ناکامی تصویر در بیان ناتصویری

درباره اقتباس‌های هنری زیاد نوشته شده و ناگزیر در نوشتن درباره کوری هم باید درباره آن نوشت. رمان کوری موفق‌ترین اثر ژوزه ساراماگو برنده جایزه نوبل سال 1998 است. رمانی که شروع کوبنده آن در کنار مسخ کافکا به عنوان «شروع فاغلگیرکننده» و «شروع از اوج داستان» در کلاس‌های داستان‌نویسی درباره آن صحبت می‌شود. رمان برای خوانندگان جدی ادبیات شاهکاری است که خواننده آن را در هراسی طولانی از تاریکی‌های روح آدمی فرو می‌برد.

زمانی که در بیست‌سالگی کتاب کوری را از مهرزاد حسین‌نیا همدانشگاهی اوزی‌ام گرفتم. کوری در سیاهه کتاب‌های «توصیه شده برای همه» اضافه شد. ده سال بعد از آن زمانی که فیلم کوری ساخته شد دنبال دیدن آن بودم اما دیدن‌اش دو سال به تاخیر افتاد تا دیشب که کوری «فرنادو میرلس» را دیدم.


در واقع تمام چیزی که باید دربار‌ه‌ی فیلم «کوری» بگوییم تفاوت ویژگی‌های مدیای سینما با مدیای رمان است. از همین آغاز تکلیف را مشخص کنم که به نظر من طرح داستانی کوری دارای هماهنگی ساختاری با نوشتار است و سینما به عنوان رسانه‌ای تصویری در بیان فضای «کوری» ناتوان است. در واقع ضعف‌های فیلم «میرلس» بیش ذاتی رسانه‌ی تصویر در ناتوانی آن در نشان دادن «ناتصویری» است. کاری که نوشتار سال‌ها با آن خو گرفته است و کلمات می‌تواند تصور «ناتصویری» را ذهن مخاطب بسازد. این تنافر ذاتی باعث شده است که تجربه‌های تنکیکی کارگردان در تصویر کردن «کوری» همانند فلو شدن تصویر، قرار گرفتن دیالوگ‌ها بیش از تصویر و سفید شدن صحنه کمک زیادی به احساس کوری در بیینده (تاکید می‌کنم بیینده)ی فیلم نکند. از این تلاش کارگردان در بسیاری از صحنه‌ها بر روی صدا (نه تصویر) تمرکز کرده و یا او سعی کرده است که به روایت یا شخصیت‌پردازی توجه کند زیرا خود را در فضاسازی الکن دیده است.

در خواندنِ «کوری» مخاطب با همذات‌پنداری با جریان رمان همراه می‌شود. اما در فیلم مخاطب در جایگاه «بیننده» قرار دارد و ارتباط او با فیلم یک ارتباط بیرونی است. او شاهد یک اتفاق است. بیرون بودن باعث می‌شود که تماشاچی برای درک فیلم به دنبال منطق یا حداقل منطق داستانی باشد. او با فیلمی فانتزی روبه‌رو نیست به همین دلیل ممکن است گاه از خود سوال کند که «منبع این کوری چیست؟» و یا «چرا زن دکتر کور نشده است.». در خوانش رمان بیشتر خوانندگان در جایگاه درونی قرار گرفته و گویی کوری هستند که برای آن‌ها کورنشدن زن دکتر بیش از آن که محل سوال باشد مایه‌ی رهایی است.

مطرح شدن سوال درباره‌ی دلیل کوری از جنبه‌ای دیگر به نگاه متفاوت سینما و رمان به «ویران‌شهر» نیز مربوط است. داستان‌های «دیستوپیایی» همیشه مورد علاقه من بوده است. «ویران شهرها» و آخرالزمان‌های نوشتاری بیشتری حاصل تباهی روح بشری و قرار گرفتن در تضادهای اخلاقی است. (توصیه می‌کنم کشور آخرین‌ها را بخوانید.) اما بیشتر ویران‌شهرهای سینمایی درباره‌ی انحراف دانش بشری و تصادم‌های طبیعی یا تکنولوژیک است. تماشاگر سینمایی به دنبال مقصری برای پایان دنیا می‌گردد و دلیلی را جستجو می‌کنند که چرا به این نقطه رسیده‌ایم. اما خواننده‌ی داستان به آدم‌ها و چالش‌ها در این وضعیت که ممکن است حتی نمادین باشند توجه دارد. در رمان‌ها این روح بشری است که موقعیت مناسب انحطاط خود را انعکاس می‌دهد.

راجر ابرت منتقد معروف از مخالفین فیلم است و آن را تهوع‌آور می‌داند. در ضمن مزخرف بودن فیلم با او مخالفم و معتقدم فیلم تهوع‌آور زیرا به اندازه کافی هراس‌آور و وحشتناک نیست. آن چه کوری را کوری می‌کند ترس از نابینایی نیست بلکه ترس از لجام گسیخته شدن روح آدمی است. یک ترس که در سطر در سطر کوری ساراماگو حضور دارد این که اگر و تنها اگر این موقعیت بیش بیاید چه وحشتی ما را فرا خواهد گرفت. برگردان تصویری این وحشت بیش از آن ک وحشتناک باشد تهوع آور. فیلمی که اگر قرار بود به اندازه کتاب وحشتناک باشد بیش از این تهوع‌آور می‌شد.

نقد راجر ابرت، یادداشتی از ورایتی و دیدگاه یک پزشک را هم می‌توانید بخوانید. پیش‌نهاد من این است که رمان کوری را هم دانلود کنید و بخوانید.

Blindness

عنوان فارسی: کوری

کارگردان: فرناندو میرالس Fernando Meirelles

ژانر: درام ، معمایی

بازیگران: جولین مور Julianne Moore، مارک رافلو Mark Ruffalo، Alice Braga، Joe Cobden

فیلمنامه: José Saramago ، Don McKellar

محصول کشور: كانادا ، برزیل ، ژاپن

زمان فیلم: 121 دقیقه

پیش‌نهاد:

فیلم را ببنید اما دیدن آن شما را از خواندن رمان کوری بی‌نیاز نمی‌کند.

پانوشت‌:

من کوری را ده سال پیش خوانده‌ام. کوری رمان جزییات است به خاطر همین پرداختن به جزییاتی که حالا فراموش شوند این نقد را کامل‌تر کند.

دو سال از اکران فیلم کوری گذشته و دیگر این یادداشت داغی و گرمای خاصی برای مشتاقان سینما ندارد.

Advertisements

3 comments

  1. نقطه‌ی قوت اصلی فیلم، بازی جولیان مور بود.
    من رمان کوری را نخوانده‌ام،‌ ولی از اینکه فیلم بیشتر دنبال اتفاق‌ها بود تا نقب به درون شخصیت‌ها، مشخص بود که اقتباس موفقی نبوده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s