رایانشانی

زنگ زده می‌گه می‌خواستم برات نظر بذارم نشد.

گفتم نظر گذاشتن توی وبلاگ من آسونه فقط باید حتما ایمیل‌ات رو هم بنویسی.

می‌گه سه تا کادر بود معلوم نبود چه نوشته.

گفتم اسپلش چی بود؟

گفت: نه فارسی نوشته بود.

لپ تاب رو روشن کردم. رفتم وبلاگم. از اکانت وردپرسم خارج شدم و دیدم اول نوشته «نام (لازم)» و کادر دوم «رایانشانی»

می‌گه: «آره همون خود نامردش بود.»

دست فرهنگستان درد نکنه که باعث شد ربع ساعتی با برادرم حرف بزنم.

آخر ربع ساعت که کم‌کم حرفامون ته کشیده می‌پرسه. راستی اون یکی «وب‌گاه» که لازم نبود بنویسی یعنی چی؟

 

Advertisements

10 دیدگاه

دسته وبلاگی‌ها

10 پاسخ به “رایانشانی

  1. حسین خواجه جعفری

    سلام
    اولش همه می گفتند محمد خیلی کارش درسته! وجودش و حضورش خیلی کمکه! می تونه ایده های خوب بده و خیلی منظمه!!
    من می گفتم: خدمتشون نبودم! نمی شناسمش خوب!
    یواش یواش با کمرنگیهایی که بود، همه می گفتند: حتما مشکلی پیش اومده! والا محمد آدمی نیست که بی خبر بذاره بقیه رو یا آدم رو سر کار بذاره! اگر هم نخواد با جمع باشه، از اون آدمهایی نیست که بقیه رو سر کار بذاره! رک و پوست کنده میگه نمیام! نمی تونم بیام! خوشم نمیاد! رودر بایستی با کسی نداره!! قطعا براش مشکلی پیش اومده! من باز هم گفتم: من هنوز خوب نمی شناسمش! حتما همینجوریه که شما میگین! لابد مشکلی براش پیش اومده!
    کمرنگیها ادامه پیدا کرد، تا دیگه هیچی معلوم نبود! تو ناپدید شدی! با این همه ابزار ارتباطی هم دیگه نمی شد ردتو زد! حالا بقیه مطمئنند که سر کارند! اگه موبایل جواب نمیدی، سر کارند! اگر ایمیل جواب نمیدی سر کارند! شاکی اند که چراسرکارند! ولی من باز هم گفتم: نمی شناسمش! شایدمشکلی براش پیش اومده!
    حالا که دیدم به روز مطلب داری، خیالم راحت شد که الحمدلله مشکلی برات پیش نیومده!

    • می‌دونی خجالت یعنی چی؟
      خوب آدم خجالت می‌کشه. به خاطر همینه که نمی‌تونه جواب بده. حاضر کتک بخوره و حرف نزنه. چون جوابی برای دادن نداره. می‌آم تهران از همتون کتک می‌خورم.

      • حسین خواجه جعفری

        سلام
        راستش من نمی دونم خجالت یعنی چی! از همون موقع که بچه بودم همه میگفتن: این بچه پررو، خجالت حالیش نمیشه انگار! به هر حال شما تشریف آوردی تهران، هم بیا ببینیمت، هم بهمون بگو خجالت چه شکلیه!
        دشمنت خجالت بکشه.

  2. عجب …….پس همون حکایت عدو شود سبب خیر شده…….

  3. حکايت کوتوله هاي رو سياه …

    کيسه هاي دوخته…ماهيگيري از آب گل آلود… و دهها قول و تعبير از اين دست، در ادبيات محاوره اي سرزمين ما موج ميزند، اما امروزها اين تعابير در شهر ما کار آمد تر است… چراي آن را بايد در اعمال و رفتار کساني جُست که به بهانه‌ي تقسيمات کشوري و با سؤاستفاده از حس ناسيوناليستي آدمياني خوب و نجيب، براي خود کيسه‌ي شُهرت دوخته و قصد داشته اند تا از آب گل آلود عقده هاي شخصي صيد کنند… (ادامه …)

  4. کتاب تابی برای بیتا را از کجا دانلود کنیم

  5. salam hamshahri
    lotfan man ro link konid va khabar bedid ta linketon konam

  6. سلام
    وبلاگم با این مطلب بروز شد

    «انتقاد کنیم اما…
    نقدی به نوشته آقای حجت محبی پور»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s