرکزیت لامرد قرار گیرند. حال که همچنین مصوبه ای شکل گرفته است و توقعات مردم گراش بالا رفته است، نباید به یکباره احساس ناکامی در میان آنها بوجود آید.
    نکته دیگر اینکه نباید از خواسته های مردم اوز و بیرم و توابع لارستان غفلت نمود. این درست است که اکثریت مردم اوز و بیرم خواستار بازگشت به مجموعه لارستان هستند اما این دلیل نمی شود که از خواسته های تاریخی این دو بخش غفلت شود. در واقع دلیل اصلی عدم تمایل آنها به عضویت در ذیل مجموعه شهرستان گراش، این است که منزلت خود را بالاتر از این می دانند که زیر مجموعه گراش قرار گیرند. به عبارتی دیگر آن ها چندان از لار و سیاست هایش در طول سالیان گذشته دل خوشی ندارند.

    • اصلاً در حال حاضر نه مساله‌ای به نام استان لارستان وجود دارد نه استان لامرد این شیوه‌ای عادی در سیاست است که دشمنی را تعریف کنیم و بعد با نشان دادن آن لولو مردم را کنار هم نگاه داریم.
      در ضمن باید قبول کنیم در سیستمی زندگی می‌کنیم که خواست مردم برای حاکمان دارای اهمیت چندانی نیست.

  8. سعيد

    نکته مهم دیگر اینکه در فضای بغرنج کنونی نباید تمام پیگیری ها از جانب لار قلمداد شود. اگر واقعا این مدعا وجود دارد که مردم و مسولین اوز و بیرم خواستار الحاق مجدد به لارستان هستند( که البته که چنین خواسته ای واقعیت دارد) باید مردم و مسولین این دو بخش را نیز وارد بازی کرد. قطعا در چنین شرایطی برگ برنده بیشتری در اختیار خواهیم داشت.
    اگر بخواهم نوشته ام را خلاصه کنم باید بگویم: وقت مصالحه است اما با رعایت منافع بلند مدت لارستان (بزرگ).

  9. سعيد

    دوست عزيز آقاي خواجه پور!
    نمي دانم چگونه بايد به جمعيت تحصيلكرده منطقه فهماند كه وقت موضعگيري صريح در جهت آشتي منطقه اي است. واقعا به نكته بسيار مهمي اشاره كرده ايد. وقتي شرايط حيثيتي مي شود ديگر صداي افراد ميانه رو شنيده نمي شود.
    بايد همه ما متوجه شويم كه در اين ميان هر يك از دو طرف از بخشي از آنچه را كه حق خود ميدانيم بگذريم. يعني اين درست كه من آرزوي بازگشت اوز و بيرم به لارستان را دارم و يا ارتقا اين دو بخش به شهرستان، ولي مسلما شما هم خواسته هاي متضادي داريد اما مگر هدف از مذاكره چيست؟
    اميدوارم با وجود افراد ميانه روي مثل شما شاهد خروج از اين وضعيت باشيم. شرط آن هم اين است كه اين وضعيت را با تلاش جمعي از حالت حيثيتي خارج كنيم

  10. الان وضعیت آچمز چیه؟ مهره ها چیها یا کیها هستند؟
    تمثیلت واقعی بود یا فقط برای روشن کردن موضوع بود؟؟

  11. سعيد

    http://k-rahiminejad.blogfa.com/post-94.aspx
    سلام دوست عزيز
    من نظراتم رو كپي كردم اما نمي دونم چرا نمايش داده نشده!
    لطفا در قسمت نظرات پست فوق از وبلاگ آقاي رحيمي ن‍ژاد نظرات بنده را مطالعه فرماييد.
    اميدوارم شروعي باشد براي مباحث جدي در مورد وحدت منطقه اي

  12. سعيد

    نبايد خودمان را دست كم بگيريم. اين درست كه نقشي در بازي نداريم اما در جهت آرامش افكار عمومي و نزديكتر كردن مردم منطقه كه ميتوانيم نقش داشته باشيم.
    بالاخره هر تصميمي كه گرفته شود طبيعي است واكنش هايي را در پي خواهد داشت. اينجاست كه وظيفه ما تعديل پيشاپيش اوضاع است.
    متاسفانه طبق معمول هميشه تاريخ ما قشر تحصيلكرده ما شده اند بيانگر همان احساسات تند عامه مردم هر چند با لحني روشنفكرانه و توام با غرور و سرشار از توهمات. جالبه با استناد به همين بيانيه ها و نوشته ها خود را طلايه دار حركت هاي مردمي مي دانيم.

  13. سعيد

    اگر ممكن است راهكارتان براي خروج وضعيت از اين حالت حيثيتي را بنويسيد.
    در مورد نكته اي كه گفته بوديد كه مساله استان شدن لار يا لامرد مطرح نيست با شما موافق نيستم. به هر حال تلاش هايي در هر دو سو انجام ميشده و مي شود. اما به درستي به كاركردي كه پيدا كرده است اشاره كرده ايد: ترساندن مردم مناطق از يكديگر

    • الان دو مساله پایه‌ای برای حل مشکل وجود دارد:
      1. دو طرف یکدیگر را به رسمیت نمی‌شناسند تا امکان گفتگویی فراهم شود. گام اول این است که نفس گفتگو برقرار شود می‌تواند روی هر موضوعی باشد.
      2. حتی اگر به فرض تصمیمی در منطقه گرفته شود معلوم نیست که از سوی مقام‌های بالاتر ضمانت اجرایی داشته باشد. به خاطر همین دو طرف ترجیح می‌دهد به جای راضی کردن یکدیگر به چانه‌زنی در بالا بپردازند. 

  14. سعيد

    من هم منظورم اين نبود كه الزاما وارد تصميم گيري شويم. من مي گويم به عنوان دانشجو يا دانش آموخته يا روزنامه نگار يا هر عنوان فرهنگي كه يدك مي كشيم، حداقل كاري كه مي توانيم بكنيم اين است كه ظرفيت پذيرش هر گونه تصميم احتمالي كه برايمان گرفته مي شود را در جامعه يا حداقل خودمان ايجاد كنيم.

    اگر دو طرف همديگر را به رسميت نمي شناسند آيا دانشجويان و دانش آموختگان منطقه هم همديگر را به رسميت نمي شناسند؟ اين سوالي بسيار جدي است در ذهن من!

  15. سعيد

    نكته ديگر اينكه نبايد به اين بهانه كه اوضاع حساس هست و ميخواهيم اتحاد داشته باشيم همديگر را از نقد منصفانه محروم كنيم. مردم توابع الان بهترين موقعيت را دارند تا در فضايي منطقي خواسته هايشان را از لارپيگيري كنند. مردم لارهم طبيعي است كه محق باشند از آقاي حسني به عنوان نماينده منطقه و عضو كميسيون بهداشت مجلس توقع پاسخگويي در مورد عدم تصويب دانشگاه علوم پزشكي را داشته باشند.

    پس ما با دو پروژه همزمان روبرو هستيم: هم نزديك شدن به هم و هم نقد اصولي همديگر.
    طبيعي است كه اجراي همزمان دو مهم از طيف فرهنگي برمي آيد به شرطي كه خود پيشرو باشد و نه دنباله رو

    • با حرفتان موافقم.
      اما تجربه نشان داده این گفتگوها معمولاً به این سمت رفته که «شما چرا این کار کردید تا ما این کار را بکنیم؟» و از این جور حرف‌ها.
      امیدوارم حداقل حساسیت‌ها کمی فروکش کرد تا راحت‌تر بتوان انتقاد کرد و انتقاد شنید.

  16. سعيد

    به نظر نمي رسد حساسيت ها به خودي خود فروكش كند بلكه حساسيت ها بايد فرونشانده شود!
    بعضي نوشته ها و نظرات نيز به اين حساسيت ها فزوني مي بخشند. نمونه اش نوشته جناب رحيمي نژاد در صحبت نو مبني بر ايجاد فرمانداري ويژه لارستان به همراه شهرستان هاي زيرمجموعه.
    به نظر من مطرح كردن فرمانداري ويژه لارستان به همراهي فرمانداري هاي زير مجموعه، در حال حاضر راه حل مساله نيست. در نوشته فوق صرفا از مثال فرمانداري تنكابن نام برده شده است اما ما در كشور مثال هاي ديگري از فرمانداري ويژه را هم ديده ايم كه در آن فرمانداري هاي زير مجموعه تعيين نشده است.
    به هر حال در شرايط منطقه ما كه طرف هاي درگير ماجرا همديگر را به رسميت نمي شناسند طرح همچنين موضوعي چندان منطقي به نظر نمي رسد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s