دوست داشتن در دور دست

یکی از نشانه‌های پیری، یا شاید میانسالی این است که وقتی کسی را می‌بینی به جای این که او را به یاد بیاوری سعی می‌کنی چهر‌ه‌اش را با کسی که روزی دیده‌ای و می‌شناخته‌ای تطبیق دهی. اگر یک بار به بچه‌ای گفتی: «تو پسر غلام احدبیگی نیستی؟» یعنی این که سی را گذرانده‌ای و باید فکری به حال خودت بکنی.

فاجعه‌تر آن است که نوجوانی که دیده‌ای فرزند دختری باشد که با او به کودکستان می‌رفتی. یا فرزند یک عشق دبیرستانی که تصویر محوی از او در ذهن داری و دوباره آن تصویر شکل می‌گیرد و زنده می‌شود. این جور وقت‌ها حتی نمی‌توانی بپرسی: «دت کئش؟» حتی دخترها نام مادرشان را نمی‌گویند. گاهی این جور آدم‌ها با دلتنگی هر دختر بچه‌ای یا پسر بچه‌ای را می‌بییند ذهن‌شان پیکساوار تصویر را در دسته یکی از آن تصویرهای کمرنگ و فراموش شده قرار می‌دهد.

بدبخت‌ترین ما میان‌سالان؛ آن‌هایی هستند که هر وقت مدرسه‌ای تعطیل می‌شود با حسرت نگاه می‌کنند و می‌دانند هیچ کدام از این بچه‌ها نمی‌توانست بچه‌ی او باشد. آن‌هایی که حتی یک دوست داشتن در دور دست را هم تجربه نکرده‌اند.

Advertisements

2 دیدگاه

دسته دم نوشت

2 پاسخ به “دوست داشتن در دور دست

  1. صادق رحمانی

    صادق در گوگل باز نوشته: وقتي که ۸۰ سالت شد … اين تو بودي که گفتي که من رو دوست داري …
    نتونستم چيزي بگم . فقط اشک در چشمانم جمع شد .

    اون روز بهترين روز زندگي من بود ، چون تو هم گفتي که منو دوست داري .

    به کسي که دوستش داري بگو که چقدر بهش علاقه داري و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي چون زماني که از دستش بدي مهم نيست که چقدر بلند فرياد بزني اون ديگر صدايت را نخواهد شنيد

  2. یادم افتاد تا سی‏سالگی چیزی نمانده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s