در همه جا بودن

خواب می‌بینم کمتر از بقیه؛ اما خوابیدنم آنقدر عمیق است که صبح دیگر همه خواب‌ها را فراموش کرده‌ام. گاهی که در میان خواب دیدنی بیدار می‌شود تکه‌های آن را می‌توانم به یاد بیاورم. «خواب» برای من خوابیدن است نه خواب دیدن

این چند روز که ظهرها می‌خوابم. وقتی موبایلم زنگ می‌خورد در میانه دیدن خوابی هستم. خوابی مثل همه‌ی خواب‌ها عجیب. در تاریخ هستم، شاید دوره‌ی عباسی، قاتلی فرار هستم (شاید شیعه‌ای که خلافا را ترور می‌کند) از دیوارها بالا می‌روم و در گنبد و بالا خانه‌ی خانه‌ها قایم می‌شوم. دارم فرار می‌کنم. هر بار با آشنایی در چهره‌ای روبه‌رو می‌شوم. خوبی خواب‌ها به همین «در همه جا» بودن آن‌هاست این که در یک راهپیمایی کیسه زباله هوا می‌کردم. یا مردی کوتوله را از بام کاه‌گلی چهار طبقه پرت کردم.

وقتی عرق کرده بیدار شدم. به این فکر می‌کردم که گوشه‌های تاریخ ما مثل صفاریان، خوارزمشاهیان، اسماعیلیه و … چقدر ظرفیت‌های دراماتیک دارد. این جور وقت‌ها خلسه‌ای چند ثانیه‌ای بیدار شدن از خوابی که بین رویا و کابوس در نوسان است به همه چیز می‌ارزد.

Advertisements

7 دیدگاه

دسته خودنوشت

7 پاسخ به “در همه جا بودن

  1. محمذلی

    احتمالا قهوه تلخ خوردی .مرد کوتوله هم : هی دلت می خواد یکی رو بزنی

  2. بعد اونوقت می​دن فرج فیلم تاریخی بسازه

  3. کم کم دارین خطرناک میشین انگاری!(پاراگراف دوم)

  4. حیف که فروید نیستم وگرنه شاید تعبیر خوبی میکردم.
    تعبیر الکی من اینه:
    «خود» تو داره پشت کلمات پنهون میشه ولی از چی فرار میکنه؟ نمیدونم!
    پ.ن: فک کنم حالا آدرسم درست شده باشه. دی:

  5. رحمانیان

    کتاب تحلیل رویا از یونگ را پیشنهاد میکنم. هر چند از روانشناسا دل خوشی نداریم!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s