بنیادگرایان غرب‌زده

هر گاه به مفهوم غرب‌زدگی اشاره می‌شود بلافاصله نام جلال آل‌احمد به یاد می‌آید. جزوه غرب‌زدگی او اثری گفتمان‌ساز بود اما باعث شد که غزب‌زدگی در شکل ساده‌ی خود تعریف شود. نوعی غرب‌زدگی که در عبارتی منصوب به تقی‌زاده بازتاب پیدا می‌کند: «از ناخن پا تا موي سر بايد غربي شد».

اما آیا غرب‌زدگی شکل‌های پیچیده‌تری ندارد؟ غرب‌زدگی تنها در ظاهر نیست. غرب‌زدگی می‌تواند به شکل غرب‌بنیادی باشد یعنی مفاهیم تنها در نسبت (له یا علیه) مفاهیم و مناسبات غربی تعریف شود. همان طور که دوره نخست روشنفکران ایرانی دچار غرب‌زدگی برای نزدیکی به غرب بودند برخی از مذهبیون نیز با تعریف خود «علیه غرب» دچار نوعی دیگری از غرب زدگی شدند. آنان با طرد آنچه غربی بود دنیای ارزشی خود را بنا می‌کردند.

اما مساله به همین سادگی نیست. بنیادگرایی برای نفی غرب به دنبال نشانه‌هایی از تایید خود در اندیشه غربی می‌گشت به همین علت با دیدگاه‌های انتقادی نسبت به تمدن غربی و مدرنیسم احساس قرابت می‌کرد و این سو برداشت به وجود آمده بود که هر دیدگاه انتقادی غربی یا تلاش غرب برای درک فرهنگ‌های دیگر را تاییدی بر نقص و یا اضمحلال فرهنگ و تمدن غربی، تعبیر می‌شد.

یکی از آخرین نمونه‌های از این نوع غربزدگی در میان ایرانیان بنیادگرا (اصول‌گرا) را در برخورد آنان با نقل‌قولی از فوکویاما می‌توان به وضوح دید:

 

« شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست، پرنده ای است که دو بال دارد. یک بال سبز و یک بال سرخ ». این مطالب را وی در اوج پیروزی های ما در سال 1365 می گوید و ادامه می دهد: «بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالت خواهی اوست چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است نمی توانید کسی را تسخیر کنید که مدعی است فردی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پر از عدل داد خواهد کرد.»

 

این مطلب در وبلاگ‌های بسیاری تکثیر و کپی شد و با هیجان مورد استقبال قرار گرفت. از جمله در سایت حوزه، سایت دانشگاه بقیه‌الله و … من آن زمان که یکی از دوستان (مهدی وفایی‌فرد) مطلب را بازنشر کرده بود در کامنت‌های او نوشتم:

1. این مطالب بدون منبع معتبر باد هواست و احتمالاً همه‌مان سر کاریم. ادبیات مطلب را نگاه کنید اصلاً یک ادبیات آکادمیک و آمریکایی نیست.

حتی بعد از این که فوکویاما در مصاحبه با بی‌بی‌سی این گفتار را تکذیب کرد باور آن برای گروهی سخت بود. در حالی که پیش از نیز با ادبیات به کار برده شده می‌شد پی برد که این گفتاری جعلی است که برای ارضای نیاز به تایید از سوی غرب، ساخته شده است. این نیاز به تایید را جاهای دیگر نیز می‌توان ردیابی کرد. نمونه روژه گارودی یا شهید مهدی آنیلی شکل‌های دیگری از تمایل به تایید از سوی غرب است. این مساله البته تنها مختص این گروه نیست بلکه بسیاری از شرقیان و در این مورد خاص ایرانیان به دنبال نشانه‌های کوچکی از فرهنگ خود در میان انبوه فرهنگ غربی می‌گردند. نام بازیگر ایرانی را در لابه‌لای تیتراژ پایانی فیلم هالیوودی جستجو می‌کنیم و یا معتقدیم نیمی از دانشمندان ناسا ایرانی هستند. من این رفتار بنیادگرایان (اصول‌گرایان) را شکل دیگری از رفتار ناسیونایستی و یا بهتر بگویم هویت‌خواهانه می‌بینم. اگر بنیادگرایی تفکری غنی باشد خودبنیاد و استوار خواهد بود و هیچ‌‌گاه نیاز به این‌گونه تاییدها در آن به وجود نمی‌آید.

همان‌طور که گفته شد شکل‌های قدیمی‌تر که بر اساس تفکر دوتایی بنا شده با تعریف مفهومی به نام غرب خود را علیه آن تعریف می‌کردند. اما گروه‌های جوان‌تر که به دلیل گرفتار شدن در سیطره فن‌آوری و به تبع آن فرهنگ غرب، دست از انکار کامل برداشته و سعی می‌کنند که از میان خود غرب، به دنبال نقیض آن باشند یا این که تاییدی برای خود پیدا کنند. نمونه‌ای از این گرایش‌ها آنانی هستند که کلیت اندیشه‌های آخرالزمانی و موعودگرایی را در زیر مجموعه مهدویت قرار می‌دهند. یا آنان که مطالعات فرهنگی یا نظریه‌های انتقادی را به دلیل دیدگاه انتقادی به غرب نشانه اضمحلال آن می‌دادند.

دیدگاه من این است که دوگانه ما-غرب دیگر موضوعیتی ندارد بلکه باید گفت ما همه در دنیای مدرنی هستیم که در ساختن‌اش کم و بیش نقش داشته‌ایم.

پانوشت‌ها:

مفهوم بنیادگرا و غرب‌زده در این یادداشت و در دید من با بار منفی استعمال نمی‌شود بلکه عباراتی برای توصیف است.

این یادداشت نوشته شده بود و می‌دانستم جایی در خلال گودر چیزی در این مایه‌ها خوانده‌ام. بعد مصاحبه‌ی حامد زارع عزیز را با دکتر طباطبایی و دکتر پورجوادی خواندم. بحث‌ها آن‌ها البته عمیق‌تر و خواندنی‌تر از این یادداشت کوتاه‌ ست.

Advertisements

3 comments

  1. عالی بود. دست‌ت درد نکنه. حضرات با استفاده از حقه‌های ژورنالیستی هر دروغی رو به واقعیت غیرقابل انکار تبدیل می‌کنن. حالا هزاران نفر هستن که اون ادعا رو شنیدن اما مطمئنا سال‌ها هم اگه بگذره، به گوش‌شون نمی‌رسه که دروغ به این بزرگی فقط ساختهٔ غرب‌زده‌های مضاعف و مرعوب‌ه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s