راهی به انقیاد انسان، طبقه بندی احساسات با فناوری

الف. این یک نوشته خام است که از گسترش یک تویت به وجود آمده است.

ب. یکی از مهمترین کارهایی که در دوران صنعتی شدن انجام شدن مدون و معدود کردن راه‌‌های شناخت بود. در این دوران راه‌های شناخت به شناخت تجربی محدود شد و به تدریج شیوه‌های دیگر دریافت نامعتبر شد.

پ. با محدود شدن به شناخت تجربی شیوه ارسطویی طبقه‌بندی همه چیز آغاز شد و از اینجا راه برای ایجاد علوم مختلف و مرزبندی آن‌ها باز شد تا طبیعت به انقیاد انسان دربیاید. رسیدن به صنعت و فناوری حاصل پذیرش یک سری محدودیت‌ها از جمله حذف شدن احساسات بود.

ت. حالا به مرحله‌ای رسیده‌ایم که فناوری که روزگاری به دنبال حذف احساسات بود در حال دسته‌بندی آن است تا بتواند همانگونه که طبیعت را به ظاهر مهار کرد انسان را نیز کامل مهار کند. این کار تازه‌ای نیست آرزوی کنترل داشتن بر دیگری از اولین آرزوهای خودخواهانه بشر بوده است. دسته‌بندی احساسات و واکاوی آن گامی برای عملی شدن این آرزو است. فناوری در این راه نقش اساسی دارد. هر واژه‌ای که ما در اختیار موتورهای جستجو و شبکه‌های اجتماعی می‌گذاریم امکان دسته‌بندی درون‌مان را برای آن‌ها فراهم می‌کند.

ث. یکی از نشانه‌های در دسترس دسته‌بندی احساسات ما استفاده از شکلک‌های و اسمایلی‌هاست.  اگر کلمات ممکن بود با ابهام وایهام استفاده شوند، این نشانه‌های جدید صریح و ساده و ماشین‌فهم هستند.

ج. شاید روزی برسد که داشتن خشم برای ما یک چیز ممنوعه باشد. یک ممنوعه خواستنی که نمی‌توانیم به آن برسیم. یک آزادی از دست رفته.

چ. هر آسایشی حاصل فروش یک آزادی است.

emotions

Advertisements

5 comments

  1. سلام
    شما وبلاگم منو دنبال میکردین، چون ایمیلتونو نداشتم، مجبور شدم که اینجا براتون کامنت بذارم، اگه تا الان نوشته های منو دنبال میکردین، حتما در جریان چرایی پروتکت شدن وبلاگم هم هستین، احساس میکنم به احترام دنبال کردن نوشته هام تو این مدت، به نوعی بهتره براتون دلایل کارم رو بگم، یا لاقل هر کار میکنم، یهویی وبلاگم رو تغییر ندم. اگه نمیدونین در مورد چی صحبت میکنم خیلی خلاصه اش اینه که وبلاگم توسط آدمای حقیقی دور و برم پیدا شد. در حال حاضر، احساس میکنم دلم میخواد لاقل برای مدتی پروتکت بنویسم، اینکه نهایتا چه کار خواهم کرد رو نمیدونم، اما فعلا که پروتکت مینویسم، پسورد وبلاگم رو کسی نخواهد داشت، مدتی برای خودم خواهم نوشت، منظورم اینه که در تمام این مدت، باز هم خواهم نوشت، آدمی که شروع میکنه به نوشتن به این راحتی بیخیال نمیشه، شاید بعد از مدتی، با گذشت زمان دوباره وبلاگم رو پابلیک کنم، اونوخ یهو میبینین ده تا پست جدید همش با هم اومده، دلیل اینکه این کار رو میکنم، اینه که نمیدونم چند نفر از آدمای حقیقی دور و برم اینجا رو میخونن، البته زیاد با این قضیه مشکلی نداشتم، اما فکر نمیکردم یکیشون بیاد علنا به روم بیاره این قضیه رو. علی ایُّ حال، دلیل قانع کننده ای واسه کارم ندارم، یه واکنش کاملا احساسی دارم میدم به ماجرا، ولی بهم حق بدین که بعد از 250 صفحه نوشتن از خصوصی ترین مسایل زندگیم، دلم بخواد، مدتی آروم باشم. فکر نمیکردم روزی بخوام اینکارو کنم، ولی کردم دیگه، شمام گیر ندین. ایده آلم این بود که هیچ کسی به روم نمیاورد، ولی خوب ایده آلها هیچ وخت به واقعیت نمیپیوندن. درکم کنین خوشحال میشم که منم درکتون کنم. آفرین. من نوشته هاتونو میخونم. کیپ گوینگ،
    با احترام
    سرجوخه

    • سلام
      هر وبلاگ‌نویسی این حق را به شما می‌دهد و خوشحالم که این موضوع برای شما مهم بود و این قدر محترمانه توضیح دادید.
      از این به بعد هم در هر گوشه دراندشت وب نام سرجوخه را ببینم خوشحال می‌شوم و دنبال می‌کنم. اگر نام دیگری هم گرفتی. ایمیل من Gerash در جی‌میل است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s