رسانه عليه رسانه

در روزنامه‌نگاری محلی با توجه به ارزش خبرهای، روزنامه‌نگار بایستی مسائل را به شهر و منطقه انتشار مرتبط کند. به خاطر همین چند سالی است که کار و نوشته‌ای در نشریات سراسری نداشتم. تا حالا که یادداشتی درباره کتاب خواندنی «درباره تلویزیون و سلطه ژورنالیسم» در صفحه اندیشه روزنامه «ملت ما» منتشر شده است. ممنون از لطف صادق که مطلب را در اختیار «ملت ما» قرار داد و البته سستی از من بود که مطلب را ویرایش نکرده‌ام. درباره این کتاب پیش از این در برنامه «نقد کتاب» رادیو فرهنگ با مترجم کتاب «دکتر ناصر فکوهی» گفتگو کردم که فایل آن را می‌توانید دانلود کنید.

رسانه علیه رسانه

روشنفكران و متفكران فرانسوي همواره براي كتابخوانان ايراني داراي جذابيت زيادی بوده‌اند و كتاب‌هاي آنان با اقبال مناسب خوانندگان روبرو مي‌شود. حتي بعضي از كتاب‌هاي مهم كساني همانند فوكو داراي چندين ترجمه است.كتاب «درباره تلويزيون و سلطه ژورنالیسم» نوشته پير بورديو سال از سوي انتشارات آشيان منتشر شده است. كتاب از دو گفتار به هم مرتبط و پيوستي به نام «سلطه ژورناليسم» تشكيل شده است.پير بورديو مولف اين كتاب سال 1930 در جنوب شرقي فرانسه متولد شد و پس از 72 سال زندگي در سال 2002 درگذشت.

پیر بوردیو

بورديو جامعه‌شناسي مطرح است اما شايد براي دانش‌پژوهان ديگر رشته‌ها، به اندازه انديشمندان ديگر فرانسوي شناخته شده نباشد. دكتر فكوهي عضو هيات علمي دانشگاه تهران از جايگاه بورديو در ميان روشنفكران فرانسوي مي‌گويد:اگر ما بخواهيم در حوزه دانشگاهي فرانسه و حوزه انديشه بطور عام صحبت كنيم بايد اين دو حوزه را از هم جدا كنيم.

بورديو به دليل پرسماني كه مطرح مي‌كند به صورت‌هاي مختلفي در جامعه فرانسه حضور داشته است.حوزه‌هايي كه بورديو در 20 سال آخر عمرش در آن فعالیت داشت، حوزه جامعه‌شناسي و سپس حوزه روشنفكرانه بود. در فرانسه مثل ايران حوزه روشنفکری در حوزه دانشگاهي تعريف نمي‌شود. ديگر حوزه عام و عمومي بود. عرصه تلويزيون در فعاليت‌هاي اجتماعي حوزه سوم فعالیت او بود. اين سه حوزه حضور را بايد از هم جدا كرد.

حضور بورديو در حوزه دانشگاهي براساس مفاهيمي است كه بورديو در جامعه‌شناسي به وجود آورد كه معروف‌ترين آنها عادتواره، ميدان و نبرد نمادين است. همينطور روش‌شناسي خاصي كه براي جامعه‌شناسي مطرح كرد كه روش‌هاي پژوهش‌هاي كمي و كيفي را به هم نزديك كرد.

اين حضور بورديو از طريق كرسي جامعه‌شناسي در كولژ دو فرانس انجام مي‌شد. در فارسي يكی از ترجمه‌هاي خود من به نام «درسي درباره درس» است كه درس اول بورديو در كولژ دو فرانس درباره جامعه‌شناسي است. هر استاد حاضر در كولژ دو فرانس يك درس اوليه مي‌دهد و مي‌گويد ابعاد فكري‌اش چيست. اين كتاب ترجمه شده مي‌تواند حضور قدرتمند بورديو در جامعه‌شناسي فرانسه را نشان ‌دهد زيرا بورديو مجموعه‌يي از خطوط فكري را مطرح مي‌كند كه يك پروژه نظري و يك نظريه كامل را مي‌سازد كه مي‌شود در حوزه‌هاي مختلف مورد استفاده قرار داد. در جامعه‌شناسي اين نظريه بيشتر در نظريه‌هاي تربيت استفاده مي‌شود اما خود بورديو اين نظريه را در كتاب‌هاي مختلف خود استفاده كرده است.

اين كتاب در حوزه سوم يعني حوزه رسانه‌يي و عمومي قرار مي‌گيرد. در حوزه اول بورديو جايگاه تثبيت شده داشت. با مرگ بورديو نظريه بورديويي به فراتر از فرانسه رفت و البته به هر حال موافقان و مخالفاني هم دارد.ژورناليسم در اين كتاب تنها شامل روزنامه‌نگاران نيست بلكه تمام نقش‌آفرينان رسانه‌ها را دربر مي‌گيرد. بورديو ازجمله انديشمنداني است كه به نقش‌آفريني جامعه‌شناسي در سطح جامعه اهميت مي‌دهد.دكتر فكوهي مترجم، نگاه بورديو به رسانه‌ها را اينگونه مي‌داند: «حضور بورديو تا زماني كه زنده بود در حوزه جنبش‌هاي اجتماعي خيلي قوي بود و در همانجا بود كه به نقش رسانه‌ها خيلي پرداخت و به نوعي رسانه‌ها را بشدت مورد حمله قرار داد و معتقد بود رسانه‌ها در فرانسه تا حد زيادي بازي قدرت را انجام مي‌دهند. اين كتاب يكي از كتاب‌هايي بود كه بورديو توسط انتشاراتي كه خودش تاسيس كرد، منتشر كرد. چون بورديو معتقد بود گفتمان آكادميك خودش براي مردم عادي در دسترس نيست، كتاب‌هايي را منتشر کرد و مفاهيم نظري و جامعه‌شناختي را با زبان ساده‌تري در اختيار مردم قرار داد. اين كتاب به زبان ساده‌تري نوشته شده است.»«ميدان»، مفهوم كليدي مطرح شده در كتاب است. واژه ميدان در حيطه‌هاي ادبي، هنري، سياسي، ديني، پزشكي و علمي به كار گرفته شده است. ساد‌ه‌ترين تعريف از ميدان اين است: «ميدان جهان خرد بسته‌يي است درون جهان كلان و باز اجتماعي.» مترجم كتاب، مفهومي ساده‌تر و عام‌تر از ميدان به ما مي‌دهد. ميدان در مفهومي كه بورديو مطرح مي‌كند ربطي به اين يا آن حوزه اجتماعی ندارد. در اين كتاب ميدان در رابطه با مطبوعات يا تلويزيون مطرح شده است. همين بحث را درباره دانشگاه و سينما هم مطرح مي‌كند. ميدان پهنه‌يي است كه گروهي از كنشگران اجتماعي با مشخصات نسبتا نزديك در كنار هم قرار گرفته‌اند و بر اساس كاركردها و ساز و كارها در پهنه با هم در رقابت هستند، براي به دست آوردن امتيازات. مثلا در دانشگاه رقابت بين اساتيد براي رسيدن به رتبه علمي بالاتر است. در روزنامه مساله رسيدن به مرتبه بالاتر است.منفي يا مثبت بودن مدنظر بورديو نيست. او رابطه ميان كنشگران را به عنوان ديناميسم ميدان درنظر مي‌گيرد. بيشتر بحث بورديو اين است كه اگر ميدان فهميده نشود مي‌تواند به جهت منفي برود و ساختارهاي تحميل ‌كننده را افزايش دهند ولي فهم آنها به بارآور شدن ميدان كمك مي‌كند.جالب اين است بورديو اين درس گفتارها را براي تلويزيون ضبط كرده و پخش شده است. او از يكسو معتقد است كه هدف ما از شركت در تلويزيون نه براي گفتن چيزي بلكه براي اين است كه ديده شويم اما از جنبه‌يي ديگر دستاوردهاي پژوهش بايد در اختيار همگان قرار گيرد.شكستن ساختارهاي تحميل شده تلويزيوني آرزويي است كه بورديو دارد و اميدوار است بتواند از تلويزيون عليه خودش استفاده كند يا اينكه حداقل پشت صحنه آن را افشا كند.

با افشاي اينكه حتي اگر سانسور سياسي و خارجي وجود نداشته باشد، ساختار ميدان رسانه‌يي باعث سانسور مي‌شود. عواملي مانند سرعت، منافع اقتصادي، جذب مخاطبان و رقابت شديد خواسته يا ناخواسته باعث سانسور مي‌شود.تصويري كه بورديو از محيط رسانه‌ها يا به اصطلاح خود ميدان ژورناليسم دارد تصوير مخاطبان و روزنامه‌‌نگاراني نيست كه گرفتار ملزومات بازار و شغل خود هستند و به دليل اين سانسورها رسانه‌ها نمي‌توانند كاركرد حقيقي را انجام دهند. با اين نگاه آيا اميدي نيست كه رسانه‌يي مطلوب به وجود بيايد. ناصر فكوهي به اين پرسش پاسخ مي‌دهد.بحثي كه شما مي‌كنيد به نظريه بورديو وارد شده است. گروهي معتقدند كه نظريه بورديو جبرگرايانه است و در آن عامليت يا قابليت كنشگران لحاظ نشده است. خود بورديو معتقد به اين نيست. او معتقد است هرچند از ساختار صحبت مي‌كند اما از قدرت كنشگران هم صحبت مي‌كند. بورديو قبول دارد كه تئوري‌هاي ساختاري عمدتاً جبرگرا هستند اما معقتد است تئوري خود او، تئوري ساختاري او، خيلي خاص است و از ساختارهاي ساختارمند و ساختارهاي ساختاردهنده صحبت مي‌كند. در تئوري او كنشگر يك كنشگر منفعل نيست.كسي كه به شناخت از ديناميسم ميدان بپرسد مي‌تواند برخلاف جريان آب عمل كند و موثر هم باشد.بورديو در بخشي از كتاب به نكته جالبي اشاره مي‌كند. گويي كه به جامعه ايران نظر دارد. او مي‌گويد كه رسانه‌ها دچار چرخه‌ اطلاعات شده‌اند و اين مساله باعث شده است آنها از دنياي واقعي دور بيفتند و به سانسور ناخواسته واقعيت دچار شوند.او مي‌گويد: «هيچ‌كس به اندازه خود ژورناليست‌ها، روزنامه‌ها را نمي‌خواند. آنها همواره به اين باور گرايش دارند كه همه مردم روزنامه را مي‌خوانند و فراموش كرده‌اند كه بسياري از مردم اصلا روزنامه نمي‌خوانند و آنها هم كه مي‌خوانند، صرفا يك روزنامه مي‌خوانند و بسيار بعيد است كه كسي جز خود روزنامه‌نگاران، در يك روز هم لوموند بخواند و هم فيگارو و هم ليبراسيون.درواقع ژورناليست و خبرنگاران تلويزيون به جاي رفتن به جامعه، خبرهاي خود را از يكديگر كش مي‌روند. كتاب «درباره تلويزيون» كتابي است كه مي‌تواند نگاه شما به دنيا، رسانه‌ها و حتي ديگر عناصر اجتماعي را تغيير دهد. از اين رو تنها جامعه‌شناسان تنها مخاطبان كتاب نيستد.

سه شنبه ، 23 فروردين 1390روزنامه ملت ما

Advertisements

۱ دیدگاه

دسته مقاله, رسانه

1 پاسخ به “رسانه عليه رسانه

  1. بازتاب: موتور جستجوي تالارگفتمان فارسي » Blog Archive » رسانه علیه رسانه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s