عکس‌های یادگاری با کلمات

وقتی که دور از جریان ادبی باشی، نوشتن روز به روز سخت‌تر خواهد شد. این جور وقت‌ها مجبوری برای زنده نگه داشتن قلم خود بنویسی و بیشتر بنویسی، از هر چیزی.

مجید حلاجی داستان‌نویسی است که در شهر اوز زندگی می‌کند. پیش از این درباره‌ی ستاره‌های شش‌پر نوشته بودم. حلاجی در آن کتاب نشان داد که دوست دارد تجربه‌های تازه‌ای در نوشتن داشته باشد. کار تازه‌ی او «تابی برای بیتا» نام دارد.

«تابی برای بیتا» 92 نوشته‌ی خیلی کوتاه است که در 100 صفحه تنظیم شده است. این مجموعه را حلاجی به صورت اینترنتی منتشر کرده است. داستانک‌هایی که به روانی و سرعت می‌شود آن را خواند.

داستانک‌های مجید حلاجی
تابی برای بیتا


کوتاه، کوتاه و کوتاه‌تر

سرعت یک از شاخص‌های زندگی امروز است که گریزی از آن نیست. ادبیات و هنر نیز چیزی جز بازتاب و روایت همین زندگی‌ای که در آن هستیم، نیست. جریان کوتاه شدن اندازه‌ی نوشته‌های ادبی از سال‌های دهه هفتاد میلادی شروع شد و در دهه نود اوج گرفت. سبکی که به عنوان «مینی‌مالیسم» می‌شناسیم تنها به کوچک بودن اندازه‌ی اثر تاکید ندارد بلکه در «مینی‌مالیسم» به دنبال ایجاز و فشرده کردن کار هستیم. بخواهیم به زبان کامپیوتر صحبت کنیم. «مینی‌مالیسم» کات کردن نیست بلکه زیپ کردن و فشرده‌سازی است. آثار هنری به شکل زیپ شده به خواننده عرضه شده و باید در ذهن مخاطب باز شود اگر این اتفاق در ذهن شکل نگیرد آنچه به آن روبه‌رو هستیم «مینی‌مال» نیست.

با رسیدن به دوران وب و انفجار اطلاعاتی «مینی‌مالیسم» بیش از گذشته با اقبال روبه‌رو شد. البته «مینی‌مالیسم» در دوره‌ی جدید خود در ترکیب با چند رسانه‌ای (مولتی‌مدیا) قرار دارد یعنی ایجاز همراه با تنوع. شما باید حرف خودتان را در کمترین زمان ولی با بهترین وسیله بزنید.

حلاجی در کتاب به خوبی ضرورت کوتاه بودن را احساس کرده است و هیچ‌کدام از داستانک‌های او بیش از 66 کلمه نیست ولی با این وجود در فضاسازی و شخصیت‌پردازی برخی از داستان‌ها تکرار یا اطناب وجود دارد که از ارزش‌های «مینی‌مالیستی» ‌اثر می‌کاهد. استفاده از مولتی‌مدیا به عنوان همزاد دیگر می‌توانست روح تازه‌ای به این نوشته‌های خواندنی بدهد.

خاطره یا داستان؟

گسترش فن‌آوری باعث شده است که تقریباً همگان ابزار لازم برای بیان هنری را در اختیار داشته باشند. در عصر ما عرضه کار هنرمندانه بسیار مشکل‌تر شده است. زیرا مخاطبان با حجم بیشتری از اطلاعات روبه‌رو هستند.

عکاسی نخستین هنری بود که با این چالش برای تشخیص روبه‌رو شد با به وجود آمدن دوربین‌های شخصی مرز میان عکاسی هنری و عکس خانوادگی لغزنده‌تر از پیش شد. گاهی در میان عکس‌های خانوادگی می‌توان نمونه‌های درخشانی از عناصر هنری را یافت. اما آن چیزی که در عکس‌های خانوادگی ارزشمند است نه عناصر هنری بلکه خاطره‌ای است که در پشت عکس‌ها وجود دارد و از این طریق فرد با عکس مرتبط می‌شود.

با ظهور وبلاگ‌نویسی و ساده شدن انتشار نوشته‌ها این اتفاق در دنیای ادبیات نیز روی داد. البته نباید از این اتفاق ترسید. پیش از این کسانی مثل اندی وارهول سعی کردند مرز میان هنر – ناهنر را از بین ببرند. اما همچنان این مرز هر چند کمرنگ‌تر از گذشته وجود دارد.

اگر به مجموعه‌ی «تابی برای بیتا» برگردیم برخی از داستانک‌های مجموعه که بیشتر بر پایه‌ی تفاوت شناختی پدر و بیتا بنا شده‌اند قابل تامل‌تر است. اما برخی از داستانک‌ها به ویژه آن‌هایی که با تکیه بر لغزش‌های زبانی شکل گرفته است بیشتر شبیه خاطره است. گویی نویسنده اینجا نتوانسته است از نقش پدر بودن خویش فاصله بگیرد و سعی کرده است با کلمات از کودک خود عکس یادگاری بگیرد تا این خاطره را برای خود و او جاودان کند. قصد من اینجا ارزشگذاری میان خاطره و داستان نیست هر دوی این‌ها دارای ارزش‌های خاص خود از نظر فرهنگی هستند. اما اگر بخواهیم با ملاک‌های ادبی برخورد کنیم (برای این که مجموعه را داستانک بدانیم) برخی از نوشته‌های کتاب فاقد این ارزش‌های ادبی است.

همان‌گونه که عشق بزرگترین آثار ادبی را ساخته است همان چیزی که عشق می‌گوییم سطح پایین‌ترین آثار ادبی را نیز تولید کرده است. شاید در اینجا عشق پدر-فرزندی باعث شده که نویسنده نتواند ملاک‌های ادبی را مدنظر قرار داده و با دیدی نقادانه داستانک‌ها را گزینش کند.

قابل ستایش

با وجود این مجموعه‌ی «تابی برای بیتا» از این نظر که نویسنده به خوبی به مرزهای «مینی‌مالیسم»‌ نزدیک شده است، قابل توجه است. من کتاب را از این نظر دوست داشتم که در آن شور کسی را می‌دیدم که می‌خواهد شلعه‌های ادبیات و نوشتن را از شر بادهای روزمرگی زندگی حفظ کند و این البته قابل ستایش است.

کتاب را در گوگل داک گذاشته‌ام هم می‌توانید ببینید و هم دانلود کنید. شاید بعد از بحث در انجمن شاعران و نویسندگان گراش نکات دیگری هم به این یادداشت افزوده شد.


Advertisements

3 comments

  1. آنچه ما ندیده ایم محمد خواجه پور می داند وآنچه ما نمی دانیم او می بیند.

    «تابی برای بیتا» مجموعه ای از یادداشت های یک ساله ی نگاهی پدرانه به دختر بچه ای شش ساله است.در این اثر راوی پدری کارمند است که همراه شیرین زبانی و تفکرات و دید کودکانه ی دخترش میان اکنون و گذشته ی کودکی اش «تاب» می خورد.نوسان زمان را لمس می کند واز آن حس می گیرد.
    راوی قرار نیست نویسنده باشد. پدری است که هر چه می بیند یادداشت می کند.دقیقا جهت ثبت خاطرات.نویسنده تنها به راوی کمک می کند خاطرات را داستانی ترکند.اما پدر قصه ی ماهنوز بر سر آن است که اغراق نکند. شخصیتی دیگر را قاطی شخصیت مورد مطالعه اش نکند.او یک سال تمام را به وقایع نگاری از دخترش می پردازد.لحظات بیشماری را در پس ستون یا پشت پنجره به نظاره ی زندگی او سر می کند.در اصل وقایع بیشترین امانت داری را می کند .چرا که اعتقاد دارد زندگی کودکان به سادگی همین جملاتند. به صداقت همین اتفاقات هر روزه. به روانی همین لغزش های زبانی.
    اگر چه تابی که برای بیتا بسته شده تابی نیست که بتواند وزن سنگین ادبیات امروز را تاب بیاورد اما تابی هست که بتوان با آن به خلسه رفت.
    اگر این تاب بتواند لحظه ای ناکودکی را بر آن بدارد که تکرار زندگی را نگه دارد و کودکانه بر تاب سوار شود،خود خود خوش وقتی است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s