دو زبانگی

ملیکا خودش می‌گوید که چهار سال و نیم دارد. جمعه با او و کیمیا رفتیم پارک.

ملیکا از اول و تا آخر حرف می‌زد. از دوست‌هایش، از این که چند بار به این پارک آمده و شیراز به چه پارک‌هایی می‌رود. از مدرسه‌اش که می‌دانستم نمی‌رود و چیزهای دیگر. می‌گفت هم بلد است شیرازی حرف بزند و هم گراشی. چون مادرش خوشش نمی‌آید گراشی حرف بزند، شیرازی حرف می‌زند ولی با دوست‌هایش گراشی حرف می‌زند. پرسیدم: «حتی توی شیراز؟» گفت توی شیراز هم با دوست‌هایش گراشی حرف می‌زند.

من دوست ملیکا نبودم. من تنها پدر کیمیا بودم که او را به پارک برده بود. ملیکا در تمام یک ساعت با من فارسی حرف می‌زد.

Advertisements

12 comments

  1. با سلام
    متاسفانه بسیاری از خانواده های نو بنیاد که شاید به دلایلی یک پا در منطقه دارند و پایی در شیراز و تهران و دیگر شهر ها با کودکانشان سعی می کنند فارسی صحبت کنند . شاید به این دلیل که مشخص نشود شهرستانی اند .انهم زبان فارسی به قول اوزی ها ( هو نخرده ) که وقت کودک شروع به گفتن می کند می توان به آسانی به سطح دانش عام زبان فارسی والدین آنها پی برد . و این البته خاص این خانواده های مهاجر نیست که معدودی از خانواده های نوبنیاد حاضر در منطقه هم تحت تاثیر آنها و یا تلقی نادرست از زبان مادری با کودکانشان فارسی صحبت می کنند . این کودکان حتی اگر سالها هم در بین فارسی زبانان حشر و نشر کنند به ژرفای زبان فارسی واقف نخواهند شد . و هر فارسی زبانی به راحتی پی می برد که این شخص به قول معروف شهرستانی است .
    کودک اما بنا به روابطی که با دیگر کودکان فامیل دارد و یا بنا به مسافرت با خانواده به منطقه با زبان و گویش خاص منطقه خویش آشنا می گردد . ولی این فقط در حد یک آشنایی سطحی و نه عمقی می ماند و این گونه کودکان هیچ وقت به عمق زبان و گویش منطقه پی نمی برند .حتی اگر عاشق نون و مهیاوه هم باشند . و از آب برکه بنوشند .
    و این وسط این کودکانند که از هم فاسی درست و حسابی یاد نمی گیرند و هم زبان مادری و نیاکانی را .

    • این بینش درستی‌ نیست که اگر این کودکان حتا اگر سالها در بین فارسی زبانان حشر و نشر کنند ،به ژرفای زبان فارسی واقف نخواهند شد.نگرانی‌ها باید به چند دسته ی مجزا تقسیم شوند و جداگانه آنها را برسی‌ کرد.نگران گویش محلّی خودمان هستیم یا نگران فارسی اصیل یا به قول شما فارسی درست و حسابی‌؟ چه کودکانی که فارسی «هاو نواخرد» صحبت میکنند و چه آنهایی که به گویش محلّی صحبت میکنند، اگر با کتاب و بیشتر رسانه‌‌ها رابطه نزدیکی‌ داشته باشند نگرانی برای فارسی اصیل وجود ندارد، اگر تمایل بسیاری به حفظ گویش خودمان داریم، فقط صحبت کردن خانواده ها با فرزندانشان به گویش محلّی کافی‌ نیست، به چه اندازه گویش ما عمیق و اصیل است؟ آیا خود ما که با گویش محلّی با ما صحبت شده است آنقدر به عمق گویش خودمان پی‌ برده ایم آنچنان که شایسته هر زبان یا هر گویشی باشد؟در چند کتاب میتوانیم ساختار یا به قولی‌ دستور زبانمان را بیابیم؟اصلا چند نفر از ما در وب سایت‌هایمان به گویش محلّی مینویسیم؟ ایمیل رّد و بدل می‌کنیم، نامه مینویسیم، پیامک میفرستیم و تمام این‌ها به فارسی می‌باشد،پی‌ بردن به عمق یک زبان یا یک گویش تنها از طریق صحبت کردن خانواده‌ها با فرزندانشان نیست. حتا هیچ فارسی زبانی را نخواهی یافت که فارسی اصیل را فقط در خانواده یاد گرفته باشد. به قول شما این خانواده‌های نو بنیاد هم شاید نیاز به یک درک عمیق و برنامه ریزی دارند که اگر بنا بر حفظ گویش خودمان است چگونه میشود همان اصالت را نگاه داشت و هم چنین یادمان نرود که ما ایرانی‌ هستیم و به پارسی‌ سخن میگويیم.

      • با سلام
        در نوشته من صحبتی از ( فارسی اصیل ) نبود . چرا که اصلا چنین چیزی وچود ندارد . زبان فارسی که همه آن را تحت همین نام می شناسیم خود انواعی دارد که آنچه که معمولا در کتابها و نوشته روزنامه ها و ادبیات و رادیو و تلویزیون – اخبار – به کار می رود تحت عنوان ( فارسی رسمی ) شناخته می شود . الباقی در واقع لهجه های آن زبان است مثل لهجه تهرانی و لهجه شیرازی و لهجه اصفهانی و مانند اینها .
        هر دانش آموز ایرانی می باید زبان فارسی رسمی را به عنوان زبان ملی طبق برنامه بیاموزد و اگر کوشا و با هوش باشد می تواند تا اندازه ی یک متخصص این زبان هم بالارود و کتابها درباره زبان فارسی بنویسد . هم او اگر علاقمند به زبان دیگری باشد – مثلا عربی – و اگر توانیی اش را داشته باشد می تواند متخصص زبان عربی بشود و در باره بسیاری از نکات آن حتی بالاتر از یک عرب مطلب بنویسد . این امر درست مانند مستشرقینی است که در زبان فارسی تحقیق کردند و کتابهایی را حتی تصحیح کردند .
        و این البته منافات ندارد که بگوییم اگر او مثلا اهل آذربایجان است و بعد از طی کردن مراحل علمی حال که متخصص زبان فارسی است پس درست مثل یک تهرانی همه نکات ریز زبان فارسی – و در اینجا لهجه تهرانی – را و از جمله واچگونه هایش را می تواند ادا کند .
        ولی پاسداری از زبان فارسی که وظیفه هر ایرانی است در مقابل فراموش کردن زبان مادری قرار نمی گیرد. هر ایرانی زبان فارسی را می آموزد و به کار می برد . ولی در عین حال به زبان مادریش که لزوما – لهجه تهرانی – نیست هم تکلم می کند .
        و اما راجع به سابقه و تحقیقات زبان لارستانی و اهمیت این زبان شما را دعوت می کنم به وبلاگ بنده هم سری بزنید که در این جا مجال گفتگو تا این اندازه هم خیلی طولانی شد
        با تشکر
        www. gapolap .tk

  2. با سلام
    من همیشه از خوانندگان مطالب زیبایتان هستم
    در مورد انتشار مطالب وبلاگ دانش آموختگان فداغ
    خوشحال میشوم که آنرا منتشر نمایید تا به گوش مسولین محترم برسد
    موفق باشید

  3. مّد نظر من همان فارسی رسمی‌ است که چون اینجا شما از اصطلاح درست و حسابی‌ استفاده کرده بودید، ترجیح دادم که به فارسی اصیل تبدیل کنم.اگر فارسی ما اصیل بود که مجبور نبودیم شعار فارسی را پاس بداریم سر بدهیم. اتفاقا صحبت من این هست که ما نباید زبانها را در مقابل هم قرار دهیم و یادمان نرود که همان‌هایی‌ که به گفته شما به راحتی‌ میشود به سطح دانش عام زبان فارسی آنها پی‌ برد همچنان به درک عمیق از زبان و برنامه‌ای منسجم برای حفظ زبان مادری نيازمندند.من سابقه و تحقیقات زبان لارستانی را انکار نمیکنم، اما همانطور که در نوشته‌ام ذکر کرده ام «… آنچنان که شایستهٔ یک گویش یا یک زبان باشد»نيست, برای آنکه به قولی‌ آن را پاس بداریم. مطمئنا تلاش بعضی‌ از عزیزان چشمگیر است. من همیشه مشتاق کتاب‌هایی‌ هستم که در درک عمیق به خصوص گویش خودم کمک کند.به گویش محلّی با ما صحبت میشد اما موقع کتاب خواندن که میرسید به فارسی تبدیل میشد.به کدام برنامه چنگ بزنم که خودم آن درک عمیق را از گویش مادریم به دست بیاورم و همان را به فرزندم یاد بدهم؟

  4. اضافه می‌کنم که تنها منظور من زبان شناسی‌‌ها یا ریشه شناسی‌‌ها نیست. باز هم یادمان نرود که بچه‌ها داستان حسن کچل را اگر به گویش محلّی مان باشد بیشتر از تحقیقات درباره گویش محلّی مان میفهمند.هر شخصی به قدر موقعیتش در علم و زبان میتواند این آسیبهای دو زبانی را از بین ببرد ،نه فقط با صحبت کردن گویش محلّی در خانواده.

  5. از وقتي گراشيا(لاريها) شروع كردند با بچه هايشان فارسي صحبت كردن اين مساله ذهن خيليا رو درگير كرده و هميشه و همه جا بحثش هست. هر كسي هم نظر خودشو داره و هنوز درست و غلطيش ثابت نشده
    به نظر من اشكالي نداره با بچه هامون فارسي صحبت كنيم. چون انقد تو گراش همه با هم و با بچه ها گراشي صحبت ميكنن كه بچه خود به خود ياد ميگيره. جالبيش اينه اگه مثلا پدر و مادر كاملا فارسي با بچه حرف بزنن و مثلا مادربزرگ كاملا گراشي، كودك خيلي راحت اين دو زبان رو از هم تفكيك ميكنه و با هر كدوم مثل خودشون صحبت ميكنه.و البته ثابت شده كه توي همون سن هاي پايين بچه ها توانايي يادگيري چند زبان رو دارن خيلي راحتتر و سريعتر از بزرگترا

  6. يكي تعريف ميكرد روزي كه مجبور شديم بياييم شيراز و اينجا موندگار شديم بچه اولم هنوز مدرسه نميرفت.(قضيه ٢٠ سال پيشه) همه گراشي باهاش حرف ميزديم و فارسي بلد نبود.خلاصه كودكستان كه فرستاديمش به هيچ عنوان حاضر نميشد بره به خاطر اينكه نميتونست فارسي صحبت كنه. كلاس اول هم به زور فرستاديمش و كلي طول كشيد تا حاضر شد فارسي ياد بگيره و بره مدرسه. ميگفته من نميخوام اونجا همه شيرازي! حرف ميزنن حتي معلم! و من فقط مثل اونا نيستم. البته اين داستان و مشكل رو از چند نفر ديگه تازگيا! هم شنيدم.
    خلاصه اينا رو گفتم كه بگم به نظر من كار غلطي نيست كه گراشي و فارسي و حتي انگليسي! رو بچه از همون اولش ياد بگيره

    • لطفا بفرمائید که آن کودک بیست پیش که مطمئنا گراشی می داند . در زبان فارسی رسمی آیا از دیگران عقب تر است ؟ و میزان دانش زبان فارسی او چه رسمی و چه عامیانه چگونه است ؟

  7. من احساس می کنم گاهی بیش از حد به این دو زبانگی بچه ها گیر میدیم. ته تهش همه چی حل میشه، درست و نادرستش هم دیگه به خود پدر و مادر بستگی داره. بچه ها ظرفیت آموزش هم زبان چند زبان رو دارن و این کاملاً ثابت شده است. پس نگرانی چرا؟
    بعد از امتحانات ترم حتماً جهت دریافت نسخه های چلچراغ مزاحم میشم.
    خواننده ی مطالب شما هستم اما هیچ وقت به چپ و راست و گوشه ها نگاهی ننداختم. اینبار بر حسب اتفاق چشمم خورد به تنفس دهکده. ممنون میشم جاش رو با من و همه چیز عوض کنید.

    • با عرض سلام دوباره
      دوستان خوب است توجه کننیم به انچه که مایه اصلی و اس اساس کلام بنده بود . بحث بر سر ظرفیت و توانش کودکان برای یاد گیری و چند زبانه بودن آنها نیست . هر چند در این باره که این گونه کودکان باید گفت نهایتا – البته وقتی که در حدود نوجوانی است – آنهابه یکی از و البته غالبا با زبانی که برتری فرهنگی – حالا به هر دلیلی – در جامعه ای که در ان زیست می کند ؛ داشته باشد ؛ گفتار روز مره خویش را سامان می دهد . هر چند اگر ضرورت داشته باشد به دیگر زبانها یی که می داند هم می تواند گفتار خودش را در عین حال عوض نماید . ولی مطمئنا او هر کلمه از جایی را در گفتارش به کار نمی برد وغالبا تنها به زبان به اصطلاح برتر گفتگو خواهد کرد .
      و اما بحثی که من مطرح کردم برمی گردد به خود باختگی فرهنگی که بعضی ها در منطقه و در شهر های بزرگ اصولا با کودکانشان به زبان لارستانی تکلم نمی کنند و این زبان دون شان تلقی می کنند . بهانه هم این است که کودکان ما در مدرسه و در جامعه اگر به فارسی تکلم نکنند ؛ عقب خواهند ماند. بنده عرض کردم این اندیشه از هر دو حهت معیوب است .

  8. خب به نظر من خوبه که یک کودک بتونه گراشی رو صحبت کنه و همچنین فارسی رو به راحتی صحبت کنه!من خودم گراشی هستم ولی چون از وقتی کوچیک بودم باهام فارسی صحبت کردن گراشی رو نمیتونم صحبت کنم ولی کاملا میفهمم به نظرم حتی اینجوریم خوبه که هر دو زبان رو میفهمم ولی خب وقتی میام گراش حس میکنم اگر گراشی بلد بودم حرف بزنم خیلی بهتر بود و راحت تر بودم:D

    ولی در کل به نظرم تمام کودکانی که در گراش زندگی میکنن خود به خود میتونن گراشی رو صحبت کنن حتی اگر مادر و پدرها باهاشون فارسی صحبت کنن پس به نظرم این مشکلی نیست که بچه ها مثلا نه درست بتونن فارسی صحبت کنن و نه گراشی…من تمامی کودکانی رو که در گراش زندگی کردم هرکی که تقریبا دورم بوده در مدت کوتاهی که میرم گراش دیدم که هم میتونن گراشی حرف بزنن و هم فارسی

    فقط خوب تر میشه اگر وقتی بچه ها فارسی حرف میزنن سعی کنن از قاطی حرف زدن پرهیز کنن به نظرم این اصلا جالب نیست البته وقتی بزرگ میشن فکر کنم متوجه میشن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s