امشب که باران حرف می‌زند

ساعت سه و بیست و نه دقیقه نیمه شب است. بعد از ماه‌ها باران درست و حسابی زده است. ۷ آذرماه ۱۳۹۱ است. فقط خواستم بگویم. بخاری‌ها را بیرون آورده‌ایم ولی هنوز درست و حسابی روشن نکرده‌ایم. اسفند هم زمستان تمام می‌شود با این اوضاع بیش از سه ماه فصل سرما یا همان زمستان نداریم. البته سرما که بیاید درست و حسابی می‌آید. خشک و سوزان.

بگذار امشب باران برای خودش وراجی کند. کیمیا و فاطمه خوابند و من دارم با شماره یازدهم افسانه کلنجار می‌روم.

عکس

اگر باران ببارد و بماند، فردا این طوری باید بروم سر کار

Advertisements

4 comments

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s