چرا می‌خواهم پولدار باشم؟

نه برای داشتن ماشین ساده و مدل بالا ، نه برای ساختن یک خانه رویایی، نه برای سفرهای این ور آن ور دلم پولدار شدن نخواسته است. حسرت آن‌هایی که همه یا بعضی از این‌ها را دارند، ندارم.

تنها یک وقت است که خیلی دلم می‌خواهد پولدار باشم. خیلی پولدار هم نه به اصطلاح ادبا مستغنی باشم. این قدر که بتوانم دخترم را نفرستم مدرسه و خودم آنقدر فرصت داشته باشم که چیز یادش بدهم. نه این فکرکه کنم معلم خوبی هستم بلکه دلم می‌خواهد تمام آن مزخرفات کتاب‌های درسی را از اول کلمه به کلمه بخوانم شاید چیزی جامانده باشد. یعنی واقعا توی آن همه سال و آن همه کتاب، کلید زندگی کردن نبود؟

دلم می‌خواهد دخترم دنبال آن کلید نگردد نه این که فکر کنم پیدایش می‌کنم و به او می‌دهم. می‌خواهم عمرش را دنبال این چیزها تلف نکند. یک جور دیگر تلف کند.

Advertisements

2 comments

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s