حق حرف

با کیمیا و همسر نشستیم پای غذا، کیمیا حرف می‌زند و حرف می‌زند و حرف می‌زند. گاهی سوالی از من که بابایی باشم و او که مامانی باشد می‌پرسد و ما بین بین لمباندن سالاد و دیدن تلویزیون جوابی می‌دهیم. حالت کم دردسرتر این است که با قاشق و عروسک‌اش صحبت کند. در این حالت هم پچ‌پچ گاه گنگ و گاه واضحی شنیده می‌شود که تمرکز آدم رو روی ران مرغ از بین می‌برد.

همسر گرانقدر می‌گوید: «می‌تونی یک دیقه حرف نزنی؟»

مکثی می‌کند و غذا را که قورت داد می‌گوید: « من خره‌ام» و رو به من می‌گوید: «بابایی هم شرک» و با مادرش اشاره می‌کند: «مامانی هم فیونا» من مشکلی با شرک بودن ندارم. کیمیا هم راضی است که خره باشد اما حق داشته باشد حرف بزند و حرف بزند و حرف بزند. تصمیم با فیونا است.

Advertisements

۱ دیدگاه

دسته قصه‌های من و همسر, قصه‌های من و دختر

1 پاسخ به “حق حرف

  1. بازتاب: حق حرف | گراش آنلاین

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s